تبليغاتX
روانشناسی کودک
مقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان

 

 انضباط در کودکان


 

 

انضباط يعني حذف رفتار غلط از طريق آموزش. به اين ترتيب انضباط صرفا تنبيه نيست و هدف غائي آن آموزش خويشتنداري به كودك است. تنبيه طاقت فرساي كودك به منظور كنترل رفتار او فرايند يادگيري را مختل كرده و در قبال تكيه بركنترل خارجي بهاي گزافي رامي پردازد كه همانا تكوين نيافتن خويشتنداري است. روشهاي شايع و موثر در كنترل رفتار نامطلوب كودكان عبارتند ازسرزنش؛ تنبيه بدني وتهديد كردن ؛كه آثار جانبي زيانبار بالقوه اي براحساس امنيت و اعتمادبه نفس كودكان دارند. هر چه از سرزنش بيشتر استفاده شود اثربخشي آن بيشتر تقليل مي يابد. نبايداجازه داد كه دامنه سرزنش از ابراز ناخشنودي درباره يك ميل خاص كودك تجاوز كرده وبه عبارات تحقيرآميزي برسد كه كودك ممكنست آنرابه منزله فقدان علاقه به خودتلقي كند. سرزنش ممكنست تا سطح بدرفتاري رواني افزايش يابد.


تاثير تنبيه بدني خفيف وت كراري نيزبتدريج كم شده و والدين را وسوسه مي كند تا تنبيه جسمي را شديدتر كنند و به اين ترتيب خطربدرفتاري باكودك را افزايش مي دهد. شايد قويترين و از نظر روانشناسي ؛زيانبارترين راه كنترل كودك آن است كه والدين تهديد كنندكه كودك را رها يا از او صرف نظر مي كنند.كودكان در هرسني ممكنست تا مدتها پس ازتهديد در ترس و اضطراب باشند كه مبادا والدين را ازدست بدهند. يكي از روشهاي رايج ديگر عبارتست از تقويت مثبت رفتار پسنديده كه وسيله اي كارآمد براي شكل دادن به رفتاركودك است؛ بويژه اگرتقويت مثبت بلافاصله پس از رفتار پسنديده صورت گيرد. اين روش؛ خويشتنداري و اعتماد به نفس را تقويت مي كند.


تربيت فرزند شامل برقراري توازني پويا بين محدود كردن ازيك سو و دادن آزادي ابراز وجود و امكان كاوشگري و تشويق آنها ازسوي ديگراست. كودكاني كه رفتار غير قابل كنترل دارند هنگامي كه براي رفتارهايشان محدوديتهاي روشني تعيين وبرآنها تاكيد مي شوداصلاح شوند.به طور كلي با اعمال محدوديتهاي روشن ؛كودك احساس راحتي وامنيت بيشتري مي كند. به هرحال والدين بايد درمورد زمان ومكان اعمال محدوديت با يكديگر توافق داشته وسپس باتوجه به قدرت شناخت كودك؛محدوديت وپيامد شكستن آن را بوضوح به وي نشان دهند.تاكيد بر اجراي محدوديت بايدثابت ومحكم باشد. يادگيري تعداد زيادي ازحدومرزهاي رفتاري براي كودك دشواربوده و ممكنست مانع رشد طبيعي خودمختاري دركودك شود لذاحد و مرزهابايد منطقي وباتوجه به سن و مزاج كودك و سطح رشد و نمو تعيين شوند.


خاموش شدن نيزروشي منظم براي حذف يك رفتار آزاردهنده ونسبتا بي ضرر باناديده گرفتن آن است.براي انجام اين شيوه ابتدا بايد دفعات عادي بروز رفتارثبت شود تادرك واقع گرايانه اي ازابعاد مشكل وارزيابي ميزان پيشرفت درحذف آن بدست آيد .بايدبه جاي رفتارنادرست ؛رفتارمثبت وپسنديده اي كه والدين بتوانند آنرا تقويت كنند به كودك ياد داد. والدين بايد بدانندكه رفتار ناپسند قبلي ؛ پيش ازآنكه كاهش يابد؛ممكنست تاهفته ها دفعات وشدت آن افزايش داشته باشد. روش محروم كردن نيز يكي ازروشهاي بسيار مفيد ديگر براي تغيير رفتارهاي نامناسبي كه نمي توان آنها را ناديده گرفت مي باشد. اين روش شامل يك دوره كوتاه انزواست كه سبب قطع رفتار مي شود. انجام اين روش در ابتدا مستلزم تلاش قابل توجهي از سوي والدين است. روشهاي ساده انزوا از قبيل ايستانيدن كودك در گوشه اتاق يا فرستادن او به اتاق خودش ممكن است مؤثر باشند.

 

اگراين روشها مؤثر نباشند؛ روش سيستماتيك تري را بايد به كارگرفت .مثلا يكي از برنامه هاي درماني بسيارمؤثر در روش محروم كردن آن است كه هنگام وقوع رفتارمورد نظربازي كودك راقطع واوراواداركنيم كه درمحل منزوي ملالت باري براي مدت كوتاهي بنشيند.اين پيامد اجتناب ناپذيروناخوشايند رفتار نامطلوب موجب مي شود كه كودك ياد بگيرد ازاين رفتار اجتناب كند. اگر شيوه محروم كردن باتوجه به حقيقت امروبدون ابرازخشم توسط والد انجام شود؛ وسيله آموزشي پرقدرتي است كه احتمال آثار جانبي آن كمتر از ساير روشهاي انضباطي است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 5:55 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 لجاجت و كج خلقی در كودكان

 

 

  

 

مشكـــــلات اجتماعــــــي

وقتي كه كودك راه رفتن و تكلم را بياموزد، روش هاي بيان مشكلات هيجاني وي توسعه مي يابد. در اين حال ممكن است مشكلات هيجاني خود را از راه  تخريب و عدم تحرك و مخالفت جويي و منفي كاري و مانند اينها ابراز كند. در دو تا سه سالگي كودك گاهي رفتارهايي دارد كه مورد قبول خانواده نيست. والدين بايد پيروي از مقررات اجتماعي را به كودك بياموزند . اگر خواسته والدين عاقلانه و متناسب باشد و نياز كودك به محبت را ارضاء كند ، كودك به تدريج تحت كنترل درخواهد آمد. اما اگر الزام والدين شديد و ابراز محبت آنها به صورت صحيحي نباشد ، طفل ممكن است كه رفتارهاي ناهنجار اين دوره را تشديد كند و امكان دارد كه اين ناهنجاري ها در او تثبيت شوند. طفل خردسالي كه از او انتظارات زيادي دارند و يا نسبت به وي محبت كمي ابرازشده به دو شكل واكنش نشان مي دهد : اولاً ممكن است نهايت كوشش خود را با توانايي محدودي كه دارد، براي انجام تقاضاهاي والدين به كار برد و به يك كودك در خود فرو رفته مبدل شود . ثانياً امكان دارد كودك سركشي بار آيد. سركش بودن طفل ممكن است به شكل غير فعال و يا به صورت پرخاشگري باشد.

هرگاه از طفلي كه به شكل غير فعال سركش باشد بخواهند تا كاري را انجام دهد، با خوشرويي قبول مي كند ولي  به حدي در انجام آن كار تعلل مي ورزد كه هرگز آن كار انجام نمي شود. در صورتي كه بيشتر اطفال سركش مهاجم آشكارا از دستورات سرپيچي مي كنند. ولي در هر دو حال، والدين نمي توانند به انتظارات خود در مورد كودكشان جامه ي عمل بپوشانند. كودك سركش مهاجم در مورد هر چيز كه از وي خواسته شود، مخالفت شديد نشان مي دهد و به نظر مي رسد كه مجازات براي چنين كودكي مؤثر نخواهد بود. او در قبال كوششهايي كه براي اصلاحش به كار مي رود، مقاومت نشان مي دهد و ظاهراً در برابر خشم والدين بي اعتناست. منفي كاري او به صورت فعاليت هاي خرابكارانه خود نمايي مي كند. به نحوي كه اعمال مزبور به مراتب شديدتر از اعمال كودكانه همسن وسالان وي است . رابطه اش با ساير كودكان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و كشمكش مي شود. چنين كودكي بيش از اندازه ، خودبين و قدرت طلب است . كودك غيرفعال سركش ظاهراً مطيع بوده و در رابطه اش با ديگران اشكالات كمتري به بار مي آورد ولي بالاخره به همان نتيجه عدم سازش مي رسد ؛ بدين معني كه در حرف تسليم شده اما درعمل آنچه را كه از او خواسته اند انجام نمي دهد. پيوسته موجب ناراحتي والدين مي شود ؛ اما به آن اندازه كه طفل سركش مهاجم مورد تنبيه و مجازات قرار مي گيرد، او مجازات نمي شود.

 

لجـــــاجت و كـــج خلقـــــــــــي

لجبازي كودك ممكن است واكنشي باشد كه كودك در قبال كوچكترين سرخوردگي از خود نشان مي دهد. ممكن است مانع كاري كه كودك ميل دارد انجام دهد، شوند، در اين حال كودك تحريك وعصباني مي شود و چيزهايي از اين قبيل مي گويد: "هيچ كس مرا دوست ندارد . هيچ وقت كسي چيزي به من نمي دهد. اما همه از من انتظاراتي دارند كه انجامش از عهده ام خارج است". ممكن است كودك دراين حال خود را به زمين بكوبد ، سرش را به زمين بزند، لگد بزند و توجهي به محيط اطراف نداشته باشد. در عصبانيت هاي معمولي ، اين حالت فقط يكي دو دقيقه طول مي كشد و با خسته شدن طفل برطرف مي شود و بعد از آن به مدت چند دقيقه به آهستگي هق هق مي كند و حتي اغلب ممكن است از حركتي كه كرده و عدم كنترلي كه نشان داده است ، پشيمان شود . ولي در حين عصبانيت نمي توان با استدلال طفل را آرام كرد ؛ زيرا در اين لحظات تماس كودك با محيط تا حدود زيادي قطع شده است. براي فهم لجاجت و بدخلقي كودكان و درمان آن بايستي تمايل كودك و انتظارات والدين را به خوبي شناخت و در جهت هماهنگ كردن آن اقدام كرد. حالت بد خلقي وعصبانيت كودك را مي توان به منزله دريچه اطميناني دانست براي برطرف كردن هيجانات شديدي كه طفل نمي تواند آنها را كنترل كند.

 

تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 راههای پيشگيری و درمان ناكامی

 

 ( قسمت ششم )

 

 

 

شيـــــوه هاي درمــــان : 

۱- آمـــــــوزش و تفهيــــــــم :

به كودك مي توان تفهيم كرد كه ما نمي توانيم به همه ي آنچه كه دلخواه ماست دست پيدا كنيم و يا قادر نيستيم كه همه ي ضوابط را به نفع خود تغيير دهيم . تمام شرايط و عوامل در اختيار ما نيستند و همه آنها تحت كنترل ما در نمي آيند. همچنين بايد به كودك آموزش داد كه چگونه با مشكل مواجه شود، راه حل و برخورد با مسئله را چگونه جستجو كند ، و چگونه  بر ناکامی ها فائق آيد ؛ و براين اساس به كودك آمادگي و توانايي آن را داد كه مسئله را حل كند.

 

۲- حــــــل و رفـــــــع عامــــــــل :

مي دانيم بخشي از ناكامي ها بدان خاطر است كه مشكل و مانعي در سر راه زندگي كودك وجود دارد و او قادر به حل و رفع آنها نيست . آنچه كه رعايت آن براي مربي ضرورت دارد  نياز به همدردي  در كودك است . بايد كاري كنيم كه او ناكامی خود را رفع شده انگارد. بايد مانع را از سرراه او برداريم، هوس او را از سرش بزداييم . اگر از نوازش و محبت احساس كمبود دارد آن را رفع كنيم ، اگر ميل و خواهش مشروعي دارد آن را برآوريم و يا قانعش كنيم كه آن برآورده شدني نيست  يا سعي كنيم او را از شرايط ناكام كننده دور داريم و از اين طريق جلوي جنگ و ستيز او را بگيريم و ريشه ي آن را در او بخشكانيم .

 

۳- ايجــــاد روحيـــــــه :

از شيوه هاي مهم مبارزه با ناکامي اين است كه روحيه کودک را قوي كنيم . روح اميد را در او زنده سازيم ، به او اعتماد به نفس بدهيم، تفهميش كنيم كه مي تواند در كارها موفق شود، قدرت تحمل او را افزايش دهيم، به وي بياموزيم كه چگونه مي تواند متحمل باشد. والدين و مربيان مي توانند از راه تشويق و خوشبيني مشوق كودك باشند و از اين طريق در ذهن  و فكرش تناسب و ايمني پديد آورند، در او اين آمادگي را ايجاد كنند كه خود به استقبال مشكل برود و به فكر و قدرت عالي تر از خود، يعني خدا، اتكا كند.

 

۴- سپـــــردن مسئولیت :

گاهي از طريق سپردن مسئوليتي به كودك ، آموزش و راه و رسم حل و انجام آن ، تحسين و تأييد آن به هنگامي كه نيكو از عهده آن برآمده است مي توان در او شرايطي به وجود آورد كه احساس ناكامي را از ياد ببرد. بايد به كودك مسئوليت داد ، راه كوشش و تلاش آموخت و اگر موفق نشد به هدايت و راهنمايي او پرداخت و كمك هاي لازم را درباره او معمول داشت تا احساس موفقيت كند و از اين بابت بر خود و حالت خود و  احساس ناکامي غلبه كند و ريشه آن را در خود خشك سازد.

 

۵- معـــــــــــرفي وضــــع ديگــــــــران :

در مواردي براي تخفيف دادن حالت ناكامي ميتوان وضع ديگران را براي او مجسم كرد و تفهيمش نمود كه برخي از افراد گرفتاري هاي ديگري دارند كه در سطح وسيع تري است. اصولاً ذكر مثالها و موارد، خود از عوامل تخفيف دهنده هستند و مي توانند در اصلاح ناكامي مؤثر باشند. اين نكته قابل ذكر است كه انسان موجودي مقايسه كننده است و بخشي از احساس درد و رنج او ناشي از اين است كه خود را در شرايطي فروتر از ديگران مي بيند و اگر از اين بابت اطميناني براي او حاصل شود كه فروتر از ديگران نيست تخفيف مي يابد.

 

۶- جـــا بجايــــي هـــــــدف :

در مواردي مي توان براي كودك زمينه جا به جايي هدف پديد آورد تا آنچه را كه براي او مسئله است فراموش كند. كودك چيزي را به عنوان هدف عزيز مي يابد و براي از دست رفتن آن ناراحت و نگران است. گاهي مي توان كودك را در وضع و شرايط ديگري قرار داد وهدف ديگري را براي او عزيز تعيين كرد. در كودكان هرقدر كه كم سن تر باشند اين عمل امكان پذيرتر است . آنها بسيار زود مي توانند خود را با شرايط جديد تطابق دهند و يا خود را با هدف هاي تازه و جديد هماهنگ سازند. به تعبير بزرگ مردي ، آنها مصداق لقب " سريع الرضا" خداوند.

 

۷- تمـــــــــرين تحمـــــــــل :

در مواردي براي حل و رفع يك ناكامي مي توان زمينه و موجبي فراهم آورد كه كودك تمرين ِ تحمل كند و ظرفيت رواني خود را بالاتر ببرد. بايد كاري كرد كه او بكوشد تا واقعيت هاي موجود را بپذيرد و بدانها تن در دهد. البته اين امر براي مواردي است كه توان مبارزه با مشكل و يا حل و رفع مشكل براي كودك موجود نباشد. ولي اين نقطه مثبتي براي كودك است كه از درجه تحمل بالاتري برخوردار باشد. براي تمرين تحمل مي توان او را به انجام كار و مسئوليتي وا داشت ، مثلاً او را براي خريد نان به صف نان فرستاد ، در صف اتوبوس او را منتظر نگه داشت ، گاهي براي صرف غذا موجباتي پديد آورد كه كمي به تعويق افتد تا او تمرين تحمل كند. همچنين بايد موجباتي فراهم كرد كه طفل جرئت پيدا كند و از مشكل نهراسد؛ زيرا اصولاً « ترس»  پيچيدگي مسئله را چند برابر مي كند و توان پيشرفت را به حداقل مي رساند.

 

۸- درمــــان پـــــــزشكـــــــي :

باهمه پيشرفت هايي كه در زمينه روان درماني حاصل شده است برخي از روان پزشکان كه ظاهراً براي ناکامي ريشه عصبی قائلند و يا آن را ناشي از اختلالات روانی، درهم ريختگي وضع تعادل و مشكل دستگاه اعصاب مي دانند سعي دارند داروهايي آرامش بخش تجويز كنند و از اين طريق حالت انعطاف پذيري کودک را بيشتر كنند. البته هرگونه تهيه و مصرف دارو بايد با نظر پزشك متخصص و ذي صلاح باشد.

 

اقـــــدامـــــات جنبــــــي:

به همراه تلاش هاي درماني كه در اين زمينه صورت مي گيرد ضروري است كوشش هاي جنبي هم مورد توجه و عمل باشد. ازاين نظر موارد زير قابل توصيه است :

  • همدردي و همزباني با كودك، به گونه اي كه احساس كند براي او همدلي هم وجود دارد .
  • گوش دادن به حرف هاي او به صورتي كه دريابد حرف هاي قابل شنيدن وجود دارد.
  • تأمين نيازهاي اساسي او و درصورت عدم امكان آن ، تفهيم شرايط به زبان كودك .
  • وفور در پذيرش و محبت به گونه اي كه طفل از اين جهت  احساس كمبودي نداشته باشد.
  • هدايت و كمك  به كودك براي غلبه برموانع و عرضه ي راه هاي غلبه بر مشكل.
  • رعايت تناسب در برخورد از نظر عقل و ظرفيت و ادراك.
  • پند و اندرز و استفاده از نصايح اخلاقي براي آرامش و سكون او.
  • پرهيز از اِعمال خشونت براي رهايي و نجات او .

پيشگيــــــــــــــــري

براي پيشگيري بايد سعي كرد كه از پديد آمدن محيط و شرايط ِ ناكامي زا جلوگيري كرد و كاري كرد كه كودك موقعيت و زندگي خود را وضعي عادي احساس كند. البته ما نمي گوييم كودك را بايد همه گاه در شرايط موفقیت قرار دهيم. بايد به گونه اي باشد كه شكست و موفقیت با هم باشد و البته غلبه با موفقیت باشد نه شكست . ممكن است براي شما اين امكان وجود نداشته باشد كه همه ي نيازهاي مادي او را برآوريد، ولي امكان دارد كه او را از محبت و نوازش ارضاء كنيد. شما در سايه ي محبت و نوازش حتي مي توانيد كودكي را گرسنه بخوابانيد بدون اينكه احساس رنج كند. لذت پذيرش و محبت براي كودك كمتر از لذت شيريني و غذا نيست.

 

تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 توان تحمل افراد در برابر ناكامی و مقدمات درمان

 

 ( قسمت پنجم )

 

  

 

تـــــوان تحمل افـــــراد

ناكامي، بيش يا كم براي همه افراد هست ولي توان تحمل آن براي همه ي افراد يكسان نيست. عوامل بسياري هستند كه زمينه ساز تحمل و يا عدم تحمل افرادند و ميزان ظرفيت رواني افراد به اين عوامل بستگي تام دارد. عوارض عصبي و ناراحتي هاي مربوط به سيستم عصبي، اختلالات رواني كه در جلوه هاي گوناگون جنون، خود را نشان مي دهند ، فشار زندگي و شرايط نامطلوب آن ، حساسيت ها و زود رنجي ها، وجود سابقه ناخوش در ناكامي هاي ديگر، وجود سابقه در بيماري هاي ممتد و طولاني، وجود ضربه عاطفي قبلي چون مرگ پدر يا مادر و... باعث مي شود كه برخي مقاوم و برخي كمتر مقاوم باشند و يا حتي عده اي خونسرد و بي اعتنا بمانند ، همچنين برخي نسبت به اين حالات بدبين شوند، برخي دچار تشنج گردند، و عده اي از شرارت و جنايت سر در آورند.

 

مــــــواضع جبرانـــــــي

كودكاني كه دچار احساس ناكامي هستند ممكن است در برابر آن ، مواضع جبراني گوناگوني اتخاذ كنند:

  • برخي از افراد به دنبال راه حل مي روند و سعي دارند مسئله يا مشكل را به نحوي حل كنند و كوشش خود را ادامه مي دهند.
  • عده اي تسليم ميشوند و آنرا به حساب سرنوشت خود ميگذارند و از واقعه ميگريزند.
  • برخي دچار تنش و اضطراب مي گردند و تعادل خود را از دست مي دهند .
  • عده اي به دشنام گويي و بد دهني و هتاكي نسبت به جهان و آنچه درآن است مي پردازند.
  • برخي از افراد از هدف چشم مي پوشند و شيوه عقب نشيني را در پيش مي گيرند و آن را منطقي ترين راه  به حساب مي آورند.
  • بعضي رفتار و انگيزه هاي خود را تغيير مي دهند.
  • گروهي به خيالبافي پناه مي برند، سروصدا راه  مي اندازند، گريه مي كنند واز فشار خود مي كاهند.
  • عده اي دليل تراشي مي كنند ، به ديگران  تهمت مي زنند و آنها را علت گرفتاري معرفي مي كنند.
  • برخي به خشونت و پرخاشگري مي پردازند و ديگران را آزار مي دهند و عقده تكاني مي كنند.
  • گروهي پرخوري، پريدن و دويدن بسيار را جانشين ناكامي مي كنند.
  • عده اي به درون ريزي مي پردازند و خود را زير فشار آن له  و خرد مي كنند.
  • و بالاخره اندك اند كساني كه آن را تحمل كنند. البته همه اين مواضع به تناسب شرايط و موقعيت ها فرق دارد.

مقدمـــــــات درمــــــــــــان

در اقداماتي كه براي درمان به عمل مي آيد نخست بايد ملاحظه شود كه نيازهاي انسان كدامند، آرزوها و مقاصد آدمي چه هستند، چه نيازهايي از اولويت برخوردارند وچه عواملي در افزايش ناكامي بيشتر مؤثر است. آنگاه بايد دريافت كه كودك را چه مي شود؟ چه دردي دارد ؟  از چه چيز رنجيده است ؟ گرسنه است ؟ محروم است ؟ دچار ترس است ؟ ناراحت است ؟ و... آنگاه تا حدود امكان به رفع و حل آنها پرداخت .

  • گاهي لازم است منشأ ناكامي را از خود او بپرسيم و يا به او بشناسانيم تا اقدامات لازم را در اين راه ، معمول دارد و براي خود آرامشی فراهم كند؛ و يا زماني لازم است شرايط و موجباتي فراهم آوريم كه اين حالت در او كمتر شود و ناكامي ها تقليل يابند.
  • غرض اين است : در امر مهمي چون اصلاح يك اختلال عاطفي يا رواني نمي توان چشم بسته به پيش رفت و يا درباره مسائل نينديشيده اقدامي كرد. زمينه سازي هايي با در نظر گرفتن شرايط لازم است تا در امر اصلاح توفيقي حاصل شود.

ادامه دارد ...

تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 علل به وجود آمدن ناكامی در كودكان

 

 ( قسمت چهارم )

 

 

 

علــــل و عـــــوامل :

براي اصلاح  و درمان ناكامي ضروري است ريشه ها و علت ها شناخته شود؛ معلوم گردد ناکامی از كجا حاصل شده  و چگونه با آن بايد مبارزه شود. بررسي هاي علمي نشان مي دهند ريشه و علت ناكامي ممكن است يك يا چند مورد از علل زير باشند:

 

۱- علل زيستـــــــي ـ جسمانــــــي :

گاهي زمينه هاي زيستي و شرايط جسماني باعث بروز اين حالت اند. طفلي كه ضعيف و ناتوان است ، قد و قامتي كوتا ه دارد و دستش به طاقچه نمي رسد كه شيء مورد علاقه اش را بردارد. احساس ناكامي خواهد داشت. كودكي كه دچار نقص عضوي است و بدين خاطر در معرض مقايسه ها و ارزيابي است و يا  نمي تواند چون ديگران بدود و بجهد، دچار احساس ناکامی است. آن كس كه از زيبايي كافي بهره اي ندارد و به خاطر زشتي  چهره در معرض تحقيرها و تمسخرهاست دچار اين احساس است. و بالاخره عدم تعادل در ترشح برخي از غده ها مي توانند زمينه ساز حالتي گردند كه سرانجام به اين احساس منجر گردد.

 

۲- علل روانـــــــي :

گاهي احساس ناكامي به خاطر جنبه هاي رواني است. مثلاً  كودكي كه دچار تضاد و تعارض است و نمي تواند بر مشكلات خود فائق آيد يا با مانعي در سرراه خود مواجه است مثلاً مي خواهد از پله اي بالا برود ، مانعش مي شوند، مي خواهد فلان غذا را بخورد به او اجازه نمي دهند ، دچار اين حالت است . گاهي هدف ها براي كودك آن چنان دور هستند  كه طفل احساس مي كند نمي تواند به هيچ يك از آنها دسترسي پيدا كند. خواسته اي دارد كه هرگز برآورده شدني نيست ، يا احساس مي كند كه مبنع حمايت خود را از دست داده ،  مادرش مرده و كسي جاي مادر را پر نكرده و يا نتوانسته است نظر مادر را به خود جلب كند و ... چنين فردي دچار احساس ناكامي است. عدم به كارگيري عقل و تجربه براي تطابق و سازگاري با محيط ، دشواري طي طريق براي دستيابي به هدف ، مورد تحسين و تشويق قرار نگرفتن براي كاري كه به نظرشان مهم مي رسد، پائين بودن ظرفيت تحمل رواني و عدم توان درنگ و تحمل در برابر يك مسئله . تمسخر و تحقير ديگران نيز خود از ديگر عوامل به شمار مي رود.

 

۳- علل عاطفــــــي :

در اين زمينه نيز از مسائل بسياري مي توان نام برد، از جمله:

  • عدم پذيرفته شدن در محيط خانواده به خاطر جنسيت و يا شرايط جسماني .
  • احساس اضطراب و پريشان حالي به خاطر امري كه فرجام آن ناشناخته و مبهم است.
  • عدم ارضاي عاطفي به خاطر كمبود محبت و يا نوازش نديدن كه براي فرد دشواري آفرين است.
  • احساس سردي و بي حرارتي و عدم شوردر كانون خانواده ، مخصوصاً در اواخر كودكي و اوايل نوجواني .
  • شكست هاي پي در پي عاطفي ناشي از سرخوردگي ها و محروميت هاي متعدد.
  • احساس ضعف و بي كفايتي در جلب نظر والدين و يا عدم توان اثبات خود. همه اين موارد به تنهايي و يا به اتفاق زمينه ساز دشواري ها و ناراحتي ها در زندگي هستند.

۴- علل اقتصــــــــادي :

زماني ممكن است احساس ناكامي ريشه اقتصادي داشته باشد. اين امر بدان خاطر است كه كودك چون ديگر انسانها احتياجاتي دارد كه آن را درك مي كند و دستيابي به آنها منبع و عامل لذت او هستند و طفل اگر از آنها دور بماند احساس ناكامي خواهد داشت. معمولاً اساسي ترين نيازها كه زمينه ساز ايجاد ناكامي هستند همانهايي هستند كه حيات آدمي بدان ها متصل است كودكي كه غذاي كافي ندارد، از ميوه و شيريني محروم است ، در عين اين كه آنها را در دست ديگران مي بيند، براي به دست آوردن آنها تلاش مي كند ولي موفق نيست . طبيعي است كه او احساس ناكامي داشته باشد. و يا طفلي كه فقر را در محيط خانه احساس مي كند ، آرزوي غذا و لباس دارد ، و يا پدرش امكاناتي دارد ولي خست مي ورزد نيز دچار اين حالت است .

 

۵- علل اجتماعـــــــي :

گاهي علت مهم احساس ناكامي ريشه اجتماعي دارد. مثلاً:

  • احساس مي كند كاملاً به خود رها شده است و در خانه شور و نشاطي براي او نيست .
  • گرفتار جدايي و طلاق و در نتيجه فلج عاطفي است و احساس مي كند به عزت نفس او صدمه وارد شده است.
  • نقل مكان ها و مهاجرت هاي بسيار، او را از افراد مورد علاقه اش دور و محروم  داشته است.
  • او از گردش و تفريح چون ديگران محروم است و حتي در خانه هم شوخي و خنده اي نيست .
  • گاهي اين احساس به او دست مي دهد كه از منزلت اجتماعي لازم برخوردار نيست.
  • روابط در محيط خانه نادرست است و  با او به مهرباني رفتار نمي شود ،  يا در خانه سوء تفاهم وجود دارد.
  • به فعاليت ها و پيشرفت هايش توجهي نمي شود ، در عوض تنبيه او سخت است و به حقوق و احساسات او بي توجهي مي شود .

۶- علل تـــــــربيتـــــــــي:

گاهي احساس ناكامي به علت تحميل ها وعدم توان مقاومت و يا مبارزه در آن زمينه است . كودك سعي دارد خود را با آن شرايط  تطابق دهد و با آن دمساز شود ولي توان آن را ندارد. زماني ناكامي به علت وجود آداب  و رسوم و مقررات خاص است كه آدمي نمي تواند خود را با آن سازگار كند. همچنين نوع تربيت ، مثلاً تربيت براساس نازپروردگي و پرتوقع بار آوردن سبب مي شود كه افراد در شرايط ساده اي كه موافق با طبع آنها نيست خود را ناكام احساس كنند.

 

۷- علل ديگــــــــــر :

و بالاخره علل بسياري هستند كه بر اين احساس دامن مي زنند و طفل را در شرايطي قرار مي دهند كه خود را از دست رفته و باخته احساس كند. عوامل زير كه مي توانند به صورت يكي از عوامل فوق ذكر شوند از همين دسته هستند. احساس به خود رها شدن ؛ مورد مقايسه قرار گرفتن با كسي كه در سطح كودك نيست و از او فراتر يا  فروتر است ؛ عدم موفقيت در كوشش و تلاش خود ؛ وجود موانع در محيط ، ضعف ذهني و رواني كه در او يأس به وجود آورد ؛ ضعف در مهارت ها ، معلومات ، احساس ضربه خوردن و عدم توان دفاع از خود ؛ حتي عدم توان دسترسي به بدن مادر در اثر گرفته شدن از شير و ...

 

ادامه دارد ...

 تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 آيا می خواهيد فرزندتان حرف شنو باشد؟

 

 

 

اگر مجبوريد يك حرف را چندين مرتبه براي فرزند پيش دبستاني خود تكرار كنيد تا گوش كند، اين مطلب را مطالعه  كنيد. عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند كوچكشان به حرفهاي آنها در لباس پوشيدن يا در جمع كردن وسايلش و ... توجهي نمي كند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد دائم صدايش مي كنند و فرياد مي كشند. آنها فكر مي كنند كه هر چه بيشتر حرفشان را تكرار كنند ، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت، قضيه بر عكس است. به طور معمول اگر قبل از انجام كاري گفته خود را 4 ، 5 يا 6 مرتبه تكرار كنيد، بچه مي آموزد كه نبايد گوش دهد.  بچه ها زرنگتر از آن هستند كه ما فكرش را مي كنيم. آنها ارزش زماني كه براي اولين مرتبه او را صدا مي كنيد و زماني كه واقعاً با او كار داريد را مي دانند و احتمالاً از 5 يا 10 دقيقه اضافي استفاده كرده و به بازي خود ادامه مي دهند.

 

اگرچه هنگاميكه بچه، خود را به نشنيدن زده و يا حرفتان را جدي نميگيرد، بسيار ناراحت كننده است، ولي بچه هاي 4-3 ساله از اين كه ميتوانند با بي اعتنايي و گوش ندادن، والدين را عصباني نمايند، احساس قدرت ميكنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نكنيد. بچه ها در اين سن نميخواهند كه بد و بي ادب باشند، آنها فقط ميخواهند استقلال خود را نشان دهند. البته اكنون، تشويق به عادت خوب گوش دادن، مشكلات گوناگوني را در آينده بر طرف خواهد كرد. به طور مثال فرزندتان در مدرسه مشكل توجه بر روي چيزي را دارد و نمي تواند در درسهايش تمركز كرده و يا دستورات را دنبال نمايد. چنانچه حرفهاي شما را ناديده مي گيرد، نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خود حل خواهد شد. دستورات زير به فرزند پيش دبستاني شما كمك مي كند تا بدون آنكه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري بر روي مسائل داشته باشد.

 

·  عصبانـــــي نشـــــويد.

تلاش كنيد تا آرامش خود را حفظ كرده و با صداي آرام صحبت نماييد ، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هر قدر بلندتر صحبت كنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه مفهوم كلماتتان خواهند شد.

 

·  مسائــــل را بــــراي فـــــرزندتان شــــــرح دهيد .

بچه ها هنگامي كه به آنها دستور داده مي شود سر به لجبازي مي گذارند. به جاي آن كه بگوييد، چطور جرأت نمودي سنگها را پرتاب كني!، بگوييد: سنگ براي پرتاب كردن نيست، توپ را پرتاب مي كنند. بدين طريق بر روي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري به او ، يافته ايد.

 

·  مطالب را به سادگـــــي عنـــــوان نماييد .

به جاي سخنراني كردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد . به اين طريق او ياد مي گيرد كه راجع به هر كاري كه بايد انجام دهد، فكر كند بدون آن كه نيازي به سرزنش و ملامت براي فراموش كاري يا گوش ندادن باشد.

 

·  از فـــــرزند خود بخواهيد كه مطالب مهـــم را تكــــرار كند.

اين روش موقعي مفيد خواهد بود كه مي خواهيد فرزندتان نتيجه ي كاري را بفهمد. بگوييد : «بايد ماژيك هايت را قبل از نهار جمع كني بگو ببينم كي ماژيك هايت را جمع مي كني؟

 

·  ارتبـــاط واقعــــي بــــرقـــــــرار سازيد.

چنانچه فرزندتان جذب فعاليتي گرديده، به آرامي دست به شانه او زده تا متوجه شما گردد. از او بخواهيد موقعي كه صحبت مي كنيد به شما نگاه كند، اگر بچه تان با چشم ارتباط  برقرار مي سازد، برايش بسيار سخت است كه لجبازي نمايد.

 

·  جدولـــــي را تهيــــه نماييد.

چنانچه صبح ها  سخت ترين زمان در روز است. به او مسئوليت داده و با كمكش جدولي از تمام كارهايي كه بايد انجام دهد (مسواك زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن كفشها) تهيه كنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند كه جدول را بررسي كرده و موفقيت خود را اعلام نمايند.

 

·  به او تـــــوجه كامـــــل داشته باشيد.  

چنانچه مي خواهيد او به حرفهاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي كه روزنامه در دستتان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نكنيد. تمام توجه خود را به او داده و اگر امكان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد. (عزيزم، اكنون مشغول انجام كاري هستم اما دوست دارم كه به گفته هايت گوش دهم. در عرض پنج دقيقه پيشت مي آيم و به حرفهايت گوش مي كنم.) به علاوه، به آنچه كه او مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد كه سردش شده است ، نگوييد : اينجا آنقدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم.

 

·  بــــي جهت نگـــــران نشويد.

اكثر بچه هاي كوچك كه در گوش دادن با مشكل مواجه بوده و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با كمبود توجه روبرو هستند. افرادي با اين مشكل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت در آمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثير گذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد. به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام كاري، كسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است كه كتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را كنار بگذاريد . در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام كار ديگري كند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه كه گفته مي شود دقت كرده و آن را انجام دهد، در حالي كه او را در «هنر گوش دادن» كمك مي كنيد، صبور و با توجه باشيد.

 

تبیان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 فوايد و زيانهای احساس ناكامی در كودكان

 

( قسمت سوم )

 

 

نظــــر روانكــــاوان :

روانكاوان براي ناكامي عاملي در درون قائلند. گروهي ديگر معتقدند كه ناكامي ريشه در محيط زندگي افراد دارد . آنان شرايط زندگي گذشته مثل پرستاري، از شير گرفتن ، تعليم دستشويي و ...  را عامل مهمي براي احساس ناكامي مي شناسند. آنان همچنين معتقدند كه بخش مهمي از ناكاميها، حاصل محدوديت هاي شخصي و يا شرايط و مقتضيات حيات خانوادگي و اجتماعي است و هرچه در اين زمينه ناراحتي و موشكافي بيشتر باشد ريشه آن آشكارتر ميشود. البته به اين نكته بايد توجه كرد كه برخي از افراد اندوه و ناكامي را مي طلبند تا در سايه آن زمينه براي عشق و نوازش و لطف فراهم گردد.

 

فـــــوايد آن :

شك نيست كه ناكامي سبب زيان هايي براي افراد است ؛ ولي اين سخن  بدان معني نيست كه هيچ گونه نفعي براي آن متصّور نباشد. از جمله اين كه:

  • ناكامي زمينه ساز تلاشي جديد براي وصول به هدف است وهرچه ناكامي بيشتر باشد تلاش زيادتر است.
  • تمركز فكري را افزون مي سازد.
  • باعث كشف راه هاي جديد براي رسيدن به هدف است .
  • گاهي سبب تغيير در ايجاد انگيزه است و انگيزه هاي جديد سبب دستيابي به قدرت است .
  • عاملي براي حركت و رقابت وسبقت است .
  • در كل براي آنها كه درك و هوشي دارند و اراده شان نيرومند است اين امر حالت مثبت و سازنده اي پديد مي آورد و آدمي را بر محروميت ها چيره مي سازد و حتي او را  در مسير درستي قرار مي دهد. چه بسيارند بزرگاني كه عقده ي ناكامي و محروميتشان سبب رشدشان شده است و شور و شوقشان را افزون تر ساخته است.

زيـــــانها و عـــــــوارض :

احساس ناكامي به ويژه زماني كه بر آدمي مسلط  شود موجد زيان ها و عوارضي است كه دامنه ي آن وسيع ، و پديد آورنده خطراتي است . بعضي از عوارض مزبور عبارت اند از :

 

۱- زيــــانهاي جسمـــــي :

افراد ممكن است در اثر ناكامي خشمگين شوند و نتوانند خشم خود را بيرون بريزند. در آن صورت همانند موجودي ميشوند كه دندان را در بدن خود فرو ميبرد و خود را مي آزارند. همچنين احساس ناكامي ممكن است آدمي را دچار خفقان كند، در او تنگي نفس پديد آورد، و حتي زمينه ساز بي نظميهايي در رشد و بلوغ گردد و در سنين ازدواج سبب حالات و رفتاري گردد كه خوشايند نيست.

 

۲- زيــــانهاي روانــــي :

احساس ناكامي گاهي برانسان غلبه مي كند و موجب تعارض و تضاد مي شود و يا فلسفه زندگي را زير سؤال مي برد . براي او اين سؤال پيش مي آيد كه چرا زنده است؟ چه بايد بكند؟  تمايلات  اتكايي در كودك قوي مي شود و نوعي بازگشت به دوران كودكي و وابستگي به مادررا سبب مي شود. احساس ناكامي، روح آدمي را متزلزل مي كند، براي او روح  بدخواهي و بدبيني مي آورد. چنين كودكي خرده گير وعيبجو خواهد شد. او ممكن است دچار خيال پردازي و درونگرايي شود ؛ به زحمت بتواند با مردم آميزش كند و يا مشكلات آنها را حل نمايد.

 

۳- زيــــانهاي عاطفــــــي :

احساس ناكامي كودكان را غصه دار مي سازد، اين امر خود عامل و زمينه اي است براي بيماري هاي جسمي . گاهي بر اثر آن حالت شرم و زماني بي حيايي پديد  مي آيد و در برخي موارد ترس و خجلت توأمند. احساس ناكامي، ممكن است ترس و وحشت را بر افراد مستولي كند و او خود را فردي ستمديده ، تنها و بي پناه احساس كند . در او حسادت و خصومت، كينه توزي و اضطراب پديد آيد و ناراحت و پريشان حال گردد و راه نجات را برروي خود بسته ببيند. همچنين احساس ناكامي سبب خشم است ، اين امر در بزرگترها هم وجود دارد. و اثر تنش هاي خشم ، مخرب و ويرانگر بوده و در شخص ناكام اثرات منفي پديد مي آورد.

 

۴- زيانهاي رفتـــــــاري :

افراد ناكام رفتاري پرخاشگرانه دارند. البته همه ي ناكامي ها به پرخاشگري منجر نمي شوند ولي افراد بسياري هستند كه دچار اين وضع و حالت مي شوند و اين امر گاهي متوجه خانواده است و زماني متوجه غير؛ و گاهي اين احساس با تنفر همراه است. زبان بدگويي در افراد مبتلا دراز مي شود، با ذكر عيب و نقص ديگران آلام خود را تخفيف مي دهند. ميل به هتاكي دارند و اگر خضوع و خشوعي در آنان ديده مي شود براي  جلب نظر است. اينان گاهي مي خواهند رشته جان افراد را پاره كنند و درشت گويي را به نهايت برسانند. ناكامي اگر شدت يابد الگوي سازگاري و استقلال از هم مي پاشد. ميل به خشونت در آنها شدت مي يابد ؛ افكار و انديشه هاي نامأنوس ، آنها را به موضع گيري هاي ناروا مي كشاند ؛ ممكن است حمله كنند؛ دست به انتقام بزنند و خشم خود را بر سر افراد يا اشياء پياده كنند. از ديگر رفتارهاي آنان گريستن ، لگد زدن ، پرت كردن اشياء ، خودداري از غذا خوردن ، فحّاشي ، اِعمال خشم وغضب ، خيالبافي ، لجاجت و سرسختي ، انعطاف ناپذيري ، ابراز اعمال خصمانه و... است.

 

۵- زيـــــانهاي اجتماعـــــي :

در اثر احساس ناكامي ممكن است حالت انزوا و كناره گيري در افراد پديد آيد ، سعي كنند خود را از جمع دور دارند. يا از خانواده و بستگان قطع اميد كنند و به ديگري وابسته شوند و نيز ممكن است  فرار كنند  و يا در سنين نوجواني و بلوغ به مواد مخدر پناه برند. احساس ناكامي آدمي را در مواردي به ارضاي بَدَلي نيازها مي كشاند، احساس گناه ناشي از آن بعدها ممكن است  در زندگي زناشويي اثر بگذارد. احساس ناكامي ها ممكن است افراد را به سوي انحراف سوق دهد و زمينه ساز آلودگي ها گردد . شرارت ها ، گريز از خانه و ترك وابستگي ، يأس و بي تفاوتي نسبت به زندگي و مسائل آن، بي رغبتي به كوشش و تلاش سازنده از ديگر عوارض آن است.

 

۶- زيانهاي فـــــرهنگــــي:

احساس ناكامي براي زندگي تحصيلي و رشد فرهنگي كودك هم زيانبخش است. او در شرايطي قرار مي گيرد كه نمي تواند چون همسالان به پيش رود. گاهي در ايام مدرسه به دردهاي خيالي متوسل مي شود و از مدرسه رفتن خودداري مي كند. مي كوشد در سايه مرض بر احساس خود نيز فائق آيد و سيري ناپذيري و هرزه فكري خود را سكون بخشد. اين احساس  باعث مي شود كه كودك افق زندگي را تيره ببيند، فعاليت هاي خود را محدود كند، خود را به بدبيني سوق دهد. همچنين اين احساس ، بي علاقگي به هنر، خشكانده شدن ريشه ذوق ، و بي توجهي به ارزش ها را در پي دارد كه همه ازعوامل منفي رشدند.

 

ضـــــرورت درمــــان:

احساس ناكامي را در كودكان بايد تعديل و حتي ريشه كن كرد. گروهي از روان شناسان معتقدند كه " ناكامي" چه قوي و چه ضعيف بايد ازبين برود تا آدمي موفق به تعقيب هدف گردد. نيازهاي طبيعي در چنان حال و صورتي است كه مي توانند برآورده شوند. از نظر شرعي و اخلاقي اين خطاست كه ما در برابر شكستها و يا پيروزيهاي كودكان احساس مسئوليت نكنيم. زيرا ادامه ي اين حالت سبب ادامه آثار و عوارض آن خواهد شد. مادام كه احساس ناكامي از ميان نرود پرخاشگري، احساس خصومت، كينه توزي و ... هم از ميان نخواهد رفت. احساس ناكامي اگر ادامه يابد زمينه ساز افسردگي و عزلت خواهد شد و اين خود عامل بدبختي و دردمندي است . بايد با اين احساس مبارزه كرد  وگرنه ريشه شور و حيات عادي را از درون مي خشكاند و زندگي را ويران مي سازد.

 

ادامه دارد  ...

تبیان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 انواع و عوارض ناكامی در كودكان 

 

( قسمت دوم )

 

  

درجات ناکامــــی

احساس ناکامي درهمه افراد يکسان نيست و داراي شدت و ضعف است. همانگونه که عوارض و آثار آن داراي شدت وضعف است. درجه آن بستگي دارد به ميزان درک و آگاهي، مدّت ابتلا، نوع و اثر، عامل ايجاد کننده، ميزان رغبت و حساسيت کودک به عامل محروم شده، موقعيت و شرايط خاص رواني او در ارتباط با ديگر مسائل، تجارب ناکام کننده، سابقه فرد در شکست و پيروزي، طول مدت اميد فرد در نجات از موقعيت و... معمولاً کسانيکه از نظر عاطفي ضعيفترند و از نظر جسمي و رواني و تحصيلي نيز خود را در سطوح پائينتري احساس ميکنند بيشتر از آن رنج مي برند. نوع فرهنگ خانواده، شرايط زندگي محيطي، محروميتهاي ديگر، ميزان فاصله او تا هدف، نوع تربيت او که آيا فرد پرتوقعي است يا نه، نيز در اين رابطه مؤثر است. 


انــــــواع ناکامـــــــي

ناکامي در کودکان و بزرگترها انواعي دارد و گاهي ممکن است فردي از چند نوع ناکامي رنج ببرد. روان شناسان آن را کلاً به سه دسته تقسيم مي کنند:

  • ناکامي ناشي از محــــروميت که فرد انتظار آن را دارد.
  • ناکامي ناشي از وجود مانــــع.
  • ناکامي ناشي از قـــــرار گرفتن فرد در موقعيتي ناسازگار .

همچنين ناکامي ممکن است داخلي باشد يا خارجي. گاهي فرد به خاطر دردي که در درون دارد و صحنه گناهي را که براي آن تصويرميکند، احساس ناکامي دارد و زماني به خاطر پديده اي که مورد علاقه اوست واو را از دستيابي بدان منع کرده اند؛ احساس ناکامي مي کند. اين نکته را متذکر ميشويم که ناکامي گاهي پديد آمدني است و زماني ايجاد کردني، در هر دو صورت براثر برخورد با مانع براي فرد پديد مي آيد و حاصل آن ايجاد نگراني و ناراحتي است. البته برخي از انواع آن نسبت به برخي ديگر، در سنين مختلف شديدتراست. مثلاً محروميت از عاطفه براي کودک، ناکامي شديدتري پديده مي آورد تا محروميت از لباس و حتي غذا.

 

سنيــــن ناکامـــــــي

اين که احساس ناکامي از چه سني آغاز ميشود پاسخ روشني براي آن نداريم ولي مطمئناً چون ناکامي مربوط به محروميت از ارضاي نياز است احساس آن از همان ماههاي اوليه تولد است. ولي کودک نمي تواند از آن سر در آورد و يا آن را براي خود دردي سخت به حساب آورد. طفلي را از شير منع مي کنند، گريه و ناله مي کند ، ولي نوع آن از نوع گريه ناکامان نيست. همانند گريه کسي است که مثلاً سردرد يا دل درد يا گوش درد دارد. از حدود پايان يک سالگي است که طفل کمابيش آن را از انواع ديگر رنجها تفکيک کرده و از حدود سه سالگي در مورد آن موضع خاص مي گيرد. ناکامي هايي که در دوران طفوليت پايه گذاري شده ، در 3 -4 سالگي شديداً احساس ميشود و براي کودک معني دار مي شوند. البته نوع ناکامي بزرگترها فرق دارد. مثلاً براي کودک چهار ساله به مهماني نرفتن به همراه مادر ممکن است ناکامي به حساب آيد، در حاليکه براي نوجوان منع از معاشرت با دوستش ناکامي است، و براي بالغين عدم امکان ازدواج و... به هر ميزان که کودک بزرگتر مي شود احساس تحميل بر او زيادتر و ناکامي او بيشتر مي شود و سرانجام او به جايي مي رسد که خود را گرفتار و بدبخت احساس مي کند. در دوران کودکي، ناکامي از ضعف بدني است و در دوران بعدي ناکامي ناشي از منع هاي شديد. ( مثلاً منع از بيرون رفتن به تنهايي و يا منع از پرداختن به رشته تحصيلي مورد علاقه. ) در سنين نوجواني ناکاميها شديد ، و از خصايص اين سن است. زيرا اينان آرزوهايي دارند که نمي توانند به آن برسند و براي فراموش کردن آن به خود مي پيچند، دست و پاي خود را تکان ميدهند و گاهي سر به طغيان ميزنند و يا به پرخاشگري اقدام مي کنند.


عـــــوارض همــــــراه :

ناکامي يک حالت نگران کننده است و خود عارضه اي به حساب مي آيد ولي با عوارض متعدد ديگري همراه است از جمله:

۱- حالت خشم و پرخاشگري که براساس آن مي زند، مي شکند و پاره مي کند و آن را حق خود مي داند.

۲- حالت تجاوز و تعدي و گاهي هم تهاجم و حمله.

۳- حالت خيال بافي که جاي عمل را مي گيرد و در نتيجه او هـــرگـــز قدمي در راه سعي و عمل بر نمي دارد.

۴- حالت رجعت که زمينه را براي بازگشت به دوران کودکي فراهم مي سازد. البته اين حالت پديده اي موقتي و به صورت کام نيافتگي است و زود از بين مي رود.

۵- حالت تعارض و تضاد که گاهي طفل را به گوشه گيري و انزوا طلبي مي کشاند.

تيپ افـــــــراد ناکــــــــام

اين ایر در خانواده هـاي غير عادي، در افـراد عصبي و حساس، در افراد عقده اي و متحسّر، در افرادي که فزون خواهند و سعي دارند خواسته هاي زياد خود را محقق سازند، در افراديکه کم ظرفيت هستند و حتي در حين ناکامي، هدف خود را فراموش ميکنند، در افرادي که طبيعتي خوش دارند و در برابر کوچکترين مخالفت يا ناکامي به شدت برانگيخته مي شوند وجود دارد. بسياري از اين افراد هيچگونه بيماري ندارند، راه مي روند، حرف مي زنند، غذا مي خورند، مي خواهند لذت ببرند، هوششان عادي است ولي در درونشان آشفتگي است.

 

ادامه دارد ...

 تبیان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 8:49 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 احساس ناكامی در كودکان

 

( قسمت اول )

 

 

 

نـــاكــامـــــی

انسان موجودي به شدت نيازمند است. همه تلاشها و جنب وجوش هاي او براي ارضاي آن نيازها و كامروا شدن در آن وادي است. ميكوشد تا كامش برآورده و مقصودش حاصل شود. ولي ارضاي نيازها و برآورده شدن آنها و در نتيجه حصول سازگاري براي همگان ميسر و آسان نيست. برخي از افراد از دستيابي به آن محروم ميمانند، در نتيجه دچار احساس ناكامي ميشوند. بر اين اساس، ناكامي حالتي دردناك براي افراد است كه در آن آدمي خود را از دستيابي به هدف محروم مي بيند و يا حالتي است كه در آن انسان در رسيدن به هدف مورد علاقه اش شديداً به مانع برخورد مي كند. البته بايد دانست " ناكامي" غير از "محروميت" است. در ناكامي آگاهي وجود دارد و فرد مي داند از چه چيزي ناكام مانده ، در حالي كه در "محروميت" ممكن است آگاهي و اطلاعي نباشد.

 

مــــاهيت آن

درباره ماهيت ناكامي سخن از احساس محروميتي آگاهانه و شديد است كه در اثر برخورد فرد با مانعي كه در سر راه هدف او بوده است پيش آمده و او را ناراحت و نگران كرده است ، و يا ماهيت آن ، قابل برآورده شدن نيست . روان شناسان آن را عبارت دانسته اند از تجربه پاسخ ذهني نسبت به ايجاد مانع در راه ارضاي نيازهاي فردي ، و چيزي نيست جز بر نيامدن حاجتش كه طبعاً حاصل آن خشم ، احساس محروميت و ناكامي و گاهي هم پرخاشگري است. طبيعي است كه اگر ادامه يابد ممكن است به افسردگي ، طغيان ، احساس دردمندي و حتي خشونت منجر شود.

 

عمـــــــوميت آن

ناكامي در درجات گوناگونش حالتي است كه در همه ي افراد بيش يا كم ديده مي شود ، و يا همه افراد در مراحلي از عمر و لااقل درباره مسئله اي خود را ناكام يافته اند. اين امر طبيعي است ، از آن بابت كه انسان ها از نظر توان و قدرت محدود آفريده شده اند. آن چنان نبوده و نيستند كه هر چه خواسته و هوس كرده اند برايشان حاصل شود. اين امر در محدوده اي خاص از زندگي و در مقطعي از عمر براي آدمي محسوس بوده و حتي مي خواهيم بگوييم  تا پايان عمر هم در افراد محسوس خواهد بود. هر انساني در هر درجه اي كه از نظر قدرت و مقام باشد به دنبال خواسته ها و آرزوهايي است كه آنها را  برآورده نخواهد يافت و طبيعي است كه در آن احساس ناكامي نمايد و هم بر اثر آن لااقل طبق ذوق و بينش خود ، زندگي را آميخته با رنج و همراه با مشكلات و گرفتاري  بداند . بخشي از اين احساس هم صرفاً به خاطر عادتي است كه در طبيعت ما  وجود داشته و دارد ؛ زيرا مدار فكر و روان ما سيري ناپذير است ، و از جهت ديگر پرواز خيال در آدمي به درجه و ميزاني است كه احساس ناكامي براي ما اجتناب ناپذير است. ما به ديدار كسي مي رويم ولي موفق نمي شويم ؛ خواستار پيروزي در امتحانيم ، مردود مي شويم ؛ دلمان مي خواهد به فلان مقصد دست يابيم ، نمي شود و ... اينها همه عامل ناكامي هستند.

 

علائــــم و نشـــانه هاي ناكامــــي در كـــــــودكان

۱- حــــالات :

كودكان ناكام و يا داراي احساس ناكامي حالاتي دارند كه اهم آنها عبارت اند از:

  • سرگشتگي و ملول بودن به گونه اي كه غم و تأثر از سرو رويشان مي بارد.
  • سكوت و كم حرفي، به گونه اي كه به سؤالات و پرسش ها كمتر پاسخ ميدهند.
  • در تنهايي با خود حرف مي زنند و دست و سر و اعضاء را تكان مي دهند.
  • دچار حساسيت هستند و با شنيدن صداي ناگهاني مي ترسند و داد و فرياد راه مي اندازند.
  • گاهي واكنش هيجاني و كنترل نشده اي دارند و دچار گريه ، خشم و يا هيجان مي شوند.
  • در برابر ناكاميها پژمرده و پريشان ميشوند گويي چيز گرانبهايي را از دست داده اند.
  • بالاخره در حال و وضعي قرار دارند كه گويي در حال انفجارند.

۲- در رفتــــــار:

افراد ناكام رفتاري غيرعادي دارند. با ديگران بدخلقي و بدرفتاري مي كنند. هرچه به دستشان برسد پرت مي كنند، مي اندازند، مي شكنند. چنان نيروي آنان آماده انفجار است كه به هر بهانه اي اقدام به حمله مي كنند و هرچه به دستشان برسد از بين مي برند. اغلب، در حال حركت، و در غير اين صورت در حال انزوا هستند . ممكن است سرگشته به هر سو بدوند، بروند و برگردند. براي مسائل ناچيز سروصدا راه مي اندازند و از اين طريق درد ناكامي خود را موقتاً تسكين مي دهند و گاهي ممكن است چنان خشمگين و عصباني شوند كه ديگران را از خود برنجانند و يا كتك بزنند.

 

۳- در جنبـــــه عاطفـــــي:

ناكامي ممكن است خود را به صورت حساسيت و به دنبال آن كينه توزي ، خشم ، انتقام و پرخاشگري نشان دهد. بدين معني كه ناكامي افق ديد كودك را محدود مي كند و او را وامي دارد كه براي آرامش خود رفتار پرخاشگرانه از خود بروز دهد. پرخاشگري او ممكن است از نوع  تلاش نابخردانه باشد ولي براي او تنها راه چاره است. اعصاب آرام و راحتي ندارد كه بنشيند و درست بيانديشد ، به همين نظر از شيوه ي ارضاي بَدَلي استفاده مي كند. خشم و عصبانيت او همچنان مداوم است تا وقتي كه مانع از ميان برداشته شود.

 

۴- مـــــوضع گيـــــــري :

مواضعي كه اين كودكان در قبال مسائل و مشكلات مي گيرند ، گوناگون است. ممكن است در برابر مسئله اي بايستند و اندكي مقاومت كنند تا مانع را از ميان  بردارند. گاهي نيز ممكن است در برابر آن زانو بزنند و به گريه بيافتند. بسياري از افراد در برابر يك مسئله دشوار ممكن است هدف را فراموش كنند و از رتبه و پله اي كه مورد درخواستشان بوده پايين تر بيايند و يا تغيير مسير دهند؛ ممكن است را ه و روش ديگري در پيش گيرند و امكان دارد كه از آن بگريزند و در گوشه اي منزوي و محبوس گردند تا مشكل ، خود  از ميان برداشته شود. اينان در مواردي به ديگران پناهنده مي شوند و زماني كه در سنين بالاترند ممكن است به مواد مخدر يا اعتياد آور پناه ببرند كه اين هر دو ، يك وجهه دارد و حاكي از نياز به حمايت است . خيالبافي ها در موارد ناكامي اوج مي گيرند. خواندن اشعار مأيوس كننده و يأس آور در اين دوره شديد مي شود.

 

۵- احســــــاس آنهــــا:

اين افراد در موارد ناكامي هاي سخت ، احساس ترس و وحشت شديد دارند و اين ترس ، آنها را ناراحت مي كند. ترس از اين كه سرنوشتشان به مخاطره افتد، ترس از اين كه مبادا شأن و موقعيت خود را از دست بدهند. گاهي اين گمان و احساس برايشان پديد مي آيد كه امنيت لازم را ندارند ؛ از مقبوليت و توجه كافي برخوردار نيستند؛  همه چيزشان در معرض خطر و سقوط است و ... چنين امري آنها را شديداً نگران مي كند و حتي موجب بازگشت به دوران كودكي مي شود تا در سايه آن آرامش و اطميناني حاصل شود.

 

۶- و بالاخره از نشانه هاي آن ارضــاي تمايلات تهاجمي و افســـردگي است:

عصباني شدن، احساس شكست در حل مسائل، احساس گناه، دوري از اجتماع، احساس كهتري، گاهي هم سردي و بي تفاوتي از ديگر جلوه هاي آن است.

 

ادامــــه دارد ...

 تبیان

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 8:33 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 نحوه كنترل عصبانيت در كودكان

 

 

 

خواه چهار ساله يا چهل ساله، همه ما بارها عصباني شده ايم. اما فردي كه در طول زندگي نياموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافيان را آزرده خاطر مي سازد. "طغيان خشم" راهي است براي ابراز احساسات. اما اين طغيان هاي احساسي خيلي هم كار ساز و مؤثر نيستند. حتي كودكان هم مي دانند وقتي كنترل خود را از دست مي دهند در نهايت احساس خوبي نخواهند داشت. بنابراين آنها به جاي انتخاب خشم و عصبانيت ، مي توانند دليل عصبانيت خود را بگويند. به محض اين كه دليل عصبانيت كودك خود را فهميديد، مي توانيد به او در كنترل كردن احساساتش كمك كنيد. در زير مهمترين عواملي را كه در عصبانيت كودكان نقش دارند، آورده ايم.

 

خصيصــــه هاي ذاتـــــــــي

مواقعي كه فرد عصباني مي شود، ميزان عصبانيت او را غالباً شخصيت او معين مي كند. حالات فوق العاده حساس ، سركش ، بي دقت، پرتحرك يا پرخاشگر بودن مي تواند بخش رشد يافته اي از يك شخصيت سالم و يا در نهايت يك مبارزه جو باشد. نكته مهم اين است كه با پي بردن به ضعف رفتاري فرزندتان مي توانيد پرخاشگري ها را به نقاط قوت تبديل كنيد. وقتي كه كودك عصبي در مورد چيزهايي عصباني مي شود كه دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهي ندارد ، در اين صورت شما نيازبه زمان بيشتري داريد تا جايگزين هايي را به جاي عصبانيت به او بياموزيد.

 

مــــراحل رشـــد

زماني كه كودك در مرحله رشد فيزيكي يا اجتماعي قرار دارد زمينه بيشتري براي پرخاشگري و عصبانيت در او ايجاد مي شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتي دارند. وقتي به كودك خود كه به كاسه توت فرنگي دست درازي كرده، مي گوييد:" الان اجازه خوردن آنها را نداري"، عصباني مي شود. ولي فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دليل اين كه او صبر و بردباري را در خود پرورانده است.

 

جنسيــــت:

به طور كلي، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز مي كنند و شايد يك توجيه فرهنگي براي آن وجود داشته باشد. به احتمال زياد والدين و مربيان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشي مي كنند در صورتي كه گريه رنجورانه يك دختر عصباني مورد قبول آنهاست. اما كودكان در هر دو جنس نياز به يادگيري كنترل خشم دارند.

 

زندگــــــي خانوادگــــــي

به طور كلي ناراحتي يك كودك به دليل جدايي والدين ، بيماري ، مرگ ، تولد خواهر يا برادر، تغيير منزل و يا ديگر اتفاق هاي مهم زندگي ، اغلب در او پنهان مي ماند و با بروز عصبانيت و پرخاشگري به كودك آسيب مي رساند. زيرا او احساس مي كند مورد آزار و اذيت واقع شده و سعي مي كند اين احساس را منتقل كند. اگر كودك لطيفه اي براي مهار كردن موقعيت حاد روحي بگويد و يا كوله پشتي برادرش را پرت كند ، به هر حال اين رفتارها به ميزان زيادي به الگوي رفتاري خانواده اش بستگي دارد. مخصوصاً اين رفتارها در خانواده هايي شايع است كه خشم، داد و فرياد و پرخاشگري هايي مثل " به هم زدن در" در آنها مشاهده مي شود. در بيشتر خانواده هايي كه در مقابل احساسات ، اتفاقات و هيجانات ناآرام و سركوبگر هستند، الگوي ديگري وجود دارد. " الگوي كودكان رفتارهايي است كه آنها در اطرافشان مي بينند."

 

تبیان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:55 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 

 مشكل دير به خواب رفتن در كودكان 

 

 

 

م. پورفخریان

 

 

 

 

خواب براي كودك همانند تغذيه لازم و ضروري است، بسياري از كودكان براي به خواب رفتن مشكل دارند و به موقع نمي خوابند، در كودكان معمولا بي خوابي اوايل شب اتفاق مي افتد و به اصطلاح به آن بي خوابي شبانه گفته مي شود. احتياج به خواب در انسانها در سنين مختلف متفاوت است، به عنوان مثال به طور متوسط يك كودك دوازده ساله به نه ساعت خواب و يك كودك چهار ساله به يازده و نيم ساعت خواب احتياج دارد، البته اين مسئله بين كودكان با هم در يك سن فرق مي كند. كودكي كه شبها با آرامش و به حد كافي خوابيده ، روز بعد به موقع از خواب بيدار مي شود و ا گر به حد كافي نخوابد، صبح روز بعد به علت كافي نبودن مقدار خواب بهانه گير و كج رفتار مي شود و كمتر شاد به نظر مي رسد و انرژي كمتري دارد در بچه هاي بزرگتر، به اندازه نبودن خواب شب آنها را خسته، كند و حساس مي كند و نمي توانند بر روي درس تمركز كنند. والدين در خواباندن كودك نقش مهمي را ايفا مي كنند، حتي عده اي از كودكان تا زماني كه يكي از والدين خصوصا مادر در كنارشان نباشد به خواب فرو نمي روند. عواملي كه سبب دير به خواب رفتن در كودكان مي شود  ممكن است دلايل متعددي داشته باشد. وقتي مي بينيد كودك شما در به خواب رفتن مشكل دارد بهتر است به موارد زير توجه كنيد:

 

۱- آيا ساعتي مشخص و منظمي براي رفتن كودك به تخت وجود دارد؟

۲- آيا كودك در تخت خود احساس خوبي دارد (به عنوان مثال: محيط اتاق خواب برايش مطبوع است؟ خيلي روشن يا تاريك نيست؟ زياد گرم يا سرد نيست؟ آيا تخت مرتب شده و يا تشك خوبي دارد؟ )

۳- آيا بچه هاي متعدد در يك اتاق مي خوابند و همديگر را بيدار نگه مي دارند؟

۴- آيا كودك شما در طول روز مسائلي داشته كه فكرش را به طور مداوم مشغول مي دارد و وي را هيجان زده مي كند و باعث اخلال در خواب مي شود ؟ (مثال: هيجانات ، دعوا و در گيري ، فيلمهاي مهيج  و يا تولد بچه ديگر )

۵- آيا ممكن است سر و صدا زياد باشد و مانع خواب كودك شود؟

۶- آيا مهمان آمده و كودك تمايل دارد ترجيحا بيدار بماند؟

۷- آيا كودك در اتاق وقتي تنها است احساس ترس مي كند؟

در كل دلايل متفاوتي مي تواند باعث نرفتن به موقع كودك به طرف تخت خود شود.

 

واقعيت اين است كه براي خوابي راحت داشتن در شب براي كودك تنها يك روش وجود ندارد، راه حلها و توصيه هاي گوناگوني در اين زمينه وجود دارد كه چكيده اي از آنها به شرح زير است:

۱. براي كودكتان زمان خواب با مشورت با خودش تعيين كنيد و وقتي به زمان خواب وي نزديك است به كودك بايد حتما فرا رسيدن زمان خواب را ياد آوري كنيد، آنها  به برخورد قاطع شما و يك قرار ثابت براي خواب نياز دارند. 

 

۲. سعي كنيد برو به اتاق خوابت مثل يك عمل تنبيهي به نظر نرسد و به جاي آن مي توانيد به كودك بگوييد كه لازم نيست بخوابي بلكه بايد در تخت خودت استراحت كني ، وقتي جنبه اجبار براي خواب از بين برود احساس آرامش و خواب خود به خود به وجود مي آيد.

 

۳. تشويق كودك با صحبت و با عمل، به اين صورت كه هر شب به وقت شناسي و در رختخواب رفتن وي جايزه بدهيد. جايزه  مي تواند يك خوراكي ويژه قبل از خواب مثل يك ليوان شير يا خوراكي كه كودك دوست دارد باشد و يا به عنوان تشويق يك لباس خواب نو و قشنگ به او هديه بدهيد .

 

۴. مي توانيد قبل از خواب با يك عمل مطبوع مثل : قصه گفتن و يا گوش كردن به نوار قصه و يا لالايي روزش را به پايان برسانيد همين طور حمام كردن و ماساژ قبل از خواب  و يا تكان دادن كودكان كوچكتر به آرامي، مفيد خواهد بود. 

 

۵. سعي كنيد هنگام خواب ، كودك لباس خواب راحتي بپوشد و اتاق خواب كودك تهويه خوبي داشته باشد و لحافهاي سنگين را براي  او نگذاريد. توجه كنيد كودك شما يك محل خواب مطبوع داشته باشد كه خوب به نظر برسد مثل: يك اتاق شخصي و يا تخت شخصي.

 

۶. فعاليتهاي بدني كودك مانند: بازي كردن در پارك، برنامه هاي ورزشي و ... را در طول روز افزايش دهيد. البته بايد اين بازيها تا غروب ادامه داشته باشد و بتدريج فعاليت كودك را از زمان غروب به بعد كاهش داده و به جاي بازيهاي پر تحرك ، فعاليتهايي مثل: مطالعه كردن و شنيدن قصه و يا تماشاي تلويزيون را جايگزين كرد، بايد سعي كرد قبل از خواب بازيهاي هيجان انگيز مثل: بازيهاي كامپيوتري انجام ندهند  و يا فيلمهاي هيجان انگيز نبيند.

 

۷. اگر كودك در شب سخت به خواب مي رود به او اجازه خوابيدن در طول روز را ندهيد.

 

۸. به خاطر داشته باشيد مصرف شبانه برخي از مواد غذايي مانند : چاي و يا نوشابه ، خواب كودك را كاهش مي دهد.

 

۹. اگر كودك شما در اتاق خواب خودش مي ترسد خيلي مهم است كه شما ترس او را جدي بگيريد ، كودك را آرام كنيد و سعي كنيد با هم پي به علت ترس ببريد . به كودك اين فرصت را بدهيد كه در مورد مشكل احتمالي و هيجانات يا چيزهاي جالبي كه در روز برايش اتفاق افتاده با شما صحبت كند ، حتي كودك مي تواند  وقتي در تخت  خود دراز كشيد از زبان خودش داستاني براي شما بگوييد و در مورد اين داستان با او صحبت كنيد و مطمئن شويد كه تخيلات در ذهن او نماند. اين مسئله كمك مي كند كه كودك با آرامش بيشتري به خواب فرو رود.

 

کودکان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 ونگ و ونگ کودکان

 

 

 

۱- اگر دوروبرتان كودك شيرخواري داريد كه صداي ونگ ونگش هميشه توي گوشتان است. پس اولين نكته‌اي كه بايد بدانيد اين است: بالا برويد، هر بچه‌اي گريه ميكند و هيچ كاري هم نمي‌شود كرد. در چند ماه اول زندگي، شيرخواران به طور ميانگين، روازنه 2/2 ساعت گريه ميكند. از اين نظر، 5‌‌1 ماهگي اوج بدبختي پدر و مادر است.

 

۲- پزشكان، براي توصيف گريههاي كودكي كه هيچ دليلي (مثل گرسنگي، گرما يا سرما يا ساير تحريكهاي حسي، كثيف كردن و يا خداي ناكرده تب و درد و...) براي گريه‌اش يافت نمي‌شود، از واژه <كوليك> استفاده ميكنند. كوليك از 50 سال قبل يك، تعريف آسان دارد كه به <قانون >3 معروف است: گريه بيش از 3 ساعت در روز، بيش از 3 روز در هفته، و به مدت بيش از 3 هفته در كودكي كه به خوبي تغذيه ميشود و از همه نظر سالم است. 


۳- دقت كنيد: جيغهاي بلند گوشخراش، برافروختگي يا كبودي چهره هنگام گريه، چين خوردن پوست پيشاني، مشتهاي گره كرده و كشيده شدن پاها به سمت شكم هنگام گريه، همه و همه ويژگيهاي طبيعي گريههاي شيرخواران هستند و نبايد پدرو مادر را بترسانند. معمولاً كوليك شيرخواران از 2 ماهگي آغاز شده و تا 4 ماهيگي فروكش ميكند. بيشترين ميزان گريه، بعد از ظهر و نزديك غروب است و ارتباطي هم با حوادث روزمره، الگوي تغذيه‌اي كودك يا هيچ چيز ديگري ندارد. در چنين وضعيتي شايد كودك را حتي با شير دادن نشود ساكت كرد.


۴- تنها 5 درصد كودكاني كه زياد گريه ميكند، ممكن است واقعاً بيمار باشند. بعضي اين بيماريها عبارتند از: عفونتهاي ويروسي، عفونتهاي ادراري، اوتيت مياني، يبوست، عدم تحمل پروتئين شيرگاو، رفلاكس (پس‌زنش معده به مري)، عدم تحمل لاكتوز موجود در شير، ميگرن شيرخواري و...

 
۵- با توجه وضعيت پاهاي شيرخوار و علايم ديگر، معتقدند كه اختلالات گوارشي عامل اصلي ايجاد كوليك هستند. برخي نيز مي‌گويند گريه بيش از حد باعث افزايش بلع هوا ميشود، گازي كه در كلون ايجاد ميشود هم شرايط را بدتر ميكند و به اين ترتيب، گريه كودك ناشي از نفخ است. اما به نظر نمي رسد اين استدلال درستي باشد چرا كه تصويرهاي راديوگرافي گرفته شده در طي حملات گريه، نماي معده را طبيعي نشان داده اند. بعضي هم ميگويند كوليك در نتيجه حساسيت به پروتئين شير است. اين فرضيه هم تاييد نشده است.


۶- يك هورمون روده‌اي نقش اصلي را در ايجاد كوليك به عهده دارد. فرض بر اين است كه گريههاي شيرخواران كوليكي به علت دل پيچه يا كرامپهاي شكمي است اما اين كه چه عاملي باعث اين كرامپها مي‌شود، معلوم نيست.

 

۷- مطالعات نشان داده‌اند وقتي شيرخواران دچار كوليك تحت مراقبت پرستاران حرفه‌اي آموزش ديده قرار ميگيرند، دو برابر كودكان غيركوليكي گريه مي‌كنند. اين يعني اگر كودكي بخواهد كوليكي شود، مي‌شود؛ فرقي ندارد كه چه كسي از او مراقبت ميكند.


۸- هيچ مطالعه‌اي موجود نيست كه ادعا كند اضطراب يا استرسهاي مادر به كودك منتقل مي‌شود و باعث ايجاد كوليك مي‌گردد.


۹- مهم ترين كاري كه يك پزشك در مواجهه با يك كودك دچار كوليك بايد بكند اين است كه بعد از آن كه مطمئن شد كودك بيمار نيست، به پدر و مادر اطمينان بدهد كه مشكلي نيست، آنها نبايد نگران باشند و مشكل به خودي خود برطرف مي‌شود. اگر وزن‌گيري كودك طبيعي باشد و در معاينه فيزيكي هم نكته‌اي وجود نداشته باشد، آزمايش و عكس و اين جور چيزها ضرورتي ندارد.

 

۱۰- پدر و مادر هم نبايد پزشك را وادار به انجام چنين كاري كند.


۱۱- از آنجا كه ميزان بروز كوليك در شيرخواران تغذيه شده از شيرمادر و شيرخواراني كه از شيشه تغذيه ميشوند، مشابه است، مادراني كه به كودكان شير ميدهند، بايد اين كار را ادامه بدهند. بالاخره كودك بايد غذا بخورد و فايده هيچ نوع شيرخشكي هم براي تسكين كوليك شيرخواران به اثبات نرسيده است.


۱۲- بك نكته بسيار مهم : بعضي مطالعات نشان داده‌اند حذف لبنيات، تخم مرغ، گندم و آجيل از رژيم غذايي مادران شيرده، به تسكين گريههاي كودكان كوليكي كمك ميكند.


۱۳- سايمتيكون يك داروي بي‌خطر براي كاهش گاز درون مجراي روده است كه معمولاً بدون نسخه از داروخانهها قابل تهيه است. عده‌اي معتقدند اين دارو و نظاير آن در درمان كوليك شيرخواران موِثر است اما مثل خيلي چيزهاي ديگر در عالم پزشكي، هيچ كس نمي تواند در اين باره قسم بخورد. در كشور ما، رايج‌ترين داروهايي كه براي درمان كوليك شيرخواران به كار ميرود <گريپ ميكسچر> و <دايميتكون> است.


۱۴- ماساژ شيرخواران نمي‌تواند علايم كوليك را به شكل معني‌داري كاهش دهد و بنابراين ماساژ براي درمان كوليك توجه نمي شود.

 
۱۵- مصرف جوشانده‌هاي گياهي حاوي مخلوطي از بابونه، شاه پسند، شيرين بيان، رازيانه و بادرنجبويه توسط مادر گريه را در شيرخواران دچار كوليك كاهش ميدهد. فراموش نكنيد كه در استفاده از داروهاي گياهي به صورت سنتي هميشه خطر آلودگي و عفونت وجود دارد.


۱۶- توصيه هايي مثل در گهواره گذاشتن او و حركات آرام بخش ملايم، استفاده از پستانك، در آغوش گرفتن كودك ، اگر چه ممكن است در برخي موارد باعث تسكين موقت كودك شود اما احتمالاً مهم ترين فايده آنها احساس حمايت و اطمينان پدرو مادر است.


۱۷- در مطالعه اي كه براي ارزيابي فوايد افزايش زمان در آغوش گرفتن شيرخوار دچار كوليك در زمانهاي بدون گريه شد، معلوم شد اين كار هم فايده معنا داري ندارد. يعني حتي بغل كردن كودك براي پيشگيري از گريه هم سودي ندارد.


۱۸-روشهاي ديگري هم پيشنهاد شده اند كه احتمالاً مكانيسم عملشان، پرت كردن حواس كودك و در نتيجه متوقف كردن گريههاي او هستند: قرار دادن شيرخوار كوليكي نزديك جاروبرقي يا وسيله‌اي شبيه آن، كه سروصداي يكنواخت ايجاد ميكند، همين طور سوار كردن كودك در اتومبيل يا كالسكه براي گردش. حداقل اين است كه ميشود اين روشهاي بي ضرر را امتحان كرد.


۱۹- در كشورهاي ديگر وسيله‌اي به نام <نگهدارنده كوليك> به بازار عرضه شده كه روي شكم شيرخوار فشار وارد ميكنند. سازندگان ادعا ميكنند اين وسيله در درمان و پيشگيري از كوليك موِثر است.


۲۰- هيچ ارتباطي ميان كوليك شيرخواران و بيماريهايي كه در آينده سلامت كودك را تهديد كنند، شناخته نشده است. حتي ارتباط ميان كوليك شيرخواران و ابتلا به بيماريهاي آلرژيك نيز يافت نشده است.


۲۱- كوليك شيرخواران بسيار بيش از آن براي خود كودك آزاردهنده يا خطرناك باشد، براي پدر و مادر آزاردهنده و حتي خطرناك است. پزشكان هم در چنين مواردي، شايد بيش از نوزاد بايد به پدر و مادر نوزاد توجه كند. مادران هم بايد مطمئن باشند اضطراب و افسردگي شان، بعد از طي شدن دوره گريههاي كودك، بهبود مي‌يابد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 10:35 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 نيش زدن مرواريدهای نوزادی

 

مترجم: مهتاب صفرزاده خسروشاهی

 

 

شايد اندکي پس از تولد، نيش زدن دندانها، اولين مشکل جدي والدين باشد، چرا که نوزاد با تحولات رفتاري ـ جسمي چون تب، اسهال، آبريزش بيني و چشم، کج خلقي و... اين خبر را به والدينش مژده مي دهد! تشابه علايم سرماخوردگي با علايم روييدن دندان ها يکي ديگر از مشکلاتي است که والدين با آن روبه رو هستند و در بسياري موارد نيز زماني که والدين سرگرم درمان به اصطلاح سرماخوردگي نوزادشان هستند؛ به ناگاه مرواريد کوچکي را در دهان فرزندشان مي يابند! آن چه در پي مي خوانيد، نگاهي است به علايم روييدن دندان در نوزادان و نحوه مراقبت از دندان هاي شيــــري.


نيــــش زدن دنـــدان و مشکــــــلات آن

بعضي از نوزادان با دندان متولد مي شوند و در بعضي نيز اولين دندان شيري حدود ۶ ماهگي نيش زده و در گروهي ديگر، تا حدود يک سالگي دنداني ديده نمي شود؛ که اين تفاوت به مسايل مختلفي چون مسايل ژنتيکي، تغذيه مادر و... مرتبط است. گرچه همان طور که گفتيم، سن نيش زدن دندان متفاوت است، اما در اغلب نوزادان حداکثر تا سن دو تا دو و نيم سالگي، دندان هاي شيري کامل شده و با ورود به سن ۶ سالگي، اولين دندان دائمي، ظاهر مي شود.نيش زدن دندان با علايمي چون تب- خفيف يا شديد- بدخلقي، بي اشتهايي، گريه کردن؛ بي خوابي و بيدار شدن هاي مکرر همراه با گريه، آبريزش بيني و آب دهان، اسهال و حالت هايي شبيه به سرما خوردگي و... همراه است. اين علايم گاه چنان شبيه به سرما خوردگي است که والدين براي جلوگيري از شدت يافتن علايم، درمان دارويي را آغاز مي کنند. اما با توجه به تشابه علايم نيش زدن دندان و سرماخوردگي، لازم است تا پيش از هر اقدامي با پزشک مشورت کرد؛ چرا که مصرف بعضي از داروها، به رشد دندان ها آسيب جدي وارد مي کند. علاوه بر علايمي که برشمرديم، قرمز شدن و تورم لثه ها عاملي جهت کلافگي نوزاد و شدت گرفتن ناآرامي ها و گريه کودک است.يکي از علايمي که کودک به صورت ناخودآگاه از خود بروز مي دهد، جويدن انگشتان است که اين خود راهي براي آگاهي والدين از نيش زدن دندان هاي کودک است.


چگــــــونه نـــــــــوزاد را يــــــاري دهيـــــم ؟

۱- تــــوجه کـــردن به نــــوزاد:

از آن جاييکه نيش زدن دندان با علايمي ويژه و شبيه به سرماخوردگي همراه بوده و نوعي بيماري محسوب ميشود، لازم است تا والدين توجه ويژه اي به تغذيه و استراحت نوزاد داشته باشند.

 
۲- استفـــاده از ژلهـــــــاي دندانــــــــي:

با مشورت پزشک مي توانيد از ژل هاي دنداني غيرشيرين (Suger-free) استفاده کنيد. اين ژل ها باعث بي حسي موضعي لثه ها و از بين رفتن حالت تورم، خارش و سوزش شده و تأثير به سزايي در تخفيف درد دارد. توجه کنيد اين ژل ها نبايد براي نوزادان پايين تر از ۴ ماه استفاده شوند.


۳- مصــــــــرف دارو :

اگرچه مصرف دارو چندان توصيه نمي شود- اشاره کرديم که بعضي از داروها به دندان آسيب وارد مي کنند- اما براي مصرف دارو حتماً بايد با پزشک مشورت کرد؛ اين نکته به ويژه درباره نوزاداني که زودتر از موعد مقرر دندان در مي آورند، مهم است.


۴- استفـــاده از حلقــــــه هاي دندانــــي:

حلقه هاي دنداني (Teething ring) يا لاستيک هاي دنداني، در اشکال مختلف ويژه نوزادان طراحي شده است تا با جويدن و دندان زدن نوزاد به اين حلقه ها، خارش و سوزش لثه ها تخفيف پيدا کند. براي انتخاب اين حلقه ها، اطمينان از کيفيت آنها بسيار مهم است؛ اين حلقه هاي لاستيکي بايد از جهت نوع مواد مصرفي و رنگ به کار رفته در رنگ آميزي آنها مطمئن باشند. استفاده از تکه هاي نان، هويج پوست کنده، سيب، کرفس و... نيز توصيه مي شود اما بايد توجه داشت تا تکه هاي جدا شده از اين خوراکي ها باعث خفگي نوزاد نشود.

 
مــــــراقبت از دندانهـــــا

دندان هاي شيري ۲۰ عدد- ۱۰ دندان در فک بالا و ۱۰ دندان در فک پايين- است. اين دندان ها اگر چه دايمي نبوده و حداکثر ۵ سال- فاصله بين يک تا ۶ سالگي- کارايي دارند، اما مراقبت از آنها ضروري است، چرا که پوسيدگي و شکستگي دندان ها نه تنها باعث اختلال در جويدن و هضم غذا مي شوند بلکه زمينه ساز خراب شدن دندان هاي دايمي نيز مي شود. اصولي ترين، مهم ترين و رايج ترين شيوه مراقبت از دندان ها مسواک زدن، حداقل ۲ بار در طول شبانه روز، يک بار صبح و يک بار پيش از خوابيدن است. هر چند کودکان از مسواک زدن سرباز مي زنند، اما والدين وظيفه دارند تا با نظارت دقيق و اتخاذ تدابيري مفيد، اين مشکل را برطرف کنند. بـــراي اين منظـــور :

 

۱- بــراي کــــودک، مسواک ويــــژه کودکان تهيه کنيد.

اين مسواک ها نه تنها از جهت اندازه، جنس و کيفيت مطابق با سن کودک طراحي شده اند بلکه باعث ترغيب کودک به مسواک زدن مي شوند.

 

۲- خميــــر دنــدان نيـــز بايد ويــــژه کـــــودک خــــــريداري شود.

چرا که خمير دندان کودکان از جهت طعم و بو متفاوت از خمير دندان بزرگسالان بوده و به جهت تفاوت در رنگ و عطر و طعم کودک را به مسواک زدن تشويق مي کند. در انتخاب نوع خمير دندان به ميزان «فلورايد» آن توجه کنيد.

 

۳- زمان مســـواک زدن فرزندتان را با مســـواک زدن خودتان تنظيم کنيد.

اين کار او را به مسواک زدن ترغيب مي کند.

 

۴- دندان هاي او را مسواک بزنيد. 
تا پيش از زماني که کودک خود بتواند مسواک بزند، دندان هاي او را مسواک بزنيد.

 

۵- لثه هاي نوزاد را با پنبه آغشته به آب ولرم، شست وشو دهيد.

در نوزادان پس از نوشيدن شير، به ويژه پيش از درآمدن دندان ها، لثه هاي نوزاد را با پنبه آغشته به آب ولرم، شست وشو دهيد.

۶- به شيوه تغذيه کودک توجه کنيد.

مصرف شير پس از يک سالگي بايد با ليوان- نه با شيشه ـ صورت بگيرد چرا که مکيدن شير باعث بد فرم شدن دندان ها و متمايل شدن آنها به سمت جلو مي شود.

 

۷- به تغذيه کودک توجه داشته باشيد.

اگرچه نمي توان مصرف شيريني، شکلات، نوشيدني هاي شيرين و... را ممنوع کرد؛ اما مي توان با اتخاذ تدابيري از مضرات مصرف اين خوراکي ها کاست. مثلاً پس از خوردن شيريني، خوردن سيب يا هويج را در برنامه غذايي کودک قرار بدهيد تا با اين شيوه ذرات باقي مانده شيريني از سطح و بين دندان ها خارج شده و PH دهان نيز تغيير کند تا فعاليت باکتري هاي عامل پوسيدگي دندان متوقف و مختل شود.

 

۸- عادات تغذيه اي کودک را به سوي مصرف مواد غذايي بي ضرر، ميوه و سبزي و نوشيدني هاي بدون قند چون دوغ و... سوق دهيد.

اين مسأله نه تنها مانع از پوسيدگي دندان مي شود بلکه از ابتلاي کودک به اضافه وزن نيز جلوگيري مي کند.


و در پــــــــايـــــــان : 

نوع و شيوه تغذيه کودک از دوران جنيني و سپس مراقبت هاي دوران کودکي و بزرگسالي از مهم ترين عوامل حفظ سلامت دندانها است.....

 

کودکانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 6:48 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 استقلال کودک با غذا خوردن آزاد رشد می کند

 

 

والدين بايد از تغذيه اجباري کودک خودداري کنند و کودک را هنگام غذا خوردن آزاد بگذارند تا احساس استقلال کودک رشد کند و با احساس رضايت از تعذيه، از آن لذت ببرد.


به مادران تـــوصيه مـــي شـــود:

غذاهاي متنوعي براي کودک تهيه کنند و به او اجازه امتحان تمام غذاها را بدهند تا کودک از بين آنها غذاي مورد علاقه خود را انتخاب کند و از تحميل سليقه خود در انتخاب غذا به کودک بپرهيزند.


يک بــــــــرنامه غذايــــي متعــــــــادل :

شامل غذاهايي باشد که علاوه بر رفع گرسنگي ، مقدار لازم و کافي از هر يک از عناصر غذايي و مواد مغذي براي وصول به تندرستي کامل را در بر داشته باشد ، يکي از مهمترين راهها براي اطمينان از تامين نيازمندي هاي تغذيه اي کودک ، استفاده از چهار گروه اصلي غذايي ، شامل گروه شير و لبنيات ، گروه نان و غلات ، گروه گوشت و تخم مرغ ، حبوبات و مغزها و گروه ميوه و سبزي است. غذاي دلخواه کودک را تهيه کنيد و اگر به دلايلي کودک ميل به خوردن غذا ندارد، از يک اسباب بازي مورد علاقه کودک براي تشويق او به غذا خوردن استفاده کنيد.مواد غذايي مقوي و مورد نياز کودک را به غذاي او اضافه کنيد )مثل اضافه کردن گوشت گوساله به ماکاروني ( البته اين کار بايد با احتياط صورت گيرد؛ به طوري که کودک به تدريج به غذاي جديد علاقه مند شود.

 

براي کم کردن حساسيت کودک نسبت به غذا، او را در تهيه غذا دخالت دهيد، مانند پختن و مخلوط کردن مواد غذايي با يکديگر و يا دادن غذا به عروسک و يا حيوانات. فاصله بين وعده هاي غذايي کودک را کنترل کنيد، چون کودک گرسنه براي خوردن غذاي جديد نسبت به کودکي که در فواصل غذا با خوردن تنقلات سير شده است ، تمايل بيشتري نشان مي دهد؛ در ضمن فاصله زماني دادن تنقلات تا وعده هاي اصلي غذا (ناهار و شام) را نيز کنترل کنيد.

 

براي تشويق کودک به غذا خوردن ، از ظرف غذاي مخصوص کودکان استفاده کنيد.اگر کودک شما در مرحله اي از رشد (سال اول زندگي ) است که از بازيهاي دهاني لذت مي برد (مثل فوت کردن ، قلقل کردن ، صدا درآوردن و گاز گرفتن )5 دقيقه قبل از خوردن غذا به او اجازه انجام اين بازيها را بدهيد. اين کار موجب حساس و فعال شدن ناحيه دهان کودک ميشود. از تغذيه اجباري کودک خودداري کنيد. گاهي اوقات به نظر مي رسد مادران به هنگام بي اشتهايي کودک نسبت به مساله رشد و نمو کودک حساس مي شوند. آنان در مورد نقش مادري خود احساس ناتواني مي کنند و در نتيجه سطح اضطراب آنان بالا مي رود و قادر به تغيير درست علايم بي اشتهايي در کودکشان نيستند و هنگام غذا دادن به کودک وقتي با امتناع کودک از غذا خوردن مواجه ميشوند، احساس ناکامي مي کنند.

 

ایران مانیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 تغذيه شيرخواران

 

 

 

كودك در ابتدا در مرحله نوزادي از شير مادر تغذيه مي‌كند. با بزرگتر شدن او مواد خوراكي ديگر نيز به فهرست غذايي او اضافه مي‌شود تا زمانيكه او هم مانند ديگر افراد خانواده تغذيه كند. برخي مادران به راستي نمي‌دانند چه زمان مي‌توان كودك را با موادي غير از شير تغذيه كرد و حتي گاهي نوع مواد غذايي و مقدار مصرف آنها را بخوبي نمي‌شناسند. در اين مبحث سعي شده است در مورد غذاهاي كمكي در سنين معين اطلاعاتي داده شود. شروع غذاي كمكي از 6 ماه به بعد است كه با فرني آغاز مي‌شود. بعد از فرني، تغذيه كمكي كودك حريره بادام و پوره سيب زميني و … است. كم كم تا يك سالگي، تنوع غذايي باعث رشد قوه چشايي كودك و كشف رنگها و مزه‌ها و بوهاي مختلف توسط او مي‌شود. با اين كار كودك قدرت انتخاب پيدا مي‌كند و اين مرحله از رشد، اهميت بسيار زيادي دارد.

 

شير مادر بهترين و كاملترين غذا براي شيرخواران زير 6 ماه مي‌باشد و در اين دوران شير مادر به تنهايي به علاوه قطره مولتي ويتامين (از 15 روزگي) كليه نيازهاي تغذيه‌اي شيرخوار را تامين مي‌كند. غذاي كمكي براي شيرخوار بايد پس از 6 ماهگي شروع شود، زيرا بعد از 6 ماهگي نيازهاي غذايي شيرخوار به تنهايي با شير برآورده نمي‌شود و لازم است علاوه بر شير مادر، تغذيه كودك با غذاهاي نيمه جامد نيز شروع شود. تغذيه تكميلي علاوه بر تامين انرژي، دوران بسيار حساسي براي ايجاد عادات صحيح غذايي و استفاده از غذاي سفره خانواده است. شروع تغذيه تكميلي قبل از 6 ماهگي به دليل آماده نبودن دستگاه گوارش شيرخوار براي پذيرش غذاهاي ديگر غير از شير، اقدام نادرستي است. چون دستگاه گوارش كودك هنوز تكامل نيافته و با كوچكترين آلودگي به علت عدم رعايت بهداشت امكان ابتلا به عفونت‌ها از جمله اسهال افزايش مي‌يابد و باعث كاهش يا توقف رشد شيرخوار مي‌شود.

 

از طرف ديگر شروع زودرس تغذيه تكميلي سبب كاهش مدت زمان مكيدن پستان مادر مي‌شود. بعلاوه ممكن است غذاي كمكي در مقايسه با شير مادر، انرژي و مواد مغذي كمتري به كودك برساند كه موجب اختلال رشد كودك و در نهايت سوءتغذيه او مي‌شود. همچنين زود شروع كردن تغذيه تكميلي احتمال بروز حساسيت به بعضي از مواد غذايي را در كودك افزايش مي‌دهد. نتيجه‌ اين كه بهترين سن شروع غذاي كمكي بعد از پايان ماه ششم زندگي است. البته‌ اين به آن معني نيست كه بايد دفعات شيردهي را كم كرد، بلكه بايد مادر ترغيب شود هر زمان كه كودك تمايل دارد شير خود را به او بدهد و براساس سن كودك چند نوبت نيز غذاي كمكي بعد از شير مادر به او داده شود. اگر غذاي كمكي دير شروع شود كودك تمايل خود را به خوردن غذاهاي ديگر و امتحان كردن مزه و طعم‌هاي جديد از دست مي‌دهد. همچنين تكامل عمل جويدن به تعويق مي‌افتد و كودك غذاي ديگري جز شير مادر و يا مايعات را نمي‌خورد كه‌ اين خود منجر به كم غذايي، اختلال رشد و سوء تغذيه مي‌شود.

 

اصـــولــي كه بايد در مـــورد تغذيه تكميلــــي رعايت شوند عبارتند از:

۱ ـ مواد غذايي بايد از نظر مقدار و نوع به تدريج به غذاي شيرخوار اضافه شود.

۲ـ ابتدا از يك نوع غذاي ساده شروع و به تدريج مخلوطي از چند نوع غذا داده شود.

۳ـ از مقدار كم شروع و به تدريج بر مقدار آن افزوده شود. 

۴- بين اضافه كردن مواد غذايي مختلف حدود 7ـ5 روز فاصله لازم است. زيرا شيرخوار بايد به يك نوع غذا عادت كند و بعد غذاي جديد اضافه شود. اضافه كردن يك به يك مواد سبب مي‌شود اگر كودك ناسازگاري به يك ماده غذايي داشته باشد شناخته شود و بتوان آن را از غذا حذف كرد. همچنين دستگاه گوارش كودك فرصت پيدا كند تا به غذا عادت كند.

۵- ابتدا بايد غذا رقيق تهيه شود به طوري كه غلظت آن كمي‌بيشتر از شير مادر باشد. سپس به تدريج بر غلظت آن افزوده شود. سفت كردن تدريجي غذا سبب ياد گرفتن عمل جويدن مي‌شود. 

۶- اگر در شروع غذاي تكميلي، شيرخوار به غذاي خاصي بي‌ميل بود، نبايد در خوردن آن پافشاري كرد و مي‌توان يك تا دو هفته آن غذا را حذف و سپس دوباره به او داد.

 

تحقيقات دانشمندان استــــــراليايي نشان مــــي دهد :

كودكاني كه با شير مادر تغذيه شده اند با هوشتر از كودكاني هستند كه از شير خشك تغذيه مي كنند. پژوهشگران دانشگاه كوئينزلند با بررسي 4 هزاركودك به اين نتيجه رسيدند هر چه كودك مدت طولاني تري از شير مادر تغذيه شده باشد, بهره هوشي بالاتري خواهد داشت. سرپرست اين محققان گفت: شير مادر حدود 8 نمره بهره هوشي كودك را بالا مي برد كه قابل توجه و با اهميت است .اين گزارش مي افزايد : احتمالا مادراني كه فرزندان خود را با شير خودشان تغذيه مي كنند علاقه و دلبستگي با كودك خود برقرار مي كنند كه به رشد ادراكي كودك كمك ميكند. براساس اين گزارش وجود اسيدهاي چرب امگا در شير مادر نيز به رشد ادراكي كودك كمك مي كند علاوه بر ان شير مادر حاوي پادتن هاي بيشتري است و از ابتلائ كودك به عفونتها پيشگيري مي نمايد.

 

سخـــــــن آخــــــــــــر

تغذيه با شيرمادر، ميزان مرگ و مير نوزادان بر اثر عواملي مانند انواع عفونت ها و سندرم هاي منجر به مرگ ناگهاني و ضايعات ديگر را به ميزان قابل ملاحظه اي کاهش مي دهد.
شير مادر حاوي موادي است که حتي از ابتلاي نوزادان به ويروس اچ.آي.وي و انواع سرطان ها ممانعت مي کند. محققان اعلام کردند نوزاداني که از شير مادر تغذيه مي کنند 20 درصد کمتر از ساير نوزادان دچار مرگ و مير مي شوند و هر چه طول دوره شيردهي به نوزاد بيشتر باشد، خطرات مرگ و مير کاهش مي يابد.

 

ایران مانیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 رابطه بين بازی و بلوغ اجتماعی کودکان

 

 

 

درباره فوايد بازي کودکان و نقش آن در پرورش جسم و روح آنها ، پژوهش هاي زيادي انجام شده است . کارشناسان و پژوهشگران به اين نتيجه روشن رسيده اند که بازي ، نياز اوليه و ضروري کودکان است و هر چه امکان بازيهاي سالم و سازنده بيشتر باشد ، فکر و ذهن کودک بهتر پرورش يافته و خصوصيتهاي اجتماعي او بهبود مي يابد. زمانيکه کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند، مرحله تماس با محيط فرا مي رسد. به طوريکه با کنجکاوي مي خواهند از مسائل پيرامون خود آگاه شوند و کسب اين آگاهي ها مستلزم خروج از دنياي فردي و ورود به اجتماع، ايجاد و برقراري کنش متقابل با محيط است. و در بازي هاي گروهي که هدف مشترکي دارند و افراد شرکت کننده براي نيل به آن ناگزيرند تلاشها و فعاليتهاي خود را با يکديگر هماهنگ کنند کودک به نوعي تعامل و ارتباط اجتماعي دست مي يابد.

بنابراين کودکان با انتخاب نوع بازي ، تعيين شرايط بازي و مقيد کردن خود به اطاعت از اصول و قوانين آن ، در حقيقت نوع خاصي از زندگي اجتماعي را تجربه مي کنند و در سازمان دادن به اين زندگي اجتماعي ، اين باور را در خود پرورش مي دهند که به منظور پذيرش در گروه و بازشناسي از سوي همبازي ها مجبور به اجراي قوانين بازي مي باشند . کودک بدون بازي ، به ويژه بازيهاي گروهي، خودخواه و فاقد توانايي لازم براي ايجاد ارتباط با ديگران بار مي آيد، حال آن که از طريق بازي، شيوه همکاري و نفوذ در گروه همسالان، جلب توجه ديگران، رعايت حقوق ديگران، زندگي گروهي و بسياري از امور اجتماعي ديگر را ياد مي گيرد . بازي به کودک مي آموزد که چگونه با ديگران ارتباط برقرار کند و در عين حال اين امکان را براي او فراهم مي آورد تا خود را به طور شايسته در مقابل ديگران کنترل نمايد ، به اين معني که کودکان به واسطه شرکت در بازي ، به تقويت و توسعه نيروهاي دروني خود مي پردازند و زمينه هاي لازم براي خويشتنداري را کسب مي کنند.


" آنچه مسلم است برنامه ريزي و طراحي بازيهاي مناسب موجب مي شود کودکان به بلوغ اجتماعي رسيده ، به نقش حقيقي خود در جامعه پي ببرند و آمادگي مقدماتي را براي پذيرش نقش هاي آينده به دست آورند. "

 

تبیان 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5:44 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 ارتباط عاطفی همراه با غذا 

 

 

شیر مادر بهترین و كامل ترین غذا برای نوزادان و شیرخواران تا پایان ۲ سالگی است. به طوری كه تغذیه انحصاری با شیرمادر از بدو تولد تا پایان۶ ماهگی و سپس ادامه آن همراه با تغذیه تكمیلی تا ۲ سالگی منجر به رشد و تكامل كودك می شود.مزایای شیر مادر از جنبه های مختلفی قابل بررسی است جنبه هایی چون فواید مربوط به كودك و مادر، فواید اقتصادی، اجتماعی و ...

 

مـــــزایای مــــربوط به كــــودک :

در دوره های مختلف رشد و تكاملی كودك براساس نیاز شیرخوار تركیبات شیر مادر تغییراتی پیدا می كند. به عنوان مثال در روزهای اول پس از تولد كه بدن نوزاد هنوز سیستم ایمنی ضعیفی داشته و پادتن های لازم را جهت مبارزه با میكروب های بیرونی ندارد، در این دوران شیرمادر با شرایط كودك تطبیق پیدا كرده زرد رنگ و غلیظ تر است كه آغوز (كلستروم یا ماك) نامیده می شود كه اولین و بهترین واكسن برای حفاظت كودك بر ضد بیماری های عفونی است. دكتر علی رمضان خانی معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی از دیگر فواید شیرمادر می گوید: كاهش مرگ و میر نوزادان در اثر بیماری های اسهالی، كاهش ابتلا به پنومونی و عفونت های گوش میانی و عفونت های حاد تنفسی، كاهش ابتلا به آسم، آلرژی و اگزما، عدم نیاز به دادن آب و قند حتی در مكان های گرم و خشك، عدم پرخوری شیرخوار و چاق نشدن وی در نتیجه اختلاف در تركیب چربی شیر مادر، ماده ای سهل الهضم برای شیرخواران بیمار، هضم و جذب راحت تر چربی و پروتئین شیرمادر، ارضای غریزه مكیدن كودك، جذب بهتر آهن شیرمادر و... .

 

مـــــــزایای مــــربوط به مـــادر :

تحقیقات مشخص كرده اند تغذیه انحصاری با شیرمادر فواید متعددی برای خود مادر در بردارد. در رابطه با برخی از این فواید دكتر رمضان خانی می گوید: تغذیه انحصاری و مكرر شیرخوار با شیر مادر منجر به پیشگیری از حاملگی زودرس، برگشت سریع تر رحم به حالت اولیه، كاهش احتمال ابتلا به سرطان پستان و تخمدان، بهبود وضعیت روحی عاطفی مادر، برگشت سریع تر وزن مادر به حالت اولیه می شود.


مــــــزایای اقتصـــادی ـ اجتماعـــی شیـــرمـــادر :

بنابر اظهارات معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی فواید تغذیه با شیرمادر از جنبه های مختلف اجتماعی ـ اقتصادی شامل موارد زیر است:

 

۱- كاهش هزینه ها به طوری كه تغذیه با شیرمادر موجب افزایش نیاز تغذیه مادر در دوران شیردهی می شود افزایشی كه به مراتب ارزان تر از هزینه خرید شیرخشك و غذاهای آماده ای است كه برای شیرخواران محروم از شیرمادر استفاده می شود. از سویی دیگر شیرمادر در مقایسه با سایر شیرها منجر به بیماری كمتر در كودكان می شود در نتیجه هزینه درمان كاهش پیدا می كند. و علاوه بر این در بیمارستان هایی كه هم اتاقی كودك و مادر رعایت می شود عفونت و همه گیر شدن بیماری كمتر اتفاق افتاده و در نتیجه مجدداً هزینه ها كاهش پیدا می كند.


۲ - تغذیه با شیرمادر علاوه بر كمك به رشد و تكامل كودك از خروج ارز به خارج از كشور جهت واردات شیرخشك جلوگیری می كند. ۳- تغذیه انحصاری با شیر مادر ارتباط مستقیم در كنترل جمعیت و تنظیم خانواده دارد بنابراین در صورت تغذیه شیرخواران با شیر مادر امكانات اقتصادی كمتری به این امر اختصاص داده می شود.


جنبـــــه های ایمنـــــی شیـــــــر مـــــــــادر :

سیستم ایمنی نوزادان در بدو تولد ضعیف است بنابراین مستعد عفونت های مختلف هستند اما شیر مادر به جهت دارا بودن اجزای فعال سیستم ایمنی در محافظت كودك نقشی مؤثر ایفا می كند از جمله ایمونوگلوبولین ها A، G و M.


نحوه شیــــر دادن در شـــرایط خاص

تغذیه نوزاد از ساعات اولیه پس از تولد باید شروع شود و تعداد دفعات آن در طول شبانه روز براساس نیاز شیرخوار تنظیم شود چرا كه تعداد دفعات در نوزادان مختلف، متفاوت است. برخی شیرخواران تند و برخی شیرخواران كند تغذیه می كنند.


تغذیه با شیــــــر مـــــــادر پس از عمل ســــزارین:

در افراد سزارینی نوع ضد دردی كه مادر در طی عمل دریافت كرده است در زمان اولین تغذیه نوزاد با شیر مادر تأثیرگذار است. در این راستا بنابر اظهارات معاون بهداشتی دانشگاه شهید بهشتی در بی حسی نخاعی مادر می تواند با كمك كاركنان بیمارستان نوزادش را در اتاق ریكاوری شیر دهد اما در پی بیهوشی عمومی مادر با كمك اطرافیان یك یا دو ساعت پس از ماندن در اتاق ریكاوری می تواند شیردهی را آغاز كند. در سزارین مادر می تواند دراز كشیده در تخت به نوازد شیر دهد و یا در حالت نشسته روی تخت درحالی كه بالشی را با عنوان محافظ در پشت و بازوهایش قرار داده و یك بالش روی پاها كه نوزاد روی آن قرار می گیرد شیرخوار را تغذیه كند.

 
تغذیــــه در دو قلــــــویــــی:

در تغذیه با شیر مادر یكی از مسائل مهم، تغذیه در چند قلویی هاست. در تغذیه نوزادان دوقلو با شیر مادر رعایت نكاتی ضروری است ؛ تغذیه مناسب و متعادل مادر (حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ كالری اضافی)، تكرار و استمرار شیردهی، تغذیه دوقلوها به طور جداگانه در روزهای اول به دلیل سادگی این روش برای مادر هر چند كه در این حالت زمان شیردهی دو برابر می شود. در رابطه با سه قلویی ابتدا یك پستان برای هر بچه و سپس بچه سوم از هر دو پستان تغذیه شود اما همیشه یك نوزاد آخرین نفر نباشد، در صورتی كه با تمام تلاش ها شیر مادر كافی نباشد و نیاز به شیر كمكی باشد هر دو نوزاد تا حد امكان از شیر مادر تغذیه شوند آنگاه شیر كمكی با فنجان یا قاشق به هر دو نوزاد خورانده شود. در این مورد نباید یك نوزاد با شیرمادر و نوزاد دیگری با شیرخشك تغذیه شود.


نـــــــــوزادان كـــــــــم وزن

نوزادان كم وزن اصولاً به صورت نارس متولد می شوند. در صورتی كه زنده متولد شوند برای ادامه حیات نیاز به تغذیه دارد. این كه چه نوع تغذیه ای برای آنها مناسب است باید گفته شود كه شیرمادر نوزاد نارس با شیرمادر نوزاد رسیده متفاوت است ولی با این وجود برای نوزادان نارس و كم وزن شیرمادر خود آن نوزاد مناسب تر است. چرا كه در شیر این مادران موادی وجود دارد كه برای سیستم بدنی نوزاد نارس متناسب است به عنوان مثال منیزیوم، آهن، چربی، پروتئین، شیرمادران نوزادان نارس بیشتر از شیر مادران نوزادان رسیده است. چنانچه نوزادی با سن زیر ۳۴ هفته حاملگی متولد شود به دلیل عدم قدرت كافی نوزاد در مكیدن و عدم هماهنگی در عكس العمل های مكیدن و بلعیدن شیر مادر را می توان از طریق لوله داخل معده به نوزاد خوراند. اما چنانچه نوزاد بالای ۳۴ هفته حاملگی متولد شود مستقیماً می تواند از پستان مادر تغذیه شود و نیازی به استفاده از بطری نیست. در صورتی كه نوزاد زیر ۱۶۰۰ گرم وزن داشت باز هم از طریق لوله داخل معده شیر را دریافت می كند كه البته در این حالت ابتدا باید مادر شیر خود را دوشیده و در مدت حداكثر ۴۸ ساعت مصرف كند. و اما اگر وزن نوزاد ۱۶۰۰ گرم باشد با استفاده از فنجان تغذیه با شیر مادر انجام می شود و همچنین شیرخوار می تواند شیر را با مكیدن از پستان مادر دریافت كنند. كه البته در این حالت ابتدا نوزاد كم وزن مدت كوتاهی شیر می خورد سپس مدت طولانی استراحت كرده و مجدداً شیر می خورد. در این مورد مادر باید اجازه دهد نوزاد استراحت كرده و سپس شیرخوردن را از سر بگیرد.


بعـــد روانـــــی تغذیه شیــــــرمـــــادر :

دكتر ابوالقاسم مهری نژاد روان شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا می گوید: چسبیدن به آغوش و فیزیك مادر یك نیاز بنیادی بشر است، كه در ۵۰ سال اخیر مشخص شده است ارضاء این نیاز از همان دوران طفولیت منجر می شود كه فرد در بزرگسالی از لحاظ روانی به یك ثبات روانی رسیده و از آسیب های روانی مصون باشد تا جایی كه این افراد اضطراب های كمتری را تجربه می كنند و از لحاظ شخصیتی و روانی مقاوم تر هستند. شیرخوردن یكی از راه های مؤثر در ارضای این غریزه است.غریزه ای كه در صورت ارضا در دوران طفولیت منجر به این می شود كه ارتباطات عاطفی قوی بین مادر و فرزند شكل گیرد تا بدان جا كه حتی در بزرگسالی این ارتباط استحكام بیشتری پیدا خواهد كرد. همچنین این گروه از افراد در همه دوران زندگی احساس تنهایی كمتری داشته و مسائلی چون ترك والدین و سپردن به سرای سالمندان از سوی این خانواده ها كمتر اتفاق می افتد. در ادامه بحث این روان شناس افزود: كودكانی كه سرد بزرگ شده و ارتباطات عاطفی كمتری بین آنها و مادر برقرار بوده در بزرگسالی این الگو را بر جنس موافق و مخالف تعمیم خواهند داد.و اما در پایان این گزارش موضوع مهم و قابل ذكر احساس آرامش مادر است كه به هنگام شیرخوردن نوزاد در وی ایجاد می شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اختلال رفتار در کودکان

 

 

 

پسرم ناخواسته متولد شد. نه من و نه پدرش آمادگی داشتن فرزند جدید را نداشتیم. رفتارهای عجیبش از هفت سالگی شروع شد. هر روز به خاطر خرابكاری های او مجبور هستیم، به مدرسه برویم. دعوا، خشونت و حتی آسیب های جدی در حد خفگی به همبازی ها و همكلاسی هایش دلایلی هستند كه هر روز ما را در برابر دوستانش و خانواده هایشان شرمگین می كند. مدیر مدرسه اش می گفت: خودم دیدم كه حتی به گربه ها و گنجشك ها رحم نمی كند و به وحشیانه ترین شكل آنها را می آزارد. مشاور مدرسه اش مشكل رفتاری(اختلال سلوك) را برای او تشخیص داده و از من خواسته برای درمان و رفع این مشكل، پسرم را نزد یك متخصص روانشناس ببرم...

 
اختلال سلوك به یك سری از رفتارهای پایدار و تكراری اطلاق می شود كه در آن حقوق اساسی دیگران و قوانین اصلی اجتماعی متناسب با سن نادیده گرفته می شود. اختلال سلوك ممكن است بسیار زود و در حوالی ۵ یا ۶ سالگی شروع شود، ولی به طور معمول در اواخر كودكی و یا اوایل نوجوانی آغاز می شود. شروع این اختلال پس از ۱۶ سالگی نادر است. در بیشتر افراد این اختلال با رسیدن به بزرگسالی تخفیف پیدا می كند. بسیاری از افرادی كه اختلال سلوك دارند، به ویژه از نوعی كه شروع آن در نوجوانی است و كسانی كه نشانه های كم و خفیفی دارند، در بزرگسالی به سازگاری اجتماعی و شغلی مناسب دست می یابند. باید در نظر داشت كه در ایجاد اختلال سلوك عوامل محیطی و ژنتیكی، هر دو دخالت دارند.


در این مقاله سعی بر این است كه با یك طبقه بندی كامل و علمی، خوانندگان را نسبت به تشخیص احتمالی این اختلال حدوداً آشنا كنیم :


گــــــــــــــروه اول :

رفتار پرخاشگری كه موجب و یا تهدیدی برای آسیب بدنی به سایر اشخاص و یا حیوانات است كه كودكان و نوجوانانی كه این اختلال را دارند اغلب آغاز كننده رفتار پرخاشگری بوده و با پرخاشگری به دیگران واكنش نشان می دهند. زد و خوردهای مكرر راه می اندازند، اسلحه یا وسیله ای مانند چماق، آجر، بطری شكسته، چاقو یا تفنگ به كار می برند كه می تواند آسیب جدی بدنی ایجاد كند؛ نسبت به دیگران ستمكاری بدنی می كنند. با حیوانات با بیرحمی رفتار می كنند. دست به سرقت می زنند و با قربانیان درگیر می شوند (مانند جیب بری، قاپ زنی، اخاذی یا سرقت مسلحانه).


گــــــــــــــروه دوم :

رفتار غیر پرخاشگری كه باعث اتلاف یا صدمه به اموال می شود. یعنی فرد مبتلا دست به آتش افروزی عمدی با هدف وارد آوردن خسارت جدی و یا شكستن شیشه های ماشین ها یا تخریب اموال مدرسه می زند.


گــــــــــروه ســــوم :

تقلب و سرقت كه در این اختلال شایع است و امكان دارد، شامل ورود بدون اجازه به خانه، ساختمان یا اتومبیل دیگران باشد و یا دروغگویی مكرر یا بدقولی برای به دست آوردن اشیا یا جلب حمایت و توجه و یا برای خودداری از پرداخت بدهی یا انجام تعهدات (مثل جلب اعتماد مردم و فریب دادن آنها) و یا دزدیدن اشیایی كه ارزش چندان كمی ندارند، بدون مواجهه با قربانی(مثل دزدی از فروشگاه ها، جعل و تقلب)


گــــــــــــــــروه چهـــــارم :

تخلف جدی از قواعد و افرادی كه این اختلال را دارند، به ویژه از قواعد و مقررات(مدرسه یا والدین) به طور جدی تخلف می كنند. ممكن است.

 
از لحــاظ فــــــــرهنگــــــی:

اختلال سلوك تنها زمانی مطرح می شود كه رفتار مورد نظر نشان دهنده یك اشكال بنیادی در فرد بوده و صرفاً به عنوان عكس العملی در برابر بافت اجتماعی (مثلاً در برابر تهدید، فقر و...) نباشد. به علاوه مطرح كردن اختلال سلوك در مورد جوانانی كه از كشورهای جنگ زده مهاجرت كرده اند و سوابق رفتارهای پرخاشگرانه داشته اند كه ممكن است، این نوع رفتارها، برای زنده ماندن در محیط قبلی ضرورت داشته است، لزوماً مناسب به نظر نمی رسد.


از لحــــاظ سنــــــــی:

نشانه های اختلال سلوك با افزایش سن، قدرت بدنی و بلوغ جنسی تغییر پیدا می كنند. رفتارهایی با شدت كمتر(مانند دروغگویی، دزدی از فروشگاه و نزاع و كتك كاری).


از لحــــاظ جنسیــــت:

اختلال سلوك به ویژه نوعی كه شروع آن در دوره كودكی است بین پسران بیشتر دیده می شود. همچنین انواع خاصی از مشكلات سلوك در پسران و دختران متفاوت است. در پسران اغلب كتك كاری، دزدی و ویرانگری و مشكلات انضباطی در مدرسه مطرح است و در دختران مبتلا به اختلال سلوك بیشتر دروغگویی، گریز از مدرسه، گریز از خانه، مصرف مواد غیرقانونی و روسپی گری دیده می شود.


از نظـــــر آمــــــــــاری :

به نظر می رسد كه شیوع اختلال سلوك در دهه های گذشته افزایش یافته است. معمولاً در محیط های شهری بیش از روستایی است. تحقیقات آماری نشان می دهد كه در بین بچه های زیر ۱۸ سال، پسران حدود ۱۰ درصد و دختران حدود ۵ درصد با این مشكلات روبه رو هستند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 استرس در كودكان را جدى بگيريم

 نازخند صبحی

 

متخصصين ثابت كرده اند كه بسيارى از رفتارهاى غيرعادى كودكان در واقع واكنش نسبت به فشارهايى است كه احساس مى كنند. در كتاب فرهنگ لغت دكتر معين در مقابل واژه «استرس» معادل هاى «فشار» و «تنيدگى» و «تنش» نوشته شده است و استرس را حالتى تعريف كرده كه ارگانيسم را عليه يك عامل مهاجم نامعين مثل جراحت، عفونت، درد، آلرژى و حتى خوشحالى و غم به واكنش وامى دارد. استرس واژه اى است كه معمولاً براى حالت هاى خاص بزرگسالان به كار مى رود. اين واژه در مورد كودكان به لحاظ دنياى آزاد و بى دغدغه آنان كمتر به كار مى رود و بعضاً به ندرت به كار برده مى شود. البته ممكن است در موارد حاد مثل سپرى كردن يك بيمارى، از دست دادن عزيزان و... متوجه فشارى كه كودك متحمل مى شود شده باشيم ولى هرگز نمى گوييم كه كودك دچار استرس شده است.

 

واقعيت اين است كه در دنياى امروز بسيارى از حالت هايى كه انسان را دچار روان پريشى ها مى كند در كودكى همان قدر عموميت دارد كه در بزرگسالى. عوامل بسيار ظريفى هستند كه منشاء فشارند اين عوامل مى توانند توانايى ها، قابليت هاى يادگيرى، كار و خلاصه زندگى كودك را تحت تأثير خود بگيرند. واژه استرس را اولين بار در سال 1936 در مورد فشارهاى روانى - عاطفى كودكان دكتر هانس سليه به كار برد. سليه معتقد بود كه «بسيارى از بيمارى هاى شايع ميان كودكان بيشتر به خاطر عدم واكنش هاى سازشى مناسب به استرس است نه به خاطر صدمات ناشى از ميكروب ها و سم ها. مثلاً وقتى غده فوق كليوى كودك براى زير كنترل در آوردن حساسيت غذايى يا آلرژى هاى ديگر به شدت فعال شده باشد ديگر سيستم داخلى بدن توانايى و آمادگى لازم براى مقابله با ساير بيمارى ها را نخواهد داشت. در نتيجه كودك پيوسته حالت سرماخوردگى دارد يا گلودرد، گوش درد و... چركى، پس تا وقتى كه فشارهاى درونى ناشى از آلرژى برطرف نشود بچه دائماً در معرض اين قبيل بيمارى ها خواهد بود.

 

دكتر پل كارسن استرس را درونى (بيولوژيكى) و بيرونى (محيطى - عاطفى) معرفى مى كند. در بررسى هايى كه درباره اين دو نوع استرس به عمل آمده ثابت شده است كه اگر عوامل بيرونى علت اصلى استرس باشد با برطرف شدن فشار، ضعف بدن و رفتارهاى غيرعادى برطرف خواهد شد و كودك مبتلا به سرعت بهبود خواهد يافت. اما اگر علت اصلى عوامل درونى رژيم غذايى نامناسب، اختلال در بينايى، شنوايى و عقب ماندگى باشد تا درمان كامل هر يك از اين عوامل، هيچ گونه تغييرى در رفتار و ضعف جسمانى كودك پديدار نخواهد شد. استرس چه درونى باشد و چه بيرونى، به طور اتوماتيك سيستم هشدار دهنده بدن را به كار مى اندازد و اندام هايى از بدن را به فعاليتى غيرعادى وامى دارد. واقعيت اين است كه بسيارى از علائم استرس دوران كودكى به قدرى ظريف و حساس است كه والدين يا مربيان هرگز متوجه آن نمى شوند. بسيارى از كودكان كه به ظاهر سالم و طبيعى هستند ممكن است ناراحتى هاي عديده اى داشته باشند كه هيچ ربطى هم به يكديگر نداشته باشد.

 

مثلاً كودكى كه نمى تواند توپ را درست ببيند يا سر كلاس درسى براى ديدن مطالبى كه روى تخته سياه نوشته شده به چشم هايش فشار مى آورد با عنايت به اين عدم توانايى ها دچار استرس مى شود كه در يادگيرى او اختلال ايجاد مى كند. با اطلاعات اندكى كه والدين يا مربيان از بسيارى از حالات كودكان دارند مى توانند حدس بزنند كه مشكل تنگ كردن چشم كودك به هنگام نگاه كردن به تخته سياه و تلويزيون با عينك حل مى شود ولى اگر آنها توجه دقيق و عميقى به خلق و خو و رفتار كودك نداشته باشند نخواهند توانست به راحتي عوامل بيرونى و درونى استرس را در وجود كودك تشخيص دهند. مثلاً كودكى كه تا رسيدن پاى تخته به چند ميز و نيمكت مى خورد ممكن است فاصله ها را تشخيص ندهد، يا قند خون اش پايين آمده و كودك انرژى لازم را براى دقت و يادگيرى و تشخيص از دست داده است. بعضى وقت ها كودكى كه قند خونش پايين است دچار اشكال در بينايى نيز مى شود؛ چنين كودكى براى بهتر ديدن آن چه كه در اطرافش وجود دارد مدام به خودش فشار مى آورد و به طور قطع دچار استرس مى شود و اين فشار موجب كاهش بيشتر قند در خون كودك مى شود.

 

رژيـــم غذايــــــى و رفتــــــارهاى كـــودک

پژوهشگران و متخصصان امور تغذيه معتقدند كه رژيم غذايى نقش بسيار مهمى در زندگى كودك دارد؛ آنان برخى از مشكلات و بيمارى هاى كودك را به خاطر عدم تغذيه صحيح مى دانند چون بسيارى از كودكان آنچه را كه لازم است بخورند نمى خورند و آن چيزهايى را كه خوردنش مضر است بيشتر مصرف مى كنند! پزشكان متخصص تغذيه مى گويند ميان رفتارهاى كودك و وضعيت بيوشيميايى بدنش رابطه اى انكارناپذير وجود دارد و آزمايش هاى انجام يافته بر روى قندخون بچه ها نشان مى دهد كه 75 درصد بچه هاى «شيطان» (بيش فعال) يا قند خونشان پايين است و يا مبتلا به نوعى آلرژى هستند. وجود چنين اختلالاتى از علائم استرس و فشار در كودكان است.

 

برخلاف تصور والدين، عدم موفقيت در انجام امورى كه نياز به حفظ تعادل و حركات موزون دارد و يا نداشتن نظم و برنامه ريزى در انجام كارها و نداشتن نظم فكرى و منطقى در حرف ها و قادر نبودن به انجام امور شخصى، ربطى به دست و پا چلفتى بودن كودكان ندارد. پزشكان ثابت كرده اند كه تغذيه نامناسب در دوران حساس رشد منجر به كاهش سلول هاى مغزى و كوچك شدن اندازه مغز مى شود و چون بسيارى از الگوهاى رشد از طريق ژن به نسل هاى بعد منتقل مى شود رژيم غذايى مادر و اجداد مادرى هم مى تواند روى رشد كودك اثر بگذارد. والدين در عصر جديد كه تقريباً عصر فرزند سالارى است مدام مراقب تغذيه كودكان هستند ولى افراط و تفريط در مصرف پروتئين ها، چربى و هيدرات هاى كربن حتى ويتامين ها تعادل كودكان را به هم مى زند. يكى از بارزترين عوارض رژيم غذايى نامناسب در كودكان شيطنت افراطى و اختلال در يادگيرى است به طورى كه كمبود ويتامين B1 كودك را تندخو، تحريك پذير، بى حوصله و عصبى مى كند، ويتامين B3 برخى از كودكان را دچار رخوت و سنگينى و برخى را نيز دچار اضطراب مى كند، كمبود آهن نيز سبب عدم تمركز ذهنى و كم تحملى و برانگيختگى مى شود.

 

زياده روى در خوردن تنقلات مثل شيرينى، پفك، پاستيل و... همان اثر زيانبار را دارد كه سوء تغذيه. پزشكانى كه در انستيتوى تغذيه نيويورك بر روى صدها كودك تحقيقاتى پيرامون تغذيه مناسب انجام داده اند ثابت كرده اند كودكانى كه شيطنت مى كنند و در يادگيرى آنان اختلال وجود دارد در متابوليسم (سوخت و ساز) هيدرات هاى كربن (شيرينى) مشكلاتى دارند. اكثر كودكانى كه در كلاس درس شيطنت مى كنند يا به درس گوش نمى دهند علت اصلى اعمالشان زياده روى در خوردن انواع شيرينى هاست.

 

آلــــــــــــــرژى

با بررسى تاريخچه پزشكى كودك از قد، وزن، بيمارى ها و داروهاى مصرفى و آلرژى ها و چگونگى خواب، مى توان رژيم غذايى مناسبى در نظر گرفت كه ضمن در برداشتن تمام مواد غذايى ضرورى، عوارض جانبى در برنداشته باشد به ويژه اين كه با پى بردن به آلرژى كودك ويتامين مورد نياز او را از مواد ديگر تأمين كنيم مثلاً حساسيت به مركبات موجب مى شود ويتامين C مورد نياز از گوجه فرنگى و امثال آن تأمين شود. پزشكان مى گويند ويتامين B يكى از ضرورى ترين مواد براى كنترل طبيعى سيستم عصبى و مهمترين عامل در حفظ سلامت عمومى به شمار مى آيد به ويژه در كودكانى كه دچار استرس هستند زيرا با آزمايشات گوناگون ثابت شده كه اين گونه كودكان خيلى زودتر از ساير كودكان ذخيره ويتامين B شان را از دست مى دهند. در پژوهش هايى كه زير نظر دكتر وگل (VOGEL) رئيس بخش پزشكى مركز رشد و تكامل كودك واقع در نيويورك انجام گرفته ثابت شد كه 20 درصد بچه ها تا 18 سالگى دچار شب ادرارى هستند.

 

دكتر ويليام كروك كه متخصص آلرژى در اين بخش است اعتقاد دارد كه عارضه شب ادرارى يك عارضه آلرژيك است. براساس اظهارات اين متخصص خوردن مواد آلرژى زا سبب اسپاسم و انقباض شديد و غيرارادى عضلات مى شود و وقتى كه ماهيچه هاى مثانه دچار اسپاسم مى شود ديگر كودك يا نوجوان قادر به نگه داشتن ادرار نخواهد بود. در اين گونه مواقع بهتر است مواد آلرژى زا ( آنچه را كه كودك نسبت به آن آلرژى دارد) از برنامه غذايى حذف کنيم و مقدار مصرف پروتئين را نيز افزايش و مصرف هيدرات هاى كربن (شيرينى) را كاهش دهيم. اين رژيم به 85 درصد از كودكان و نوجوانان كمك كرده كه بتوانند دفع ادرار را كنترل كنند. پزشكان انستيتو تغذيه نيويورك مى گويند براى تعيين نيازهاى واقعى بدن هر كودك بايد به بررسى عميق و همه جانبه اى دست زد و تمام ويژگى هاى بيوشيميايى را در نظر گرفت تا به رژيم غذايى مناسبى دست يافت. همان طور كه ذكر آن رفت استرس در كودكان مجموعه عوامل بسيار ظريفى است كه منشاء آن فشار است و شناخت آن مستلزم دقت فراوان است ولى خوشبختانه پس از شناخت، درمان آن بسيار آسان و نتيجه بخش است.

 

سخـــــــن آخــــــــــــر

والدين بايد آگاه باشند كه تمامى مشكلات رفتارى كودكان مربوط به نحوه تربيت نيست به ويژه رفتارهاى غيرعادى. در سال هاى 1920 - 1915 توجهى به كودكان كژرفتار و ديرآموز مبذول نمى شد و در نهايت به مددكاران تحويل داده مى شدند ولى امروزه پژوهش هاى پزشكى ثابت كرده كه ناراحتى اغلب اين کودکان ناشى از خوردن غذاهاى بدون كالرى و موادشيميايى افزوده شده به غذاها و احتمالاً آلرژى نهفته است. با دقت در وضع غذا و رفتار كودك تا فرصت باقى است به درمان او بپردازيم.

 

تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 5:5 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 افسردگی در کودکان

 

 

 

تعــــريف افســردگـــی كـــودكان

افسردگي در كودك و بزرگسال معناي مشابهي ندارد و نشانه هاي هر كدام متفاوت است. به طور كلي، افسردگي عبارت است از احساس درماندگي و به بن بست رسيدن؛ گاهي اين اختلال علائم جسماني دارد و گاهي علائم رواني؛ در بسياري از موارد نيز علائم جسماني و رواني همزمان ديده مي شود. پژوهش ها نشان داده است كه افسردگي مي تواند از آغاز زندگي يعني دوران نوزادي هم پديد آيد. براي مثال ، زماني كه نوزاد به مرحله اي از رشد مي رسد كه مادر خود را مي شناسد ( شش تا هشت ماهگي ) جدا شدن از مادر موجب بروز حالات افسردگي در طفل مي شود.

نشـــانه هـــا
كودك افسرده فاقد انرژي لازم است و احساس خستگي مي كند . از لحاظ ظاهر نيز رنگي پريده دارد. تمركز حواس او پايين مي آيد؛ چنانچه قادر به توجه كردن و تمركز داشتن نيست و خود را فردي بي ارزش و بي كفايت احساس مي كند. افكار مربوط به مرگ هم در او بروز مي كند. فكر خودكشي ( البته بدون طرح و نقشه معين ) نيز در بعضي كودكان افسرده ديده مي شود. كودكان افسرده به لحاظ پايين بودن سطح توجه تمركز، اغلب قادر به درس خواندن نيستند. يادگيري آنها كُند مي شود و علاقه اي به درس و مدرسه نشان نمي دهند. افت تحصيلي براي آنها پيش مي آيد و حتي برخي از آنان ، پس از چند روز تعطيلي و به مدرسه رفتن ، ابراز بي علاقگي مي كنند. به تدريج اين فقدان تمايل ، به ترس از مدرسه تبديل مي شود. در اين شرايط والدين معمولاً علت را در مدرسه جست و جو مي كنند؛ در حالي كه اغلب ، علت اين نوع ترس افسردگي كودك است و از آن جا كه كودكان افسرده بسيار به مادر وابسته مي شوند نگران از دست دادن مادر يا بيمار شدن او هستند و به اين ترتيب از مدرسه دوري مي كنند. سردرد، دل درد ، سرگيجه و حالت تهوع از ديگر نشانه هاي جسماني افسردگي است. از علائم رفتاري نيز مي توان به اين موارد اشاره كرد: كودكان افسرده معمولاً دروغ مي گويند ، گاهي دزدي مي كنند و بعضاً تمايل به كار خلاف دارند.

علتـــــــها

افسردگي يك بيماري است كه علت هاي آن مي تواند ژنتيكي ، روانشناختي ، زيستي يا محيطي باشد ؛ هر يك از عوامل ذكر شده مي تواند ، هم براي كودكان و هم براي بزرگسالان به بروز افسردگي بينجامد. در صورتي كه علت ، ژنتيكي باشد بايستي به اختلاف سطح هورمون ها و مواد بيوشيميايي بدن توجه كرد و در عوامل روانشناختي به رابطه ي والدين و كودك و همين طور به حالات روحي و رواني پدر و مادر. افسردگي به معناي فقدان يا از دست دادن است. كودكان افسرده فرد ، محيط يا چيزي دوست داشتني را از دست داده اند و يا آن را هرگز به دست نياورده اند. حتي بعضي از روانكاوان افسردگي را معادل عزاداري دانسته اند و عنوان كرده اند كه كودك افسرده براي از دست دادن شخص يا چيزي عزيز و دوست داشتني ، گويي عزاداري مي كند. شايد در پاره اي موارد به نظر برسد كه كودك چيزي را از دست نداده ، اما مسلماً در بين چيزهايي كه دارد. فقدان چيزي را احساس مي كند؛ براي مثال ، كودك مادر دارد ولي مادر دلخواهش نيست ؛ يا پدر دارد ، اما پدر دلخواه را ندارد. اين گونه مضامين هم به عنوان فقدان سمبليك مطرح هستند و موجب افسردگي مي شوند . گاهي رفتار والدين از نوع آزاردهنده ، تحقير كننده و مقايسه كننده است كه حالات افسردگي را در كودك به وجود مي آورد. در پاره اي از موارد هم ، مادر خود افسرده است و كودك در اثر مجاورت با او ناخواسته تمامي حالات وي را دريافت مي كند. به طور كلي چنانچه محيط زندگي كودك ، مطلوب نباشد ( از نظر محبت ، توجه و .... ) و نيازهايش ارضا نشود؛ خطر افسردگي براي او وجود دارد.

پيشگيـــــــري و درمــــــان

خانواده و فضاي رواني آن در پيشگيري از افسردگي و درمان اين اختلال تأثير بسيار دارد. البته در صورتي كه افسردگي ، حاصل عوامل دروني باشد ، درمان آن قدري متفاوت است و بايستي كودك نزد روانپزشك متخصص برده شود و سپس روان درماني صورت گيرد. اما براي درمان افسردگي هاي محيطي ( كه بيشترين نوع افسردگي كودكان را شامل مي شود ) ساختن فضايي دوستانه و صميمانه ، فضايي كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و به جا برآورده مي كنند ، از مهمترين عوامل است.
پدر و مادر افرادي هستند كه كودك به آنها علاقه بسيار دارد و وجودشان به ويژه در دوران كودكي لازم است. به علاوه ، ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش ، مي توانند افسرده ساز باشند ؛ بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايستي آنان را از اين نعمت محروم كنيم. همچنين بايد بكوشيم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طريقي مثبت و مؤثر پيوسته برقرار باشد. آرزوها ، خواسته ها و تمايلات منطقي و طبيعي پاسخ داده شوند و سعي كنيم جلوي فقدان آنچه را كه ضروري و لازم است بگيريم.

 

از ديگر عواملي كه به بروز افسردگي كمك مي كنند و براي پيشگيري ، بايد به آنها توجه كرد. عبارت اند از:

- جدا شدن از خانواده و منابع حمايت كننده عاطفــي

- تعويض مدرسه و از دست دادن دوستــان

 - مهاجـــــرت

 - عوض كــــــردن منــــزل

- تبعيض بين فرزندان و مقايسه كردن آنها با يكديگر

- به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او

- از دست دادن عزيزان ، ( از آن جا كه مرگ در اختيار بشر نيست. منظور از توجه در اين زمينه آن است كه خود و فرزندانمان در اين شرايط برخورد مناسبي داشته باشيم)

- شكايت والدين از ناراحتيهاي جسماني كه كودكان را نگران از دست دادن آنها مي كند

- مطرح كردن مسائل و مشكلات اقتصادي در حضور فرزندان

- عنوان كردن حوادث و اتفاقات ناگوار اجتماعي

 

در درمان كودكان افسرده توجه به علت افسردگي اهميت فراوان دارد؛ براي مثال چنانچه منبع حمايتي اي را كه كودك از دست داده بشناسيم، مي توانيم جايگزين خوبي براي او در نظر بگيريم. همان طور كه قبلاً گفته شد. افسردگي در اثر فقدان به وجود مي آيد؛ بنابراين در درمان بايد به فكر به دست آوردن چيزهاي مطلوب و دوست داشتني براي كودك باشيم. اجازه دهيم كودك افسرده صحبت كند و احساس خود را بيان نمايد. به احساس او احترام بگذاريم و سعي كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم. گاهي نيز لازم است محيط كودك را قدري تغيير دهيم. كودكان، خود بهترين منابع اطلاع رساني به بزرگسالان هستند. يعني از خود كودك مي توانيم اطلاعاتي در مورد اين كه چرا غمگين است به دست آوريم. در بسياري موارد، افسردگي كودك به نوع رابطه او با عزيزانش به خصوص مادر مربوط مي شود. گاهي نيز رفتار خشونت بار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او ، به بروز حالات غمزدگي و افسردگي در كودك مي انجامد. در اين صورت، آموزش والدين براي اين كه چگونه با فرزندشان رفتار كنند مي تواند بسيار كمك كننده باشد. سختگيري هاي افراطي پدر و مادر هم مي تواند توليد افسردگي و بي پناهي كند. بنابراين روان درماني حمايتي، آموزش والدين، تغيير محيط و به دست آوردن چيزهاي مطلوب، از نكات مهمي است كه در درمان افسردگي كودك بايستي به آنها توجه كرد. 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 تربیت اصولی فرزندان

 

 

 

۱- برای کاستن از میزان اطاعتهای محض و عاری از تفکر و اراده، فرزندتان را با روش انجام وظایف خودش آشنا سازید.

۲- به جای انتقال اندیشه‌های خودتان به کودکان، آنها را با روش اندیشیدن آشنا سازید.

۳- به عملکرد و رفتار فرزندتان می‌توانید ایراد بگیرید و اعتراض کنید، ولی به شخصیت او هرگز لطمه‌ای وارد نسازید..

۴- با مقدار محدودی بی‌اعتنایی بین هر قهر و آشتی از تکرار خطاها جلوگيری کنيد.

۵- مسئوليت تربيت فرزندان کوچکتر را به فرزندان بزرگتر واگذار نکنيد.

۶- بدون شناخت کودکان را هدايت نکنيد. سعی کنيد توقع خانواده از توان فرزند فراتر نرود.

۷- سعی کنيد توقعات شما از فرزندتان با توان هوشی، عاطفی، اجتماعی و جسمی فرزندتان هماهنگ باشد.

۸- به فرزندتان مسئوليت بدهيد تا او احساس ارزش و اهميت کند و مسئوليت کارهايش را به عهده بگيرد.

۹- پاسخ اکثر سوالات کودکان را از خودشان بپرسيد و از ارائه راه حل سريع خودداری کنيد.

۱۰- سعی کنيد فرزندانتان اشتباهات خودشان را امری عادی تلقی نکنند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

       بازی در کودکان  

 

 

          اين دنيا بــــراي بچه ها يك دنياي فانتـــــزي نيست!

          دنياي اسباب بازيها اولين مدرسه كــودكان 

تا به حال شده است كه بنشينيد و بازي كردن يك كودك را تماشا كنيد؟ اين كه چطور در دنياي خيالي اش غرق مي شود و به جاي تك تك آدمهاي آن دنياي خالي فكر مي كند و حرف مي زند؟ اين كه چطور همراه با آدمهاي آن دنياي خيالي مي خندد، عصباني مي شود و گريه مي كند؟ اگر به رفتارهاي يك كودك وقتي كه غرق در بازي است، دقت كنيم متوجه مي شويم كودك بازيگوش ما دايم در حال فكر كردن است تا بتواند بر مشكلات فرضي دنيايي كه آفريده ذهني اوست غلبه كند و اين، يكي از مهمترين تمرينهاي پرورش خلاقيت است. در واقع يك كودك در حال بازي، مثل يك كودك نشسته روي نيمكت مدرسه است با اين فرق كه اين بار معلم، خود او و گچ و تخته، اسباب بازيهايش هستند.

دقيقاً به همين دليل است كه انتخاب اسباب بازي مناسب براي يك كودك اگر از انتخاب مثلاً يك كتاب مناسب براي يك نوجوان يا يك جوان با اهميت تر نباشد، كم اهميت تر نيست. كودك ما در مدرسه اسباب بازي ها ياد مي گيرد كه چطور از جادوي فكر و خلاقيتيش درست استفاده كند. فراموش نكنيد كه دنياي اسباب بازي براي بچه ها برخلاف تصور ما يك دنياي فانتزي نيست، يك دنياي كاملاً واقعي است. همانطور كه انجام كارهايي مثل پست كردن يك نامه يا خريد كردن از يك مغازه از نظر ما كارهايي ساده و خسته كننده است؛ اما براي يك كودك شايد هيجان انگيزترين و جذاب ترين كار ممكن باشد. پس: ويژگيهاي اسباب بازيهاي مناسب براي كودكان سنين مختلف، از آن مسائلي است كه همه والدين بايد با آن آشنايي داشته باشند.

اسباب بـــــازي هايي بــــراي داغان شدن!

بچه هاي زير 3 سال هر چه گيرشان بيايد را به دهانشان مي برند. اين مهمترين نكته احتياطي است كه در انتخاب اسباب بازي كودكان در اين سن و سال بايد به آن توجه كرد. اسباب بازيهايي كه اجزاي كوچك دارند به دليل خطر بالقوه اي كه براي بچه هاي اين سن و سال دارند مناسب نيستند. بادكنك، چون مي تركد و پاره مي شود و تيله‌ها و توپهاي كوچك كه قطر كمتر از 5 سانتي متر دارند نمونه هايي از اين اسباب بازي هاي نامناسبند. علاوه بر اين، بچه ها در اين سن دوست دارند اسباب بازيهايشان را دنبال خودشان روي زمين بكشند. آنها را پرتاب كنند و يا حتي محكم به زمين بكوبند. اين براي سن آنها طبيعي است و غير منطقي است اگر در اين سن از بچه ها انتظار داشته باشيد در نگهداري اسباب بازي هايشان كوشا باشند! اگر نگران خراب شدن اسباب بازي ها هستيد، پس چيزهايي براي كودكتان بخريد كه مقاوم باشند؛ مثلاً عروسكهايي كه در اثر اين ضربات بعد از 2 روز چشم و بيني و ديگر اعضايشان از هم جدا نشوند. در اين سن، مهمترين ملاك براي انتخاب اسباب بازي همين است. نوع و رنگ و لوكس بودن يا نبودن و اينجور ويژگيها واقعاً اهميت چنداني ندارند. در اين دوره، ساده ترين چيزها ممكن است يك روز مورد توجه كودك قرار بگيرند و در مقابل، چشمگيرترين اسباب بازيها اصلاً توجه كودك را جلب نكنند. كودك در اين سن از اسباب بازي هايي كه نمودار واقعيتند لذت مي برد و به همين خاطر اسباب بازيهايي مثل ماشين و عروسك براي او مناسب ترند. همچنين يك كودك 3 ساله فعال، به اسباب بازي هايي كه رويشان بنشيند يا آنها را هل بدهد و بكشد احتياج دارد.

مـــــداد رنگـــــي يك اسباب بازي خـــــوب 

بهترين سرگرمي براي كودكان در سن 3 تا 5 سالگي، نقاشي است. پس وسايل نقاشي و بخصوص مداد شمعي ها كه نوك تيز نيستند براي اين سن بسيار مناسبند. بايد دقت كنيد پشت جعبه اين مدادها برچسبي وجود داشته باشد كه شبيه اين حروف و اعداد رويش نوشته شده باشد: 4236 ـ ASTMD اين حروف و اعداد نشاندهنده اين هستند كه مدادها توسط متخصصين سم شناسي مورد بررسي قرار گرفته و تأييد شده اند. بچه ها در اين سن از بازيهاي نمايشي هم خوششان مي آيد. عروسكها هم در اين سن ابزاري مهم براي پرورش مهارتهاي كلامي به شمار مي روند. اسباب بازيهاي ساختني و دستگاه هاي صوتي هم براي اين سن مناسبند. در اين سن، هنوز ذهن كودك براي بازيهاي منطقي و قاعده مند آماده نيست اما حافظه و تخيل او را مي شود با بعضي از اسباب بازيهاي الكترونيكي يا بازيهاي مربوط ه كلمات تقويت كرد.

دختــــر يا پســــر؟ چه فـــرقــــي مي كند؟
يك كودك 6 ساله آن قدر بزرگ شده است كه بتواند از خود و اسباب بازي هايش مراقبت كند. اما بايد 2 نكته را به او آموخت: اول اينكه اسباب بازيهايش را دور از دسترس كودكان كوچكتر نگهداري كند و دوم اينكه بعد از پايان بازي آنها را جمع كند. در سنين 6 تا 12 سال، كودك بايد آرام آرام مهارتهاي اجتماعي را هم بياموزد و به همين خاطر بازيهاي دستجمعي در اين سنين توصيه مي شوند. كاردستي هم تخيل و خلاقيت كودك را تحريك مي كند. شايد از اين سنين به بعد است كه تفاوت ميان دختران و پسران در انتخاب بازيهايشان به طور واضحي، نمود پيدا مي كند. پسرها و دخترها روحيات خاص خودشان را دارند (اگر به يك دختر توپ فوتبال و به يك پسر عروسك بدهيد، بعد از يك ساعت مي بينيد كه پسر مشغول شوت كردن عروسك و دختر سرگرم پرستاري از توپ فوتبال است!) اين تفاوت حتي از 3-2 سالگي در انتخاب اسباب بازي خودش را نشان مي دهد، اما نبايد فكر كرد اگر به پسري اجازه بدهيم با عروسك يا لوازم خانگي كوچك بازي كند، داريم خصوصيات زنانه را در او رشد مي دهيم. چون واقعاً هيچ دليلي براي نگراني نيست و هيچ مطالعه اي چنين چيزي را نشان نداده است. نبايد فراموش كرد كه در سالهاي اخير، اين تفاوت ميان پسرها و دخترها هم كمرنگتر شده است. مخصوصاً‌ دخترهاي امروز تمايل زيادي به بازيهاي ماجرايي و اسباب بازيهايي مثل كاميون، سفينه هاي فضايي و سرگرمي هاي آزمايشگاهي ابراز مي كنند!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اثر بازیهای رايانه ای بر كودكان و نوجوانان

 

 

اين پديده جديد دانش بشري كه تقريباً درهمه شئون زندگي انسان راه يافته است، همچون ديگر ساخته هاي دست بشر دو رو دارد كه يك روي آن استفاده صحيح در كارها و كمك به رشد و سعادت بشراست. و روي ديگرآن استفاده غلط است كه معمولاً جز در موارد علمي وشغلي ازآن استفاده مي شود. آنچه بيشتر كودكان و نوجوانان را شيفته خود مي كند بازي هاي رايانه اي است. پيشرفت كيفيتي اين بازي ها به فاصله كوتاهي در ايران رواج يافته و بازار اسباب بازي و لوازم سمعي و بصري را به تسخير خود درآورده است .

 

اين بازي ها كه داراي تصاوير دو بعدي است تا 50 درصد با تصاوير واقعي انطباق دارد و همچنين داراي موسيقي متن هست. چيزي كه اخيراً بر تعداد طرفداران اين بازيها افزوده، قيمت مناسب آنها براي مصرف كننده است. علاوه بر اين چون كودك و نوجوان خود اجرا كننده و در بطن بازي است و همراه با ساير شخصيت هاي بازي درگير ماجراهايي مي شود كه طراح بازي براي او تدارك ديده است، براي او بسيار جذاب است . اين بازي ها با استفاده از تصاوير پرتحرك و صداهاي مهيج، دنيايي از هيجان را به اين انسانهاي تشنه جنب و جوش ارزاني مي كند و همين جذبه، روح و جسم آنان را مطيع خود مي سازد و به عالمي از تخيلات مي برد كه خود را محور و قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند.

 

محـــاســـن بازيهــــاي رايانـــــه اي

- يادگيري را آسان و توجه بچه ها را جلب مي كند.

- با رايانه هرچند بار كه بخواهند، مي توانند موضوعي را ببينند و مرور كنند.

- برنامه هاي بسيار متنوعي هستند كه به كودكان امكان مي دهد تا نقاشي ها يا داستانهايي را خلق كنند ، ويا بازي هايي هستند كه كودكان را به تاريخ يا جغرافيا علاقه مند مي كند.

- برنامه آموزشي به كودكان كمك مي كند تا مهارت هايي را تمرين كنند.

- كودك بدون كثيف كردن لباسها و اطراف مي تواند به راحتي نقاشي بكشد و رنگها را عوض كند. مثلا اگر از رنگ سبز لباس نقاشي اش خوشش نيامد به رايانه مي گويد رنگ قرمز كن ، رنگ قرمز رضايت او را فراهم نكرد رنگ آبي و...

- مفاهيم و مباني رياضيات را با كمك شكلهاي كودكانه به كودك آموزش مي دهد.

- به عقيده بعضي از پزشكان ، بازيهاي رايانه اي به كودكان كمك مي كند كه به داروهاي مسكن كمتر احتياج  پيدا كنند.

- بازي هاي رايانه اي بچه ها را وارد دنيايي  مي كند كه كنترلش در دست آنهاست و به همين دليل آنها از اين بازي لذت مي برند.

- باعث هماهنگــــي چشم و دست و پرورش عضلات ظـــريف كودك مي شود.

- وسيله كمك آموزشي براي معلولين و پركردن اوقات فراغت آنان است.

 

معايب بازيهـــاي رايانـــه

الف ) آسيبهـــــاي جسمانــــي

چشمان فرد به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه به شدت تحت فشار نور قرار مي گيرد و دچارعوارض مي گردد. مشاهدات نشان داده است كه نوجوانان چنان غرق بازي مي شوند كه توجه نمي كنند تا چه حد از لحاظ بينايي  و ذهني برخود فشار مي آورند. به دليل اين كه كودك در يك وضعيت ثابت تا ساعتها مي نشيند ، ستون فقرات و استخوان بندي او دچارمشكل مي شود. همچنين احساس سوزش و سفت شدن گردن ، كتف ها و مچ دست از ديگر عوارض كار نسبتاً ثابت و طولاني مدت با رايانه است . پوست فرد در معرض مداوم اشعه هايي قرار مي گيرد كه از صفحه رايانه پخش مي شود. ايجاد تهوع و سرگيجه خصوصاً دركودكان و نوجواناني كه زمينه صرع دارند، از ديگر عوارض بازي ها ي رايانه اي است .

 

ب ) آسيبهـــاي روانــــــي ـ تــــربيتــــي

1- تقــويت حس پرخاشگــــري .

مهمترين مشخصه بازي هاي رايانه اي حالت جنگي اكثر آنهاست و اين كه فرد بايد براي رسيدن به مرحله بعدي بازي با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد ، استمرار چنين بازي هايي كودك را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد. " خشونت " مهمترين محركه اي است كه در طراحي جديدترين و جذابترين بازي هاي كامپيوتري به حد افراط از آن استفاده مي شود، چهره هاي معروف هاليوود كه در فرهنگ ما انسانهاي  ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمانهاي شكست ناپذير جلوه نمايي مي كنند.

 

2- انـــــزواطلبـــــي :

كودكاني كه به طور مداوم با اين بازي ها درگيرند درونگرا مي شوند، در جامعه ، منزوي و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان مي گردند. روحيه انزواطلبي باعث مي شود كه كودك از گروه همسالان جدا شود كه اين خود سرآغازي براي بروز ناهنجاري هاي ديگر است . مادري مي گويد : فرزندم به بازي هاي رايانه اي معتاد شده است . او هرروز خود را به صفحه تلويزيون مي رساند و از دنياي بيرون به كلي بي خبراست ، حتي متوجه رفت وآمد ميهمانان نمي شود. وهميشه بعد از دست كشيدن از اين برنامه با سردرد وكسالت مواجه مي شود.

 

ج) تنبــــل شـــدن ذهــــن:

دراين بازي ها به دليل اين كه كودك و نوجوان با ساختني ها و برنامه هاي ديگران به بازي مي پردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پيدا مي كند اعتماد به نفس او در برابر ساختني ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود. تصور بيشتر خانواده ها اين است كه در بازي هاي رايانه اي فرد در بازي مداخله فكري مداوم دارد. اما اين مداخله، فكري نيست بلكه اين بازي ها سلولهاي مغزي را گول مي زنند و از نظر حركتي نيز فقط چند انگشت كودك را حركت مي دهند . ماهر چه دراين مسير حركت كنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسانهايي را تحويل جامعه خواهيم داد كه سر خورده ، افسرده، غير متحرك وغيرسازنده هستند و خود اتكايي آنها بسيار كم خواهد بود و ابتكار عمل نخواهند داشت. درحالي كه براي جامعه ، نياز به انسانهايي خلاق ، مبتكر و متفكر داريم.

 

د) تاثيــــر منفــــي در روابط خانـــــوادگـــي :

با توجه به اين كه زندگي دركشور ما نيز به طرف ماشيني شدن پيش مي رود و در بعضي خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و يا بعضي ازمردان بيش از يك شغل دارند خود به خود روابط عاطفي و دركنار هم بودن خانواده كمتر شده وعده زيادي ازاين وضع و وجود تلويزيون به عنوان جعبه جادويي كه باعث سرد شدن روابط خانوادگي شده ناراضي هستند وحالا نيز جعبه جادويي ديگري يا جاذبه ي سحر آميزتري به نام رايانه اضافه براين وضعيت شده و مشكلات را دوچندان كرده است.

 

و) افـــــت تحصيلـــــــــــي

به دليل جاذبه مسحور كننده اي كه اين بازي ها دارد، بچه ها وقت و انرژي زيادي را صرف بازي با آن مي  كنند، حتي بعضي از كودكان صبح، زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا قبل از مدرسه كمي بازي كنند و وقتهاي تلف شده را هم بدين صورت جبران مي كنند. يكي از والدين اظهار مي دارد كه در سال گذشته پسرم بهترين نمرات را داشت اما از وقتي كه رايانه برايش خريده ايم روزي 2 الي 3 ساعت وقت خود را صرف بازي مي كند و از لحاظ تحصيلي افت پيدا كرده است.

 

رهنمــــــــودهــا

- اگر چنانچه قراراست از بازي هاي كامپيوتري استفاده كنيد، بهتراست بازي هاي تصويري خلاق كه كودكان بايد به وسيله آنها، معما هايي را حل كنند، بيش از بازي هاي ديگر مورد توجه قراردهيد.

- بازي دسته جمعي كودكان ، با ابزارهاي تصويري كمتر مسئله ساز است، اين اسباب بازي ها ، زماني مخرب خواهد بود كه كودك به تنهايي براي ساعات طولاني ، غرق بازي شود.

- والدين وقت بيشتري را به كودك و نوجوان خويش اختصاص بدهند. هر قدر وقت گذاري و ارتباط صحيح بين والدين و فرزندان بيشتر باشد زمينه چنين بازي هايي كمتر فراهم مي شود.

به اعتقاد پزشكان ايتاليايي وبعضي كشورهاي ديگر اروپايي ، مقصران اصلي ، والدين هستند كه فرزندان خود را براي ساعتهاي طولاني درمقابل تلويزيون ،  كامپيوتر، ويدئو گيم ، يا فيلم هاي ويدئويي رها مي كنند.

- بهتراست كه والدين همراه فرزندان خود به كوهستان، باشگاهها و ميادين ورزشي بروند و به بازي هاي مورد علاقه آنها بپردازند تا انرژي عصبي و رواني آنان تخليه شده و توجهشان ازبازي ها ي رايانه اي منحرف شود.

- به فرزندتان اجازه ندهيد در فاصله نزديكي از صفحه رايانه بنشيند.

- ازرايانه هاي با صفحه كوچك استفاده كنيد.

- نور صفحه تلويزيون را كم كنيد.

- ضروري است بچه ها به طور مرتب بين دو نوبت بازي استراحت كنند.

- چشمها بايد مسلط به صفحه رايانه باشد.

- روشنايي اتاق به نحوي تنظيم شود كه زنندگي نور به حداقل برسد.

- بهتر است والدين با كودكان صحبت كنند كه فقط روزهاي تعطيلي مجاز به استفاده ازاين بازي ها  هستند.

با استدلال و منطق آسيب هايي را كه كامپيوتر به كودكان وارد مي آورد متذكر شويد.

مخربترين بازي هاي تصويري ، بازي هايي هستند كه تصاوير آنها، به طور مكرر، بر صفحه ظاهر مي شوند و كودك بايد به تمام تصاويري كه ازبرابر چشم وي مي گذرند، شليك كند، لذا توصيه مي شود از اين گونه بازي ها كمتر در دسترس كودك قرار گيرد.

 

تبیان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 10:13 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 نقش آموزش و تجربه در خلاقيت كودكان

 

در ميان توانایی های مختلف انسان بدون ترديد خلاقيت سازنده ترين و بنيادی ترين آنهاست. دستيابی به قانون مندی هایی كه به شناخت و تغيير جهان منجر شده بدون استفاده از نيروی خلاق انسان ها امكان پذير نبوده است. همه آثار پر ارزش اصيل و ماندنی فرهنگ بشری كه زندگی انسان را معنا بخشيده ،ريشه در خلاقيت داشته است و اين همه را تاريخ علم و هنر به روشنی نشان می دهد. با توجه به نقش اساسی خلاقيت در زندگی ضروری است كه اين توانایی ارزشمند را در كودكان پرورش دهيم.متاسفانه نظام آموزشی _تربیتی ما در خانه و مدرسه و به تبع آن در جامعه، نه تنها اين توانایی را در كودكان و نوجوانان پرورش نمی دهند، بلكه باشيوه های نامناسبی كه به كارمی برد ، آنرا سركوب می كند .

 

در پرورش خلاقيت كودكان چند نكته مهم را بايد در نظر گرفت :

نخست : توجه به نقش آموزش در خلاقيت است . تحقيقات روانشناسی و تجربيات انجام شده ، تا حدودی نشان داده اند كه می توان خلاقيت را پرورش داد . اعتقاد به امكان  پرورش خلاقيت و ساير خصوصيت های فرد نگرش ما را نسبت به توانایی های عظيم انسانی ، در جهت مثبت تغيير می دهد و ما را به جستجوی شيوه های مناسب برای رشد و شكوفایی آنها وا می دارد .

 

نكته دوم : آگاهی از روند شكل گيری و رشد خلاقيت در كودكان ،شناخت عوامل تقويت كننده و بازدارنده آن و فراهم ساختن محيط و امكانات مناسبی برای پرورش اين توانایی است . بايد كودكان را تشويق كنيم كه خود به فعاليت ، تجربه مستقيم ، مشاهده و تفكر بپردازند و از عادت دادن آن ها به حفظ كردن و تكرار مطالب و نيز تحميل افكار، راه حل ها و تجربيات خود به آن ها بپرهيزيم . بگذاريم خود تجربه كنند و بياموزند و اين اصل را بپذيريم كه خلاقيت در آزادی  شكوفا می شود.

 

نكته سوم اينكه پرورش خلاقيت همچون  ساير خصوصيات انسانی بايد از همان سال های نخست زندگی آغاز گردد. خلاقيت تدريجا شكل می گيرد و رشد می يابد. اوج خلاقيت كودكان تا سنين 6-7 سالگی است . بنابراين اگر كودكان را با شيوه های كار خلاق آشنا نسازيم نمی توانيم از آن ها انتظار داشته باشيم كه در آينده افرادی نوآور و مبتكر باشند.

 

و آخرين موضوع اينكه فكر نكنيم پرورش خلاقيت كودكان نياز به امكانات خاص ، هزينه های گزاف وشيوه های پيچيده دارد. ما به عنوان پدر، مادر و معلم ، نبايد به صورت منفعل در انتظار ايجاد محيط وشرايط مناسب باشيم كه خلاقيت كودكمان را بارور سازد بلكه خود بايد شيوه های عملی ، ساده و درستی را در اين زمينه به كار گيريم . البته اين كار ، خود نياز به خلاقيت دارد ، می توان نمونه  هایی از فعاليت هایی  را كه برای پرورش خلاقيت كودكان مناسب است ،ارائه داد.

 

قصه گویی، نمايش های خلاق و آزاد، تشويق كودكان به سوال كردن، پاسخ مناسب دادن به سوال های آنها، كارهای دستی، كلاژ، استفاده از اسباب بازی هایی كه كودك بايد با آنها اشيایی را بسازد، فراهم ساختن امكان مشاهده ی نزديك و مسقيم برای كودكان از طريق آشنایی آن ها با طبيعت ، زيرا هيچ چيز برای كودكان آموزنده تر و جالبتر از تماشای طبيعت نيست، تشويق آنها به جمع آوری مجموعه هایی از گل ها، برگ ها،سنگ ها،تصاوير حيوانات، اشياء و غيره كه مشاهده و دقت كودكان را تقويت می كند، فيلم های مناسب و ساير فعاليت هایی كه هر يك از ما می توانيم با اندکی دقت و توجه آنها را مشخص سازيم و امكانش را برای كودكمان فراهم سازيم .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 9:19 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 تقويت عزت نفس در كودكان

 

 

 

يكي از روشهاي مهم تقويت عزت نفس در كودكان، پذيرش آنان در همه شرايط است. همه كودكان به ويژه كودكاني كه پا به مرحله رشد مي گذارند بايد از آزادي و استقلال نسبي برخوردار باشند. ولي آنچه كه آنان بايد بدانند اين است كه در اين جهان افرادي زندگي مي كنند كه ممكن است به آنان صدمه بزنند و آنچه كه والدين انجام مي دهند حفظ آنان از دست اين افراد است. فراموش نكنيد كه التيام احساسات سركوب شده دوران كودكي به ويژه كودك بزهكار مشكل و سخت است.

 

تقويت عـــزت نفس كـــودكان

مي گويند كودكان بزهكار به توجه، محبت و پذيرش بيشتري نياز دارند. اغلب آنان احساس انزوا و جدايي مي كنند كه اين امر آسيب پذيري آنان را نيز افزايش مي دهد. به عبارت ديگر كودكاني كه داراي حس خودارزشي هستند كمتر دچار بزهكاري مي شوند. بنابراين چه بايد بكنيد تا عزت نفس را در كودكتان تقويت كنيد. براي انجام اين مهم چهار ركن وجود دارد. محبت، زمان، انضباط، پذيرش. بيشتر اوقات دوست داشتن كودكان خيلي ساده و آسان است و در برخي مواقع مشكل.


ابراز محبت به كودكي كه پيوسته بي تربيت، ناسازگار و بدخلق است، همچون بيشتر كودكاني كه دوران بلوغ را سپري مي كنند، سخت است. جالب است بدانيم در اين زمان است كه او به محبت بيشتري نياز دارد. والديني كه هم در دوران سركشي و ستيز كودكان و هم در دوراني كه كودكان نوپا مي باشند و از شيريني خاصي برخوردارند به آنان توجه مي كنند در واقع پايه عزت نفس كودكانشان را مي سازند. وقتي را كه با كودكتان مي گذرانيد يكي ديگر از مواردي است كه براي تقويت عزت نفس او مهم است. كودكان به زمان با كيفيت نياز دارند. آنان به شما نياز دارند تا در حياط مدرسه و بازي وحتي در برخي زمانهاي معمولي در كنارشان باشيد. اين بدين معنا نيست كه شما بايد كاملاً در همه احوال مراقب كودكانتان باشيد. اغلب براي بيشتر كودكان فقط حضور والدين در خانواده كافي است. گاهي اوقات مشغله كاري در بيرون از خانه به قدري زياد است كه مجبوريم زمان خيلي كمي را با كودكانمان بگذرانيم هيچ چيز مشكل تر از اين نيست كه براي بودن با كودك زمان كافي پيدا كنيم، ولي بايد بدانيم كه اين زمان براي رشد كودك اهميت دارد.

 

حكمفرما كردن انضباط در خانواده كاري بس مشكل است.تنظيم قوانين منصفانه و به كار بستن آنها به طور منطقي مي تواند مهارتهاي هر پدر و مادري را آزمايش كند. مهم نيست كه شما چه حد و حدودي رادرمورد كودكانتان بكار مي بريد زيرا آنان همواره در جستجوي راههايي براي شكستن اين حد و حدود هستند. اين امر طبيعي است. ولي كودكاني كه از قوانين و حد و حدود آن تبعيت مي كنند، احساس مهم بودن مي كنند. مهم نيست كه تا چه اندازه آنان ممكن است ازخود مقاومت نشان دهند.


يكي ديگر از اركان عزت نفس در كودكان پذيرش است كه انجام آن دشوار مي باشد. براي والدين طبيعي است كه نسبت به كودكانشان اميدواري زيادي داشته باشند.
همه ما دوست داريم كه كودكانمان داراي تحصيلات دانشگاهي بوده و يا بهترين شاگرد در كلاس درس باشند. ما از كودكانمان انتظارات زيادي داريم ولي آنان بيشتر انتظارات ما رابرآورده نمي كنند. يكي از روشهاي مهم تقويت عزت نفس، پذيرش كودكان در همه شرايط است. هر كودكي داراي مشخصه منحصر به فرد خويش مي باشد و از نقاط ضعف و قوت برخوردار است. به طور يقين ما بايد انتظار داشته باشيم كه كودكانمان تا آنجا كه مي توانند تلاش كنند. در هر صورت چه آنان در كاري به راحتي موفق شوند يا به سختي ازآن عبور كنند، تشويق كارهايشان و تصديق قوه خود ارزشي براي آنان بسيار ضروري است.


تا آنجايي كه مي توانيد وقت زيادي را با كودكتان بگذرانيد. اگر شما بيش از يك فرزند داريد سعي كنيد طوري وقت خود را تقسيم كنيد كه به هر يك از فرزندانتان زمان كافي اختصاص يابد. گرچه تنظيم زمان بندي بدين شكل مشكل است، ولي اين مسأله براي رشد كودك ضروري است حتي اگر لازم باشد از فعاليتهاي ديگر زندگي خود صرف نظر كنيد.
هميشه سعي كنيد در لحظه هاي مهم زندگي فرزندانتان حاضر باشيد. حضور در بازيهاي مدرسه اي، مراسم اعطاي جوايز و… لحظات مهمي هستند كه طبيعتاً كودكان دوست دارند با شما سهيم شوند.


قوانين روشني را تنظيم كرده و آنان را اجرا كنيد. سعي نكنيد در اجراي آن از تنبيه هاي مختلف استفاده كنيد. كودكان اشتباه خواهند كرد و هيچكس هميشه از تمام قوانين پيروي نخواهد كرد. محدوديتها را استوار ولي دوستانه اجرا كنيد.


به كودكان خود اميدوار باشيد. به جاي نصيحت كردن آنان براي انتخابهاي بد، انتخاب خودآنان را مورد تمجيد قرار دهيد. همه كودكان دچار اشتباه مي شوند. به كودكان كمك كنيد كه از اشتباهات خود پلي براي موفقيت بسازند. به احساسات كودكانتان احترام بگذاريد. هرگز نسبت به ترديدها، ترسها، عقايد وافكار آنان بي اهميت نباشيد.


پيشرفت كودكانتان را ارج نهيد. كودكانتان بايد بدانند كه شما از آنان انتظارتلاش فراوان داريد ولي ظرفيتهاي آنان را نيز مي شناسيد پيشرفتهاي آنان را تمجيد كرده و هرگز آنها را به خاطر اشتباهاتشان شرمسار نمي كنيد.


عقايد و ارزشهاي خود را با كودكانتان درميان بگذاريد. با آنان صحبت كنيد و به صحبتهايشان گوش فرادهيد تا بدين وسيله به آنها اعتماد به نفس بدهيد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 ايجاد انگيزه در فرزندان 

 

 

تعاون و همکاري از ملزومات يک زندگي هدفمند و مسئولانه در اجتماع است که مي تواند به ارتقاي سطح فرهنگ جامعه و تعالي کشور در همه زمينه ها منجرشود. کارشناسان معتقدند که خانواده به عنوان يک نهاد اجتماعي از اين امر مستثني نيست و زندگي سالم و رشد دهنده براي همه اعضاي خانواده در گروي تعاون و همکاري است. روحيه همکاري براساس روش هاي درست تربيتي از ابتداي کودکي شکل مي گيرد. مهمترين شيوه براي ايجاد روحيه در فرزندان، پرورش مسئوليت پذيري آنها است. اگر از همان دوران کودکي، نقش و ارزش وجودي فرزندان را در کانون خانواده براي آنان روشن سازيم، با ايجاد عزت نفس در آنان مي توانيم مسئوليت هايي را در حد توان وعلاقه آنان برايشان تعريف کنيم. در اين راستا، مي توان با ايجاد علاقه نسبت به فعاليت هاي گوناگون و توجه دادن آنان به توانايي هايشان شروع کرد و در ادامه راه ، با دادن مسئوليت هايي در حد توان ، و تشويق به هنگام، روحيه همکاري و تعاون را در فرزندان پديد آورد.

 

ارج نهادن به نظرات شخصي ( هرچند ساده باشد) و سهيم ساختن آنان در تصميم گيري ها، همچنين تقسيم وظايف براساس توانايي و علايق اعضاي خانواده، از جمله عوامل به وجود آورنده اين احساس مسئوليت برشمرده شده است. تشکيل جلسات خانوادگي و گفت و گوي صميمانه مي تواند با شرح وظايف مسئوليت ها، توانايي ها، علايق و تصميم گيري هاي اساسي و سودمند، کانون خانواده را ياري دهد. "همه مي دانيم که آنچه بشر را به سوي فردا هدايت مي کند، انگيزه است و به اين ترتيب انسان هايي که در فراز و نشيب زندگي ، انگيزه خود را از دست مي دهند، دچار نوميدي و افسردگي شده و از ادامه راه زندگي باز مي مانند." براي اين که نوجوانان گرفتار بي انگيزگي نشوند، بهتراست نکات ذيل را مورد توجه قرار دهند:

 

۱- همگي بايد بتوانيم زيبايي ها و پديده هاي مثبت جهان هستي را ببينيم چرا که با مثبت ديدن جهان و پديده هاي آن، شور و اشتياقي براي ما که جزيي از اين پرتوهاي مثبت هستيم، به وجود مي آيد.

۲- با خود فکر کنيم وقتي فيلم خوبي مي بينيم، وقتي يک تابلوي زيباي نقاشي ما را جذب مي کند، وقتي يک سخنراني خوب ما را شيفته سخنران مي سازد، وقتي کتابي مي خوانيم که به ما اميد مي دهد، چه حالي به ما دست مي دهد؟ به طور حتم حال خوشي است، چرا که ما توانسته ايم پرتوهاي مثبت پديده را جذب کنيم.

 

بنابراين، براي ايجاد انگيزه در خود بايد دست به عمل بزنيم. نبايد منفعل باشيم؛ اگر خوب برنامه ريزي کنيم، مي توانيم از امکانات موجود ( هر چند ناچيز) نهايت استفاده را ببريم. اگر مي خواهيم توجه به نکات مثبت و دريافت آنها در ما تقويت شود، مي توانيم يک دفترچه کوچک تهيه کنيم و نکات مثبت ديده ها و شنيده ها و اتفاقات روزمره را درآن يادداشت کنيم. افزون برآن، مي توانيم احساس خود را نيز شرح دهيم و نتايج حاصله را بنويسيم. براي مثال، هنگام ديدن يک فيلم در سينما يا تلويزيون فوراً نکته هاي مثبت آن را يادداشت کنيم؛ سپس بدون فکر کردن، احساسي را که در آن لحظه به ما دست داده است بنويسيم و بالاخره تصميمي که براساس پيام آن نکته مثبت گرفته ايم روي کاغذ بياوريم." با خود فکر کنيم که هميشه از کودکي در رؤياي خود دوست داشتيم چه کاره شويم؟ يک ورزشکارخوب؟ يک نويسنده خوب؟ يک نقاش خوب؟ و باز هم بنويسيم که در رؤياهاي خود چه ديده ايم و حالا براساس رؤياهايي که تاکنون به آنها وفادار مانده ايم و جزء آرزوهاي ما هستند ، هدف هايي کوتاه مدت و بلندمدت را در نظر بگيريم.

 

براي مثال اگر دوست داريم يک نقاش خوب باشيم و اکنون به علت مشغله تحصيلي يا کمبود امکانات مالي نمي توانيم در يک کلاس نقاشي ثبت نام کنيم، اين هدف را تعيين کنيم. در اولين فرصت، خريد يک کتاب خود آموز طراحي، يکي دو مداد و مقداري کاغذ و بدين ترتيب حداقل روزي يک يا دو طرح طراحي کنيم. هدف کوتاه مدت ما مي تواند انجام تمرينات کتاب خودآموز طراحي باشد و در اهداف بلندمدت مي توانيم آموزشگاه را در نظر بگيريم. مي توانيم بيشتر به پيامد کارهاي خود در جهت اهداف کوتاه مدت توجه کنيم؛ بدين ترتيب که نتايج مثبت اقدامات خود را در دفترچه اي شرح دهيم و نوشته هاي خود را هرچند روز يکبار، دوباره بخوانيم . نوشتن نتايج مثبت و دوباره خواندن آنها، اگر تداوم داشته باشد به ما کمک مي کند تا انگيزه هاي لازم را براي پيگيري اهداف خود تأمين کنيم. به خاطر داشته باشيم ما هر روز در حال تحول هستيم. توجه به نکات مثبت پديده ها، توجه به آرزوهاي جديد و ساختن هدف هاي جديد و توجه به پيامدهاي مثبت و اقداماتي که در جهت اهداف خود انجام مي دهيم، همگي موجب افزايش انگيزه هستند و از ما فردي پر شور و در حال صعود به قله هاي موفقيت مي سازند.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

  كودكان و خشونت در تلويزيون 

 

 

تلويزيون مي تواند عامل مؤثري در رشد و تحول سيستمهاي ارزشي، و شكل دهنده رفتار باشد؛ ولي متأسفانه بسياري از برنامه هاي تلويزيون مروّج خشونت هستند. با تحقيق در مورد تأثير برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون بر كودكان و نوجوانان، معلوم شده است كه آنها :

  •   ترس از خشونت ندارند.
  •   به تدريج مي پذيرند كه خشونت راهي براي حل مشكل است.
  •    به تقليد خشونت مي پردازند.
  •  ناخودآگاه با شخصيت هاي خاصي چه قربانيان و چه قرباني كنندگان همانند سازي مي كنند. لازم به ذكر است كه همانند سازي، ناآگاهانه و بسيار خطرناك است ولي الگو برداري آگاهانه است.

مشاهده خشونت در برنامه هاي تلويزيوني باعث پرخاشگري در كودكان مي شود. گاهي اوقات حتي ديدن يك برنامه خشونت آميز مي تواند پرخاشگري را افزايش دهد. كودكاني كه مكرراً نمايشهايي پر از خشونت را تماشا مي كنند و ازاين كار منع هم نمي شوند، به احتمال زياد ، به تقليد آنچه مي بينند مي پردازند. اثر خشونت تلويزيوني ممكن است فوراً در رفتار يا گفتار كودك نمودار شود و يا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلويزيوني تنها علت پرخاشگري يا رفتار خشونت آميز نيست ولي از عوامل مهم تلقي مي شود. والدين مي توانند با استفاده از راههاي پيشنهاد شده زير كودكان خود را از خشونت مفرط تلويزيوني محافظت كنند.

 

۱- به برنامه هايي كه كودكان مي بينند توجه كنيد و بعضي از آنها را همراه كودك خود ببينيد. چنانچه كودك خود را به هنگام تماشاي برنامه هاي خاص تلويزيوني همراهي كنيد ، مي توانيد سؤالهاي او را بهتر برايش توضيح دهيد و جلوي كج فهمي او را بگيريد.

۲- زمان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني را محدود كنيد. توجه داشته باشيد كه تلويزيون را نبايد دراتاق خواب بچه ها قرار دهيد. با اين عمل خود باعث مي شويد كه كودك با اثرات منفي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني ، به خواب نرود ؛ همچنين نظم ساعت خواب و بيداري او مختل نمي شود.

۳- به كودكان خود تذكر دهيد كه اگر چه هنرپيشه حقيقتاً مجروح نشده يا به قتل نرسيده است، لكن اين گونه خشونتها در دنياي واقعي يا بسيار دردناك است يا منجر به مرگ مي شود.

۴- هنگامي كه برنامه هاي خشونت آميز پخش مي شود، يا كانال را عوض كنيد يا تلويزيون را خاموش كنيد. توضيح دهيد كه مشكل آن برنامه چيست و به گونه اي با منطق درخور فهم كودك ، آسيب و ضرر موجود در آن برنامه را توضيح دهيد تا ميل كودك يا اصرار او براي تماشاي اين گونه برنامه ها كاهش يابد.

۵- در حضور بچه ها صحنه هاي خشونت آميز را تأييد نكنيد و بگوييد كه بدترين شيوه براي حل يك مشكل، روش خشونت آميز است.

۶- تأثير همسن و سالان و دوستان و همكلاسي ها بايد به حداقل برسد. به اين منظور با والدين بچه هاي ديگر تماس بگيريد و در مورد نوع برنامه ها ي تلويزيون و مدت زمان مناسب براي تماشاي تلويزيون توافق كنيد.

 

والدين با استفاده از اين روشها مي توانند اثر مخرب تلويزيون را در ديگر حيطه هاي زندگي از قبيل شكل گيري ها و قالب پذيري هاي جنسيتي يا نژادي پيشگيري كنند. مدت تماشاي تلويزيون توسط كودكان ، جدا ازمحتواي آن بايد كم شود چون كودكان را از پرداختن به فعاليت هاي مفيد ديگر از قبيل مطالعه، بازي  با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز مي دارد. اگر والدين در امر محدود كردن كودكان خود مشكل دارند يا نگراني هايي در باب چگونگي رفتار خود در مقابل واكنش هاي كودك نسبت به برنامه هاي تلويزيوني دارند، مي بايست با يك روان شناس كودك و نوجوان مشاوره كنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

 

تبیان

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 روشهای موثر برای حرف شنوی در کودکان

 

 

 

همه ما مي خواهيم فرزندانمان حرف شنو باشند . وقتي فرياد مي زنيم كه بايست ! نرو وسط خيابان ؛ توقع داريم كودكمان اطاعت كند . يا اگر به او مي گوييم كه برو مسواك بزن ، يا بخواب ، توقع داريم بدون هيچ حرفي اين كار را انجام دهد. خيلي اوقات ، وادار كردن بچه ها به اين كه رفتار شايسته اي داشته باشند مشكل است . روش " هر چه مي گويم همان است "  كه بيشتر والدين به آن متوسل مي شوند ، معمولاً بي فايده است . خوشبختانه روش هايي براي اداره رفتار بچه ها وجود دارد كه بدون برخورد ، بدون اشك و قهر ، فرياد ، كتك كاري ، يا توهين ِ زباني است . در اين مبحث سعي كرده ايم اصولي را ارائه دهيم كه عمل به آنها به شما و فرزندتان كمك مي كند تا به هدف مطلوب برسيد . شروع واقعي اين گونه تربيت ، از سال هاي آغاز كودكي است . به خاطر داشته باشيد كه در سنين پيش دبستاني ، بچه ها كارهاي عادي روزمره و مهارت نظم و انضباط را كه لازمه زندگي است ، به راحتي ياد مي گيرند. براي تسليم كردن كودكان روشي كلي وجود دارد كه در همه شرايط ، مفيد است. آنرا ياد بگيريد و بعد در زمينه هاي مختلف امتحان كنيد .

 

۱- بـــــرخورد مثبت داشته باشيد

به رفتار مناسب فرزند خود توجه كنيد و در همان لحظه از آن تعريف كنيد . سپس از او درخواست نماييد ( يا او را راهنمايي كنيد ) تا فعاليت بعدي را انجام دهد . در اين روش براي هر كاري كه كودك درست انجام مي دهد امتيازي قائل شويد ،  به نوعي كه گويي جادويي در كار است ، او به طور باور نكردني ، درخواست هاي بعدي را اجابت مي كند.  به طور مثال به او بگوييد :

- آفرين كه يك ليوان شير خوردي . حالا بيا كمي تخم مرغ بخور .

- خيلي خوب مسواك زدي . حالا بيا لباس خوابت را بپوش .

 

۲- بـــــراي كنتـــــــرل او به نرمــــي رفتار كنيد

هر گاه ازكودك خود خواهشي داريد ، به سمت او برويد و به نرمي او را لمس كنيد . به طوري كه حضور شما تقريباً  موافقت كودكتان را ضمانت كند . اكنون درست در جايي هستيد كه فرمان شما به يك عمل تبديل مي شود . شما مي خواهيد فرزندتان ميز را بچيند ، اگر با فرياد از او بخواهيد كه از آن طرف خانه بيايد و ميز را بچيند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او برويد و آنچه كه مي خواهيد به او بگوييد ، سپس با او به آشپزخانه برويد . هنگامي كه خواهر و برادر مشغول نزاع و درگيري هستند ، نبايد با داد و بيداد دعوا را متوقف كنيد . به جاي آن  ، به طرف آنها برويد و صحبت كنيد . خيلي اوقات همين آرامش شما براي ساكت كردن بچه ها كافي است . اگر مي خواهيد موافقت كودك خود را جلب كنيد كمتر از " نه مؤكد " استفاده كنيد و حتي المقدور از حبس كردن او در اتاقش خودداري نماييد .

 

۳- فـــــرزند خود را دوباره راهنمايـــــي كنيد

فرزند خود را به سمت رفتار پسنديده هدايت كنيد . اگر او به چيزي دست مي زند كه  نبايد  دست بزند ، به او بفهمانيد كه دقيقاً چه چيزهايي را مي تواند لمس كند يا بردارد . اگر او روي مبل بالا و پايين مي پرد ، به جاي اينكه او را سرزنش كنيد ، جايي را كه مي تواند جست و خيز كند  به او نشان دهيد .

 

۴- اشياء مخــــرب را از دستــــرس كــــودك دور كنيد

اگر فرزندتان روي ديوار رنگ آميزي مي كند ، مداد رنگي را از دسترسش دور كنيد و برايش توضيح دهيد كه چطور مي تواند از مداد رنگي به درستي استفاده كند .

 

۵- عــــزت نفس كــــودكان را از بين نبريد

اگر فرزند خردسالتان روي ميز ايستاده و مي خواهيد او را پايين بياوريد ، به او بگوييد " اجازه نداري روي ميز بايستي ، خودت پايين مي آيي  يا من كمكت كنم ؟ " در اين صورت شما به نوعي ناتواني هاي او را مهار مي كنيد و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال مي يابد .

 

۶- فـــــرزند خود را بـــــراي حضـــــور در جمع آمـــاده كنيد

اگر فرزند شما در حضور ديگران بد رفتاري كند ، باعث خجالت شما مي شود و افرادي كه شاهد خرابكاري او هستند رنجيده مي شوند . در اين زمان اگر به او بگوييد " ساكت بنشين " ، معمولاً رفتارش بهبود نمي يابد . قبل از هر وضع جديدي همچون سوار شدن به هواپيما يا حضور در جشن تولد ، موقعيت را براي  او شرح دهيد و انتظارات واقعي خود را بيان كنيد . به طور مثال بگوييد : وقتي سوار هواپيما مي شويم ، در آنجا صندلي مخصوص خودت را داري و بايد كمربندت را ببندي . مي تواني كتاب بخواني ، چيزي بخوري يا با اسباب بازي كوچكي بازي كني . وقتي فردا به جشن تولد مي رويم ، از تو انتظار دارم شلوغ نكني و هنگامي كه دوستت كادوهايش را باز مي كند ، بنشيني و تماشا كني .

 

۷- به كـــــودك كمك كنيد كه كمــــي جلوتـــــر را ببيند

بچه ها در هر موقعيتي كه قرار دارند ، رويدادهاي بعدي را نمي بينند و فقط در لحظه زندگي مي كنند . براي همين ، هنگام گــذر از مرحله اي ديگر ، دچار مشكل مي شوند . بنا براين بهتر است هنگامي كه مي خواهيد او را از جايي كه دوست دارد به جاي ديگري ببريد ، ابتدا پنج دقيقه قبل او را مطلع كنيد كه تا چند لحظه ديگر بايد اينجا را ترك كنيد . اگر بي خبر دست او را بگيريد و به جاي ديگري ببريد باعث آزار او مي شويد .

 

۸- از جايـــــي كه بـــــــراي او مشكل ساز است دور شويد

اگر هر بار با كودكتان به سوپر ماركت رفتيد و با مشكلاتي روبرو شديد ، زماني به آنجا برويد كه كسي از او نگهداري مي كند. بهتر است مدت يك ماه به او فرصت دهيد و او را همراه خود به خريد نبريد ، اين مدت ، زمان مناسبي است كه اين چرخه منفي بشكند و به شما و فرزندتان اجازه  دهد كه روال عادي پيدا كنيد .

 

۹- كـــــودكتان را به جاي ديگـــــري ببريد

اگر در رستوران هستيد و او بهانه گيري مي كند ، كودكتان را برداريد و از آنجا خارج شويد . اغلب بيرون رفتن و انتقال او به جايي ديگر ، باعث آرامش او مي شود . كارهاي روزمره را به طور منظم انجام دهيد . لباس پوشيدن ، مسواك زدن ، باز كردن در ، تميز كردن اسباب بازيها ، رفتن به رختخواب ، همه اينها مجموعه اي هستند كه  رويدادهاي مهم روزانه محسوب مي شوند. شما مي خواهيد فرزندتان هر يك را با موفقيت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبي داشته باشد . اما ممكن است رفتارهاي منفي مثل فرياد زدن نيز به سرعت در روال عادي روزمره جاي بگيرد .

 

۱۰- در هــــر مـــــرحله او را راهنمايــــي كنيد

دقت كنيد كه هر يك از مراحل رشد كودكتان در كارهاي روزمره پنهان شده است . او به تدريج مي تواند كفشهايش را بپوشد و يا  به حمام برود . شما نخست بايد او را از لحاظ فيزيكي ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمايي كنيد و بعد فقط نظاره گر باشيد . مثلاً به او بگوييد : " من نمي توانم لباست را دربياورم ؛ اما تو را تماشا مي كنم كه چطور اين كار را مي كني ."

 

۱۱- گاهـــــي بعضي امـــــور را به كـــــودك يادآوري كنيد

بچه ها به راحتي ممكن است چيزي را فراموش كنند . اين وظيفه شماست كه بعضي موارد را به آنها تذكر دهيد . مثلاً اگر كودك شما فراموش كرد به دستشويي برود . بايد با مهرباني به او بگوييد " وقت دستشويي" رفتن است . يك كلمه ي ياد آوري براي او بسيار مفيد خواهد بود .

 

۱۲-  هنگام فــــرمان دادن به كودك ، از دستورات واضح و روشن استفاده كنيد

به جاي اينكه بگوييد " اتاقت را مرتب كن " بهتر است به مورد مشخصي اشاره كنيد . يعني بگوييد كتاب ها را در قفسه آبي ، و اسباب بازي ها را در قفسه پاييني بگذار.  هر قدر فرمان هاي شما واضحتر باشد  پذيرفتن آنها براي كودك آسانتراست.

 

۱۳- علت انجام هــــر كاري را بــــراي كودك توضيح دهيد

همانطور كه شما و فرزندتان در حال مسواك زدن هستيد ، براي آگاهي او توضيح دهيد كه چه كار مي كنيد و چرا . مثلاً بگوييد : " ببين من خمير دندان را به تمام دندانم مي رسانم . مي خواهم همه ي جوجوهايي كه آنجا زندگي مي كنند را در بياورم . حالا با آب ، دهانم را مي شويم ، غرغره مي كنم و بعد آب دهانم را بيرون مي ريزم . بيا با هم اين طوري مسواك بزنيم ".

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 6:39 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 حرف شنوی در كودكان

 

 

 

در تربيت مؤثر ، وجود حد و مرز براي بچه ها ضروري به نظر مي رسد. اگر ما آنها را درست راهنمايي كنيم، فرزندانمان آماده پذيرش مي شوند. چرا كه اساساً بچه ها مايلند والدين خود را خشنود سازند. اما اكثر ما در تعيين حد و مرز براي كودكانمان مهارتي نداريم. زياد صحبت مي كنيم ، بسيار عاطفي برخورد مي كنيم و نمي توانيم به طور واضح منظور خود را بيان كنيم. اگر مي خواهيد فرزندانتان از شما حرف شنوي داشته باشند ، مثلاً كتك كاري نكنند، اسباب بازيهايشان را مرتب كنند يا به موقع به رختخواب بروند، بهتر است ده  راهبرد زير را به كار گيريد.

 

۱- واضــــــح و روشن صحبت كنيد.

والدين براي حد و مرز گذاشتن و ادب كردن فرزندانشان سربسته و مبهم صحبت مي كنند ، مي گويند « مؤدب باش، اذيت نكن ، شلوغ نكن » . اين راهنمايي هاي كلي براي هر كودكي معني خاصي دارد. بچه ها از ما مي خواهند ، انتظاراتمان را به طور روشن و واضح بيان كنيم. حد و مرز مشخص به كودك مي گويد دقيقاً چگونه بايد رفتار كند. مثلاً در " كتابخانه آهسته صحبت كن ، وقتي از خيابان عبور مي كنيم دست مرا بگير يا موقع غذا حرف نزن". اين راهبرد  در واقع ميزان پذيرش و حرف شنوي كودكتان را افزايش مي دهد.

 

۲- انتخابهاي ديگــــر را به كـــودک پيشنهاد كنيد.

در بسياري موارد مي توانيد به فرزندتان فرصت يك انتخاب محدود شده بدهيد تا خودش تصميم بگيرد چگونه دستورات شما را انجام دهد. گاهي آزادي عمل در تصميم گيري ، به كودك احساس قدرت و تسلط مي دهد كه به تدريج مقاومت در برابر والدين را كاهش دهد. به طور مثال به او بگوييد : « الان وقت استحمام است. مي خواهي دوش بگيري يا در وان حمام كني ؟ » « مي خواهي نيم ساعت صبح ، نيم ساعت بعدازظهر رياضي تمرين كني ؟ يا يك ساعت صبح ؟ » از اين رو والدين بهتر و سريع تر مي توانند به كودك خود پيشنهاداتي بدهند. آنها انتخاب محدودي براي كودكان تعيين مي كنند. اما مي توانند تغييراتي در آن پديد آورند. به عبارتي ديگر اين گونه انتخابها محدود ، اما تغيير پذيرند.

 

۳- قاطــــــع باشيد .

زماني كه عدم پذيرش و سرپيچي رخ داده باشد و شايد كودك به خودش يا ديگران آسيب برساند. به موقعيت محدوده كننده قاطع نياز داريم. يك محدوديت قاطع به كودك مي گويد بايد رفتار نامطلوبش را متوقف كند و فوراً حرف شما را بپذيرد. مثلاً : « همين الان برو تو اتاقت » ، « بس كن اسباب بازيهايت را پرت نكن » . البته اين قاطعيت از طريق جديت در چهره و صدا به خوبي نمايان مي شود. همان طور كه نرمش بيش از حد والدين براي كودك مفيد نيست ، رفتار خصمانه والدين نيز براي آنها مضر است. اما قاطعيت مرز بين نرمش بيش از حد و رفتار خصمانه است.

 

۴- بــــر نقاط مثبت فـــــــرزندان تأكيد كنيد.

بچه ها بيشتر پذيراي فرمانهاي مثبت هستند تا منفي. به طور كلي بهتر است واضح و روشن به كودك بگوييد بايد چه كار كند . دستورات منفي مثل نرو، نريز ، نكن به كودك مي گويد چه چيزي قابل قبول نيست ، اما رفتاري كه از او انتظار مي رود را بيان نمي كند. والدين مستبد اغلب از فرمانهاي منفي استفاده مي كنند، در حالي كه والدين موفق دريافته اند بيشتر بايد از فرمانهاي مثبت استفاده كنند.

 

۵- بـــــــي طــــرفــــي خـــودتان را اعــــــــلام كنيد.

وقتي مي گوييد : « الان برو بخواب » ممكن است نيروي كشمكش شخصي بين او و شما ايجاد شود. روش بهتر اين است كه دستورات را به حالت غير شخصي بيان كنيد. به طور مثال به او بگوييد « ساعت نه است و وقت خواب تو » و به ساعت اشاره كنيد. در اين حالت هر اعتراض و حس ناخوشايندي پديد بيايد، بين كودك و ساعت است ، نه بين او و شما. يا هنگامي كه به او مي گوييد«:  خانه جاي توپ بازي نيست» او از اين قاعده ناراحت مي شود نه از شما .

 

۶- توضيح دهيد چـــــرا محدوديت لازم است.

مردم وقتي در مورد قاعده يا دستوري توجيه شوند ، بهتر مي توانند آن را بپذيرند ، اما در غير اين صورت آن را مستبدانه مي پندارند. بنابراين هنگامي كه براي اولين بار كودك را در موقعيت محدود كننده قرار داديد توضيح دهيد چرا فرزندتان بايد آن را بپذيرد. شناخت علت قواعد، باعث مي شود رفتار مناسب در كودك دروني شود. يعني تمايلات دروني اش، او را مطيع قوانين خانواده مي سازد. براي بيان علت قوانين به جاي اين كه از توضيحات طولاني ، كه بچه ها را خسته مي كند، استفاده كنيد. به طور خلاصه ، دليل يك دستور را بيان كنيد. مثلاً : "ديگران را نزن ! چون بدنشان درد مي گيرد"  يا " وقتي اسباب بازي را از دست بچه هاي ديگر مي گيري ، آنها ناراحت مي شوند، چون هنوز بازيشان تمام نشده است. "

 

۷- چاره ديگـــــري پيشنهاد كنيد.

هرگاه رفتار كودكي را محدود كرديد، سعي كنيد به يك فعاليت قابل قبول ديگر اشاره كنيد. از اين طريق شما مستبد به نظر نمي رسيد و فرزندتان حس نمي كند كسي اختيارش را سلب كرده است و احساس محروميت هم نمي كند. بنابراين مي توانيد بگوييد : « پسرم نمي تواني قبل از شام شكلات بخوري ، اما بعد از شام مي تواني بستني و هم شكلات مورد علاقه ات را بخوري » با پيشنهاد چاره ي ديگر مي توانيد ، هنگامي كه احساس كودك شما قابل پذيرش است، او را تربيت كنيد.

 

۸- در تــــــــــربيت كـــــودكان ثابت قـــدم باشيد.

تعيين حد و مرز براي كودكان ، هنگامي مؤثر است كه اين قوانين ثابت باشند. به عبارت ديگر، در هر خانه بايد ضوابط خاصي حاكم باشد و والدين همواره به آن پايبند باشند و آن را تغيير ندهند. مثلاً اگر ساعت خواب ، يك شب هشت و شب ديگر هشت و نيم  و شب بعد نُه باشد ، به جاي همراهي ، مقاومت بچه ها را در پيروي از اين برنامه به دنبال خواهد داشت. سختي اين روش در اين است كه قوانين مهم و روزمره خانواده بايد هر روز به موقع اجرا شوند تا تأثير گذار شوند.

 

۹- رفتــــار ناپسند را تذكـــــــر دهيد.

مهم نيست بدرفتاري كودك چه باشد، ما بايد براي او روشن كنيم كه رفتارش را ناپسند مي دانيم و آن را قبول نداريم. بنابراين به جاي اين كه بگوييم « پسر بد» يعني خودت را قبول نداريم، بايد بگوييم « كتك كاري نكن » يعني رفتارت را رد مي كنيم.

 

۱۰- احساسات و عـــــواطف خود را كنتــــرل كنيد.

بنا به گزارش پژوهشگران ، هنگامي كه والدين عصباني هستند ، فرزندان خود را شديداً تنبيه مي كنند و بيشتر از قبل مورد آزار زباني و بدني قرار مي دهند ، گاهي اوقات به جاي خشونت و رفتار خصمانه بايد آرامش خود را حفظ كنيم، نفس عميق بكشيم و تا ده بشماريم . اساساً تربيت يعني آموزش رفتار صحيح به كودكان ، اما اگر شما عصبي يا احساساتي باشيد نمي توانيدآموزش را به طور مؤثر انجام دهيد. مثلاً به جاي اين كه به كودك خود حمله كنيد و حرف ناشايستي به او بزنيد  بهتر است يك لحظه صبر كنيد ، بعد با آرامش از او بپرسيد « اينجا چه خبر است؟ » . همه ي كودكان به راهنمايي والدين براي شناخت رفتار پسنديده نياز دارند. مهارت ما در ايجاد قوانين و محدوديتها ، همكاري بيشتري از جانب فرزندان براي ما به ارمغان مي آورد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 6:31 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 خيال پردازی كودكان را جدی بگيريد

 

 

كودكان در سنين قبل از دبستان علاقه بسيار زيادي به بازي ها و موضوعات تخيلي دارند. زندگي يك كودك در سن قبل از مدرسه، از محدوديت هاي بسيار تشكيل شده، او بر اساس نظر والدين خود زندگي مي كند. در واقع كودك به بازيهاي خيالي علاقه دارد ، زيرا مي تواند آن طور كه مي خواهد باشد و زندگي كند؛ خارج از قيد و بندها و محدوديت هايي كه والدين براي او تعيين كرده اند. هيچ كودك سه ساله اي اجازه ندارد كه به تنهايي از خانه خارج شود، به تنهايي غذاي دلخواه خود را بخورد و حتي لباسي را كه دوست دارد بخرد. در اين سن، كودك كاملاً به والدين خود وابسته است، البته مي تواند اظهار نظر كند اما تصميم گيري اصلي و قطعي با والدين است. كودكان هنگامي كه با مكان هاي تازه يا تجربه هاي جديد رو به رو مي شوند از شيوه اي متفاوت استفاده مي كنند، آنها قوه تخيّل خود را به كار مي برند. زماني كه به يك كودك چهار ساله اجازه مي دهيم تا به تنهايي به مدرسه برود و برگردد او احساس مي كند كه يك فرمانده است و سوار بر اسب از يك قلعه به قلعه ديگر در حركت است. زندگي يك كودك چهار ساله خيلي معمولي و خسته كننده به نظر مي رسد . اما اگر تصور كند كه يك مأمور آتش نشاني است، حس مي كند مثل يك قهرمان زندگي مي كند.

 

چــــرا خيال پـــــردازي بـــراي كـــودكان بااهميت است؟

خيالپردازي در دوره كودكي اهميت زيادي دارد . زيرا يك كودك علاوه بر اين كه مي تواند زندگي خود را تغيير دهد و شرايط  تازه اي را براي خود خلق كند، از شرايط تازه اي كه ايجاد كرده مي تواند دانستني هاي جديدي نيز بياموزد. به طور مثال وقتي كه يك كودك چهار ساله كلاه آشپزي بر سرش مي گذارد، پيشبند آشپزي مي بندد و تصور مي كند كه آشپزاست، احساس استقلال و مسئوليت پذيري سبب مي شود كه به اطراف خود توجه بيشتري داشته باشد، همراه با پدر و مادر خود آشپزي كند. موادي را كه استفاده مي كند به خاطر مي سپارد و از اين كه هر بار بر دانسته هاي خود مي افزايد، خوشحال است. بزرگسالان از دنياي پيرامون خود اطلاعات زيادي به دست مي آورند و براي فراگيري بيشتر ، تجربيات خود را نيز مورد استفاده قرار مي دهند؛ اما كودكان از استعدادي برخوردارند كه لازم است توسط والدين پرورش يابد. آنها با به كارگيري قوه تخيّل خود نه تنها دانستني هاي تازه اي از دنياي اطراف خود به دست مي آورند بلكه مي توانند آن طور كه دوست دارند باشند و زندگي كنند.

 

تقــــــــويت تخيـــــل :

۱- در منزل جايي را براي تغيير لباس اختصاص دهيد.(جاييكه در آن لباس هاي قديمي، وسايل شخصي "مانند كلاه، كتابهاي جيبي، هديه هاي قديمي و ..." را نگهداري كنيد.)

۲- مدادهاي شمعــــي، وسايل آبـــرنگ، كاغذ نقاشــــي و چسب را در دستــــرس كـــودكان قرار دهيد.

۳- داستاني را براي كودك خود تعريف كنيد. لباس يكي از شخصيت هاي داستان را بپوشيد و با كودك خود، براساس داستان، بازي كنيد. اگر داستان را كودك شما تعريف كند بهتر است. مي توانيد موضوع آن را با مراسم عروسي، جشن تولد يا اتفاق هاي ديگري كه در زندگي خود با آنها سرو كار داريد مرتبط سازيد.

۴- تعدادي ملحفه يا پتو در دسترس كودك قرار دهيد تا بتواند خانه درست كند و يا بازي هاي خيالي ديگري را طراحي كند.

۵- كودك خود را تشويق كنيد كه با اسباب بازيهاي سازنده و ابتكاري بازي كند. مانند اسباب بازيهايي كه با كمك قطعه هاي مختلف ميتوان ماشين، خانه، هواپيما و... ساخت.

۶- قصه هاي موزون و آهنگين را براي فرزندتان بخوانيد و به نوبت اشعار آن را تكرار كنيد.

۷- در حد امكان زمان بيشتري را با كودك خود در طبيعت سپري كنيد. محل هايي كه براي ساختن آنها انسان دخالتي نداشته است، براي رشد قوه تخيّل كودك بهتراست.

۸- زماني كه فرزندتان، شما را به دنياي خيالي  خود دعوت مي كند، دعوت او را بپذيريد، با او سوار قايق شويد، سوار بر سفينه فضايي در فضا پرواز كنيد و در همه ي موارد  رهبري بازي را برعهده فرزندتان بگذاريد.

۹- در بين اسباب بازي هاي كودك تعدادي گوش ماهي، سنگ هاي مختلف، چسب، تخته ، بند، سكه ، طناب و ساير وسايلي كه مي تواند مورد استفاده او قرار بگيرد، قرار دهيد.

۱۰- هنگامي كه با خيالپردازي هاي فرزندتان روبرو مي شويد، او را سرزنش نكنيد. به او اجازه دهيد تا آنچه در ذهن خود دارد بيان كند.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اختلالات رفتاری در كودكان

 

 ( قسمت اول )

بررسي هاي مختلف نشان مي دهد كه بچه ها در سنين بزرگسالي نيز همان خصوصيات دوران كودكي را حفظ مي كنند. ما در اينجا براي آشنايي شما خوانندگان عزيز به چند مورد از رايج ترين اختلالات رفتاري اشاره مي كنيم :

 

جــــويدن ناخـــن 

اين واكنش درهمه ي گروههاي سني ديده مي شود ولي بيشتر در سنين كودكي و اوائل بلوغ اتفاق مي افتد . بسياري از كودكان فقط مواقعي كه درفشار روحي قرار مي گيرند ( مانند عصبانيت ، زمان امتحان يا هنگام مشاهده فيلمهاي مهيج ) ناخن خود را مي جوند ولي بعضي ها هم بدون دليل خاصي مرتباً به اين كار اقدام مي كنند. ناخن جويدن عكس العملي است كه اغلب اوقات با انگشت مكيدن كاملاً تفاوت دارد ؛ زيرا برخلاف انگشت مكيدن يك عادت نيست ، بلكه وسيله اي است كه كودك براي پايين آوردن فشاردروني خود به كار مي برد. گاهي هم واكنشي است در مقابل خصومتي كه ازجانب افراد محبوبي مانند مادر در طفل برانگيخته شده است. به رغم اختلاف نظر درعلت بروز اين اختلال ، غالب محققان برآنند كه درمانهايي از قبيل تلخ كردن و بستن ناخن ، يا تمسخر و تهديد شخص ، چندان مفيد نيستند بلكه درمان بايد شامل درك مشكلات و كمك به شخصي باشد كه ناخن خود را مي جود تا بتواند سازش شخصيتي كافي و راه هاي مناسب تري براي خالي كردن فشار روحي خود پيدا كند.

 

مكيــــــدن شست

معمولاً شروعِ عادتِ مكيدن شست دركودكان از 3-4 ماهگي است . وقتي كودك كوچك تر است اغلب بلافاصله بعد ازغذا خوردن شست خود را مي مكد . بعضي از كودكان به محض آن كه پستانك را از دهانشان بيرون بياورند، شروع به مكيدن شست خود مي كنند ولي بعدها قبل از شير خوردن هم انگشت خود را به دهان مي برند و بالاخره در مواقع ديگر روز هم اين عمل مشاهده خواهد شد . در سنين بالاتر ( 3- 5/3 سالگي ) بيشتر كودكان شبها به مكيدن شست خود مي پردازند. بهترين طريقه درمان اين عادت آن است كه به طورغيرمستقيم كودك  به كارهاي ديگري كه مورد علاقه اوست وادار شود تا به تدريج اين عادت از سر او بيفتد.

 

شــــب ادراری

شب ادراري يا تخليه بي اراده ي ادرار پس از سه – چهار سالگي يكي از شايعترين  نشانه هاي مشكلات هيجاني بچه ها در دوران كودكي است. اين تخليه ممكن است روزها نيز اتفاق افتد ولي اغلب موارد در شبهاست . تخليه ادرار معمولاً با خواب هايي كه در آنها كودك ، خود را در وضعيت مناسبي براي ادرار كردن مي بيند ، همراه است ولي بلافاصله بيدار مي شود و رختخواب را خيس مي يابد. شب ادراري ممكن است نتيجه يك دسته از عوامل جسمي يا رواني باشد ؛ ولي عوامل رواني در بچه ها نقش مهمي را به عهده دارند:

  •   اظهار غيــــرمستقيم  نياز تشويق 
  •   كـــوشش براي نشان دادن احتياج به كمك و يا توجه پــدر و مـــادر
  •   تمـــــايل به لذت حاصل از ادرار كردن
  •   اظهــــار خصـــــومت نسبت به والــــــدين 
  •   بعضـــي از امــراض عصبـــي
  •   اختـــلال در مثانه و خــــواب بسيار عميق
  •   عدم تكامـــل بدنــــي و يا ناپختگـــي عاطفــــي

درمــــان شب ادراری

يكي از راه هاي درمان شب ادراري ، درمان با بازتاب هاي شرطي است ، اما تا چه حد عاقلانه خواهد بود كه ما اين مشكل را در كودك به زور از بين ببريم . كودك به دليل دچار بودن به واكنش هاي شرطي ضعيف تر به شب ادراري مبتلا نمي شود، بلكه براي آن شب ادراري دارد كه دچار مشكلات هيجاني است . در درمان شب ادراري ، اولاً بايد سابقه كامل خانوادگي كودك را گرفت، او را مورد معاينه كامل جسمي قرار داد و شخصيت كودك را بررسي كرد. ثانياً تمام روش هاي درماني بايستي در جهت تسكين و از بين بردن مشكلات هيجاني كودك باشد. بسياري از كودكان قبل از برقراري رابطه عاطفي با پزشك ، درباره شب ادراري خود صحبت نمي كنند. گاهي ممكن است پس از رفع مشكلات محيطي زندگي كودك ، بدون توسل به روان درماني ، در علائم مشكل ، پيشرفتي حاصل شده و بيمار بهبود يابد . در موارد شب ادراري شديد اگر مشكل منازعه اي بين كودك و والدين باشد، دادن دارو، محدود كردن مايعات و دادن پاداش به كودك ، خود جزء اين مشكلات مي شود . براي مثال مادري كه از شب ادراري كودكش ناراحت است ، مسلماً مايعات كمتري به او خواهد داد. به طور خلاصه مي توان گفت كه استفاده از اين وسايل و روشها فقط زماني موفقيت آميز است كه رابطه خوبي بين والدين و كودك وجود داشته باشد. 

ادامــــه دارد ...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 ترس و اضطراب در کودکان

 

 

 

ترديدي نيست كه تمام افراد بشر زماني احساس ترس و اضطراب مي كنند، ترس و اضطراب پايه هاي جسماني و رواني داشته و همراه با عواطف و هيجانهاي نامطبوع و ناخوشايند هستند. اين هر دو احساس، يكنوع حالت انتظار را در بر داشته و احتمالا" از مخاطرات و مشكلات آگاهي مي دهند. ترس چيست؟ ترس واكنشي است كه كم يا بيش شناخته شده بوده و پاسخي به محركهاي تهديد آميز مي باشد. اضطراب چيست؟ اضطراب واكنشي است كه علل خاصي ندارد و يك حالت عمومي كلي بوده و نسبت به هدف مخصوص يا مشخصي معطوف نمي باشد. گاهي اوقات نمي توان دقيقا" ميان ترس و اضطراب تفاوت گذارد و اين كيفيت مخصوصا" در مورد اطفال خردسال مصداق دارد زيرا كودك نمي تواند ميان خطرات دروني و بروني واقعي و تخيلي تفاوت قايل شود.

 

ذهن و روان ما انسانها همواره گوش به زنگ علائم خطراتي است كه پيرامون ما وجود دارند و از وقوع رخدادهاي ناخوشايند يا آسيب زننده به ما آگاهي مي دهند . فكر تمام انسانها ي طبيعي مجهز به يك مكانيسم « دور انديشي » و « پرهيز كردن » است كه تا جاي ممكن ما را از گزند عوامل گوناگون در امان مي دارد و در روند يك حادثه ناخوشايند، نخستين رويداد عبارت است از احساس خطر كه موجب تپش قلب ، افزايش فشار خون، انقباض عروق پوستي به صورت رنگ پريدگي صورت،تند تر شدن سرعت تنفس و انقباض عضلات اندام ها مي شود كه مجموعا" بدن را براي مرحله دوم يعني « گريز يا ستيز » آماده مي سازد. بنابراين در مي يابيم كه مكانيسم هاي احساس خطر كه نوعي « هراس » را در آدمي بر مي انگيزند، براي بقأ و دوام هستي وي ضروري هستند.

 

ولي چرا اضطراب مختص نوع بشر است ؟ اضطراب يعني ترس از يك عامل ناشناخته نامعلوم كه موجب پريشاني فكر و گاه بروز علايم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پريدگي نيز مي شود. بنابر اين در فرآيند اضطراب برخلاف ترس طبيعي و واقعي يك عامل حقيقي ترس آور يا خطرناك يا آسيب زننده وجود ندارد بلكه فقط بطور خودكار، ذهن ما در اثر تنش هاي رواني و استرس هاي عصبي و حوادث ناخوشايند و ناگواري كه در زندگي مكررا" برايمان رخ مي دهد از روال عادي خارج مي شود و حساسيت بيش از حد به رخدادهاي آتي و احتمالي پيدا نمايد، دچار اضطراب مي شويم و كم كم به حالتي مي رسيم كه فكرمان فقط بر اتفاقات ناگوار يا بيماريهاي لاعلاج و كشنده گواهي مي دهد و آرامش و امنيت در اين ميان گم و فراموش مي شود. هر چه بيشتر نگران شويم بيشتر احساس هاي خطر و هراس به سراغمان مي آيد و در نتيجه بيشتر در جهت افكار مضطربانه مي انديشيم.

 

چگونگــــي بوجود آمدن تــــرس در كــــودكان

كودكان ترس و اضطراب را از طريق يادگيري ( خصوصا شرطي شدن ) فرا مي گيرند، گرچه بسياري از روان شناسان معتقدند زمينه ترس از هنگام تولد در نوزاد وجود دارد.در مورد ترس از طريق شرطي شدن مثالي در باره طفلي به نام آلبرت بيان مي نماييم . در آزمايشگاه به آلبرت خرگوش سفيدي را نشان دادند ، كودك هبچگونه احساس ترسي از خودنشان نداد ولي به محض آنكه دست خود را براي لمس كردن حيوان، دراز نمود آزمايش كننده دو قطعه آهن را محكم پشت سر او بهم كوبيدند،با شنيدن اين صداي بلند آلبرت تكاني به خود داد و بطرف جلو خم شد. در دفعات بعد، پس از چند بار تكرار عمل فوق، كودك حالت ترس نسبت به خرگوش سفيد نشان داد و علاوه بر آن به تدريج از اشياء مشابه سفيد رنگ ( مانند پوست سفيد و موش و سگ سفيد ) نيز مي ترسيد.

 

تـــــرس های مفيد و تــــرس هاي مخــــرب

ترس در بعضي موارد براي حفظ و بقاء كودك مفيد است ( فرضا ترس از سرعت كه با سرعت حركت مي كند) گاه ترس مي تواند به كودك كمك كند، پاسخهاي جديدي بياموزد.ترس از اتومبيلهاي سريع طريقه عبور از خيابان را به كودك ياد مي دهد، ولي واكنشهاي ترسناك شديد مانند گريستن ، فرار كردن ، فرار كردن ، لرزيدن، به بزگسال چسبيدن و نظاير آنها با رفتار سازنده مغايرت دارند.براي ثبات هيجاني بايد بسياري از اين پاسخ ها را با واكنشهاي سازنده ديگر جايگزين نمود.نتايج يكي از تحقيقات نشان مي دهد ، ترس از اشياء واقعي يا محركهاي غير عادي ( مانند حركتهاي ناگهاني،اشياء غير عادي، افراد بيگانه ) بتدريج باازدياد سن كودك كاهش يافت در مقابل ترس از محركهاي تخيلي ( ترس تاريكي ، كابوس و…) بيشتر شدو ظاهرا" رشد مفاهيم ذهني كودك و درك بيشتر او ازجهان همراه با كاربرد زيادتر علائم، واكنشهاي هيجاني او را تحت تاثير قرار مي دهد. ترس اطفال قابل پيش بيني نمي باشد و در تمام سنين كودكي تفاوت هاي فردي چشمگيري در مورد ترس وجود دارد. يك محرك مي تواند بر طفلي بسيار ترس آور بوده ولي براي ديگري بي تفاوتي باشد .جالب اينكه كودكي ممكن است در يك موقعيت خاص دچار وحشت شود در حاليكه در وضع ديگري همين محرك برايش بي تاثير باشد.

 

روشهای ازميان بـــردن تـــرس

از اطفال نمي توان انتظار داشت كه ترس آنها خود بخود رفع شود. بايد محركهاي جديدي جانشين محركهاي ترسناك شوند تا ترس كودك از ميان برود.خوشبختانه بابهره گيري از اصول يادگيري مخصوصا" اصل خاموشي مي توان در از ميان بردن ترس كودكان اقدام نمود. در اين مورد مثالي ذكر مي گردد.فرض كنيم كودكي از گربه بترسد. اگر ضمن نشان دادن گربه اي به طفل ( محرك نامطبوع و ترسناك ) به او مقداري شيريني ( محرك مطبوع ) نيز بدهيم و چند بار اين كيفيت راتكرار نمائيم كودك پاسخ مثبت تري به شيئ كه قبلا" برايش ترسناك بوده است، خواهد داد . در اينصورت پاسخهاي ترسناك نيز بتدريج از ميان مي رود و پاسخ ترسناك كم كم ناپديد خواهد شد. زيرا ارتباط محرك ( گربه ) و پاسخ ( ترس از گربه ) ضعيف شده و از بين مي رود. در بررسي ديگري ترس كودكان از تاريكي بصورتي كه شرح مي دهيم از ميان رفت. به چند كودك كه از تاريكي مي ترسيدند گفته شد چنانچه در اطاق تاريكي جستجو كنند وسيله جالبي ( اسباب بازي، عروسك و…)خواهند يافت. با اين روش ارتباط ميان محرك ترس آور ( تاريكي ) و پاسخهاي اضطراب آور و ترسناك ضعيف شده ، در نتيجه پاسخهاي دوري كننده نيز بتدريج از بين رفتند. بايد توجه داشت كه هر قدر كودك بزرگتر شده و كاربرد لغاتش بيشتر شود مي توان از توضيحات كلامي نيز براي تقويت روش رفع ترس استفاده نمود. مادران مي توانند با استفاده از روش توضيحات كلامي ، بعلاوه تشويق فرزند براي مقابله با محركهاي ترس آور، وحشت او را از ميان ببرند. در مورد كودكان توضيح كلامي تاثير چنداني ندارد، زيرا كودك نمي تواند كلمات و لغات را با محركهاي ايجاد كننده ترس ارتباط دهد.

 

اضطــــراب و عـــــوامل ايجاد كننده آن

همانند ترس ، اضطراب هم سبب ناراحتي كودك شده و او را مجبور مي كند، رفتار خاصي ايجاد نمايدو در ابتداي بحث بايد متذكر شويم كه اضطراب به ميزان كم غالبا" اثرات سازندگي دارد و بعنوان محركي براي خلاقيت ، حل مسائل و فعاليت مؤثر مي باشد ولي اگر اضطراب شدت يابد سبب از كار افتادگي فرد شده ، او را بيقرار و ناراحت مي كند. دوره دوم كودكي ( 6 – 3 سال) مرحله مهمي است كه ضمن آن اضطراب بوجود مي آيد و در اين دوره كودك بايد با بسياري از عوامل و محركهايي كه ايجاد اضطراب مي كند مقابله نمايد، در نتيجه فرصتهاي بسياري براي كسب اضطراب خواهد داشت.كودك در مورد نشان دادن آزادانه احساسات پرخاشگرانه ، جنسي و اتكايي خود دستخوش اضطراب مي گردد و اضطراب كودك خصوصا" هنگاميكه كودك ديگري متولد مي شود، شدت مي يابد، زيرا او احساس طرد- شدگي نموده و تصور مي كند محوريت خود را از دست داده است و ديگر او را دوست نداشته يا كنار گذاشته شده است . در ظاهر هم گاهي نحوه برخورد والدين و فاميل اين گمان را تشديدمي نمايد. منشاء اضطراب از روابط اوليه كودك و والدين است. تنبيه شديد و محدويت، فشار والدين به كودك براي ظاهر ساختن رفتار هاي دشوار، بدگويي و ارزشيابي منفي از رفتار و كوششهاي كودك ، تضاد در رفتار با او وكيفياتي مشابه آنچه ذكر گرديد،ازجمله عوامل ايجاد كننده اضطراب در كودكان محسوب مي گردد.

 

اثرات اضطراب در رفتار اجتماعي و فعاليت ذهني كودك ظاهر مي شود، تحقيقات بعمل آمده نشان مي دهد، پسران مضطرب نا كفايتي و احساس نا ايمني خود را در فعاليتهاي اجتماعي و بازي نشان داده و تمايل به بازيهاي ابتدايي و كودكانه تر دارند. اضطراب هنگامي در يادگيري تسهيل بوحود مي آورد كه مورد يادگيري ساده بوده و پاسخ دقيقي مد نظر باشد. ولي اگر موضوع پيجيده و مشكل باشد اضطراب در يادگيري مطالب اخلال خواهد نمود، كودكان بسيار مضطرب در يادگيري - هاي كلامي ، پاسخهاي نامربوط و نا مفهوم مي دهند وهر قدر مطلب يادگيري دشوارتر باشد اين نوع پاسخها نيز شدت زيادتري خواهد يافت و در هر حال اضطراب در يادگيري و فعاليت كودكان اختلال ايحاد مي كند. گاه صداي كودك و تكلم او را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بديهي است اضطراب در كلاسهاي بالاتر براي دانش آموزان مزاحمت بيشتري خواهد داشت.همچنين از تحقيقات انجام شده مي توان نتيجه گرفت كه اضطراب با ازدياد سن كودك باعث مي شود در فعاليتهاي ذهني و تحصيلي نا ملايماتي را تجربه كند بعبارتي با افزايش سن بين اضطراب و فعاليت هاي كودك همبستگي منفي وجود دارد.

 

وسائل دفاعــــي مقابله با اضطـــــراب

از آنجائيكه اضطراب كيفيتي نا مطلوب و نامطبوع است ، هر كس مي كوشد روشهايي براي مقابله يا مبارزه با آن انتخاب كند . وسائل دفاعي كه از سوي بخش هاي شخصيت فرد بسيج مي شوند، پاسخ هايي بمنظور اجتناب يا تخفيف اضطراب مي باشند و به فرد فرصت مي دهند آرامتر زندگي كند.

 

عـــواملـــي كه باعث اضطــــراب در دانش آمــــوزان مي شود :

  • فشــــار و سخت گيــــــري بيش از حد والدين بر فــــــــرزندان
  • كاهـــش اعتمــــاد بنفس
  • محيط فيزيكـــــي نامنــــاسب
  • تناقض در رفتـــار والدين
  • عـــوامل خانوادگـــي و ارثـــي ( گاهـــي نگرانـــي هاي والدين و اضطراب آنها به فـــرزندان نيز منتقل مي شود ).

 

اثرات نگرانــــي بر كـــــودكان را مي توان به عـــوامل زيـــر نسبت داد:

۱- نگــــراني موجب توقف فكــــر كــــودك برمشكلات و ناراحتي ها مي شود.

۲- نگراني موجب اختلال در تمركز حواس مي شود وكودكِ مضطرب نمي تواند به خوبي حواس خود را در كارها جمع كند.

۳- نگراني و اضطراب قدرت تصميم گيري و اراده را از آنها سلب مي كند.

۴- موجب مي شود كه فكر آنها در مورد برخي چيزها بيش از حد مشغول شود و به مطلب و موضوع درسي بي توجه شوند.

۵- كودك را بدبين مي كند و همواره فرآيند و رويدادهاي ناگوار را پيش بيني مي كند.

۶- فكر كودك را متمركز بر مشكلات ميكند به طوريكه هر ساعت به يك مساله خطرناك مي انديشد.

۷- اضطراب و عدم اعتماد بنفس باعث وابستگي او به ديگران ميشود و او خود را ناتوان احساس ميكندو نمي تواند با اطمينان و قاطعيت عمل كند. احساس گيجي و سر درگمي مي كندو قدرت مقابله با مشكلات را از دست ميدهد. توان كنترل خويش را ندارد. اينگونه كودكان قادر به آرامش و خواب راحت نيستند.احساس خستگي و كوفتگي و ضعف جسماني دارند. سر درد ،درد قفسه سينه ،دردپا يا دست،درد شكم و سو هاضمه و كم اشتهايي به سراغشان مي آيد.

 

تــــــوجه داشته باشيد كــــه:

تمام اين آثارسو در همه كودكان ظاهر نمي شود و هر كس به در جاتي به آنها دچار مي شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 نقش مادر در سخن آموزی كودكان

 

 

 

آموزش زبان مهم است از آن باب كه وسيله اي براي بيان انديشه و احساس ابزاري براي انتقال ميراث فرهنگي است. شك نيست چنين وسيله اي هر قدر كاملتر و غني تر و هر چه انديشيده تر باشد مهمتر است. و در اين جاست كه مادر نخستين كسي است كه طفل چشم بدو مي گشايد و نخستين كلمه را از او فرا مي گيرد و طفل در دامان مادر چنين وسيله و ابزار را بدست مي آورد و براساس آن به توجيه خود و تشريح مسائل مي پردازد .اما در اينجا قبل از اين كه در مورد نقش مادر در سخن آموزي كودك بپردازيم، بحث كوتاهي در مورد مراحل سخنگويي و زمان آن بپردازيم. كودك به آساني نمي آموزد كه چگونه سخن گويد بلكه بايد جرياني پيچيده و طولاني را طي كند . اكثر تحقيقات در اين باره نشان مي دهد كه كودك بين 12 تا 14 ماهگي اولين لغت را به زبان مي آورد و به اين ترتيب بايد در طي 12 تا 14 ماه اول زندگي براي فهماندن غرض خود از شيوة تفهيم و تفهم پيش از تكلم استفاده كند.

 

شيــــــــــوه هاي پيش از تكلـــــم :

كودك پيش از تكلم از سه شيوه براي فهماندن غرض و منظور خود استفاده ميكند. اين شيوه ها عبارتند از: گريه و فرياد، اداي صداهاي نامشخص و اشارات.( مهمترين قسمت همان شيوه دوم است زيرا پس از چندي بصورت صداهاي مشخص و بامعنا يعني لغات در مي آيد.)

 

۱- گــــريه و فـــــــــرياد :

در روزهاي نخست زندگي بيشتر صداهايي كه از كودك شنيده مي شود به صورت گريه و فرياد است. در طي هفته اول گريه در فواصل نامنظمي ظاهرمي شود. نوزاد بدون هيچ گونه علت ظاهري گريه مي كند. اما يك مرتبه گريه يا خود به خود و يا در نتيجه توجه مادر قطع مي شود.

 

۲- صــــــــدهاي غيــــــــــر مشخص :

در ماههاي اول زندگي علاوه بر گريه صداهاي نامشخص ديگري شنيده ميشود اين صداها را نياموخته است بلكه بخودي خود آنها را ظاهر ميسازد و چه خوبست بدانيم كه اين صداها عموميت دارند و در تمام اقوام و ملل و نژادها ديده ميشوند بطوريكه حتي كودكان كر نيز اينگونه صداها را نشان ميدهند. كودك اغلب هنگامي كه تنهاست و افراد ديگري نيست كه او را مشغول كنند به ايجاد اين صداها مي پردازند. شنيدن صداي كودك براي خود او لذت بخش است و به همين سبب است كه اغلب با شنيدن صداي خود تبسم مي كند و گاهي نيز مي خندد. كودكان ناشنوا نيز در ابتدا مانند كودكان سالم اين گونه صداها را ايجاد مي كنند ولي چون صداي خود را نمي شنوند تا از آن لذت ببرند پس از چندي دست از ايجاد صدا بر مي دارند.

 

۳- اشـــــــــــــــاره :

در ابتدا كودك به موازات اشاره، صداهايي نيز ايجاد مي كند و مي خواهد با كمك اين دو منظور خود را براي ديگران آشكار سازد ولي رفته رفته پي مي برد كه تنها با اشاره نيز مي توان منظور خود را آشكار ساخت ولي اگر اشاره وي فهميده نشود او از گريه براي فهماندن غرض خود كمك مي گيرد. اما در مورد زمان سخن گويي بايد بگوييم كه بسياري از كودكان طبيعتاً بين 12 و 18 ماهگي براي تكلم آماده مي شوند و چنانچه كودك در اين دورة آمادگي زبان باز نكند ممكن است از نظر عاطفي براي وي اختلالاتي دست دهد زيرا نمي تواند خواسته ها و احساسات خود را بيان كند. و در آموزش زبان سن 1- 3 سالگي بسيار مهم است از آن بابت كه اين سن دوره تقليد از بزرگسالان است و آنچه را كه آنها بگويند او ادايش را در مي آورد . از آنجا كه مادر بيش از افراد ديگر با كودك در ارتباط است. بنابراين نقش مادر در آموزش زبان به كودك را نبايد ناديده گرفت.

 

مادر در آموزش زبان بايد نكاتي را مورد نظر داشته باشد كه اهم آنها عبارتند از :

۱- بيان كلمات از ساده به مشكل باشد، از كلمات يك هجايي شروع كند تا بتدريج بتوان كلمات چند هجايي را به او آموخت. 
۲- با كودك با زبان ساده و قابل فهم حرف بزند نه با زبان علمي غليظ . البته اين امر مانع آن نيست كه مادر درست و صحيح حرف بزند.
۳- از كلماتي استفاده كند كه بيشتر مورد نياز كودكند.
۴- بيان عبارات سريع نباشد كه انتقالش به ذهن كودك با دشواري هايي همراه است .
۵- عبارات طولاني به كار نبرد .
۶- در حين صحبت اگر كودك دچار خطائي شد با فرمي آن را اصلاح كند .و كودك را تنبيه و تمسخر نكند .
۷- اصلاح تلفظ بايد از زماني شروع شود كه كودك صداهاي حروف را از هم تشخيص ميدهد .
۸- هرگز كلمه اي را به حساب اين كه از آن خوشش مي آيد غلط تلفظ نكنيم .
۹- در آموزش يك اسم نام اصلي و صحيح را بكار ببريم به عنوان مثال كلمه گوسفند را براي گوسفند به كار ببريم نه كلمه بع بعي را .

 

اما مـــــــادران براي آموزش زبان از چه روشهايي مي توانند استفاده كنند :

۱- بازي با حروف و در آوردن صداي آن از طريق بازي و يا بيان داستان .
۲- آموزش شعر، سروده هاي ساده كه الفاظ را قالبي به كودك منتقل مي كند در اين امر آثار مفيدي دارند.
۳- در آموزش زبان كودك را بايد تشويق كرد و هرگز نبايد گذاشت كه احساس عدم لياقت كند .
۴- خودداري از عيب جوئيهاي خشن، تنبيه، تمسخر در صورت اشتباهات تلفظي و دستوري.
۵- ايجاد انگيزه براي صحبت كردن كودك از طريق بي توجهي به شيوه هاي ديگر تفهيم و تفهم از جمله گريه و فرياد و يا اشاره.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 7:27 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اضطراب در كودكان 

 

 

 

تمام كودكان اضطراب و بي قراري را تجربه مي كنند. در بيشتر مواقع از يك كودك طبيعي انتظار مي رود كه زمان زيادي را در حال شور و شوق، بي قراري و كنجكاوي باشد. براي مثال كودكان، زماني كه 9 ماه از سال را به خاطر رفتن به مدرسه از والدين خود جدا مي شوند، داراي دلواپسي و اضطراب خاصي هستند. در مورد بچه هاي كوچكتر اين حالت ، گاهي اوقات به ترس نيز تبديل مي شود. ( مثل ترس از تاريكي ، از طوفان ، از حيوانات و يا از چيزهاي بزرگ و قوي ). اگر قبل از شروع اين هيجانات اين نوع رفتارها مثل جدا شدن از والدين، نشاط در مدرسه و يافتن دوست در اعمال بچه ها گنجانده شود، والدين به راحتي مي توانند ارزش هاي آنها را در زمان وقوع آن براي كودكان توضيح داده و آنها را متقاعد كنند. اين روش توسط روانشناسان قديمي پيشنهاد شده است. يك نوع از اين اضطرابها و نگراني ها كه ترس از جدايي نام دارد به شدت احتياج به درمان و مراقبت دارد از علائم آن :

۱. داشتن ترس هميشگـــي و دائم درباره سلامت و امنيت والدين خود
۲. امتناع كــــردن از رفتن به مدرسه
۳. دل دردهاي دائم و مستمـــر و يا شكايت از دردهاي جسمــــي ديگـــر
۴. نگــــراني هاي فوق العاده ، زمان خوابيدن
۵. متكــــي و وابسته بودن به ديگـــران
۶. تــــرس و وحشت زياد زمــــان جدا شدن از والــدين
۷. وحشت كــردن يا كابـــوس ديدن در زمان خواب

نوع ديگري نگراني و اضطراب زماني است كه كودك از چيز خاصي ميترسد مثلاً از سگ، حشرات و يا هر چيز خاص ديگري و اين ترس باعث استرس و هيجاني در دورن كودك ميگردد. گاهي، بعضي از اين كودكان از ديدن و يا صحبت كردن با افراد جديد و ناشناس وحشت دارند. اين بچه ها به سختي ميتوانند براي خود دوستان جديدي پيدا كنند و يا با هر شخص ديگري به جز اعضاي خانواده شان ارتباط برقرار سازند. بچه هاي ديگري كه از اين اضطرابها رنج ميبرند شايد :

۱. نگرانـــي هاي زيادي در مـــورد هر چيزي قبل از وقوع اتفاق آن دارند .
۲. درباره مدرسه رفتن ، با كســـي دوست شدن و ورزش كـــردن استرس دارند .
۳. افكار مشوش و عكس العملهاي عصبي دارند ( مشغوليت ذهنـــي ).
۴. از اينكه خطا و يا اشتباهــــي كنند ، مـــي ترسند .
۵. از اعتمـــاد به نفس فــــوق العاده كمـــي بــــرخوردارند .

كودكاني كه داراي استرس و اضطراب هستند دچار تنشها و دلواپسي هاي زيادي مي شوند . نگراني هاي آنها گاهي اوقات به اندازه اي مي رسد كه ديگر قادر به انجام دادن كاري و يا تصميم گرفتن و حتي فكر كردن در مورد مسائل اطراف خود نمي باشند . كودكان مضطرب ، اغلب كودكاني ساكت ، عصبي ، شاكي ، ناراضي و كم طاقت هستند . و اغلب دربارة همه چيز مشكل دارند . والدين اين كودكان بايد بسيار هوشيار بوده و به نشانه هاي عصبي بودن و اضطراب داشتن در كودكان خود دقت كنند ، تا پس از شناخت سريع و به موقع ، مانع از پيشرفت اين حالتها شوند . اين موضوع كه بايد به سرعت باعث كاهش ترس و اضطراب در كودكان شويم ، اهميت زيادي دارد .

اگر با متمركز شدن بر روي رفتارهاي كودك خود به وجود اضطراب و نگراني در درون او پي برديد، به سرعت با يك روانشناس كودك و نوجوان و يا هر روانشناس ديگري كه در مورد سلامت فكري و معالجه آن تجربه و مهارت لازم را داشته باشد، مشورت كنيد. با مراقبتهاي ويژه؛ مشكلات اضطراب و استرس را در كودكان خود از بين ببريد. اين مراقبتها به زودي مانع از بوجود آمدن مشكلاتي، از قبيل نداشتن رابطه دوستي با ديگران، شكستها و ضربه هاي اجتماعي و دروني، كمبود شديد اعتماد به نفس در آينده خواهد شد. اين مراقبتها متشكل از روان درماني هاي انفرادي، معالجات و روان درماني هاي خانوادگي، مراقبتهاي رفتاري و مشاوره در مدرسه مي باشد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط فاطمه اسلامیه  | 

 

 اهمیت بهداشت روان در کودکان

 

 

 

 

اگر به مطالعه این مطلب پرداخته اید به احتمال زیاد از جمله افرادی هستید که به زندگی و سلامت کودکان اهمیت می دهید. گاهی اوقات شناخت بهترین راه برای دوست داشتن و تربیت فرزندان دشوار است. گاهی متوجه رفتارهایی می شوید که شما را متحیر یا دلخور می کند و یا حتی می ترساند. برای آگاهی از نحوه عملکرد تربیتی و برخورد با کودکان باید اطلاعات مفیدی در زمینه بهداشت روان بدست آورد. سلامت یا بهداشت روان عبارت از نحوه تفکر، احساس و عملکرد ما به منظور رویارویی با موقعیتهای زندگی است. بهداشت روان در بردارنده نوع نگاه ما به خودمان، زندگی مان و افرادی است که آنها را می شناسیم و به آنها علاقمندیم. همچنین به تعیین اینکه چطور استرس را کنترل کنیم، با دیگران ارتباط برقرار سازیم، گزینه های خود را ارزیابی کنیم و انتخاب نماییم کمک می کند. سلامت روان هم مانند سلامت جسم در هر مرحله ای از زندگی حائز اهمیت است.

 

مشکــــــــــــلات بهداشت روان

تشخیص تب در مکودک توسط والدین بسیار آسان است اما شاید تشخیص مشکل روانی او به این سادگی ها نباشد. مشکلات مربوط به سلامت روان را همیشه نمی توان دید اما علائم قابل تشخیص اند. این مشکلات را می توان تشخیص داد بدلیل اینکه متخصصین بهداشت روان با این علائم و بیماری های مربوط به آنها آشنایی دارند. برخی از این بیماری ها عبارتند از افسردگی، اضطراب، مشکلات خوردن، نقص توجه و اختلالات بیش فعالی. متاسفانه بسیاری از جوانان مبتلا به مشکلات روحی روانی هیچ کمی دریافت نمی کنند. کودکان و نوجوانان زیادی هستند که از دوره های استرس هیجانی رنج می برند که با درمان کوتاه مدت رو به بهبود می گذارند اما آن مشکلات الزاما منجر به آنچه تحت عنوان مشکلات بهداشت روان نام دارند، نمی شوند. اندوه ناشی از ازدست دادن یک عزیز مثالی در این مورد است. بهداشت روانی یک کودک هیچ ارتباطی با بهره هوشی او ندارد. کودکان با یا بدون مشکلات بداشت روانی IQ متفاوتی دارند. آموزش خاص یکی از سرویسهای حمایتی است که مدارس برای کمک به رویارویی با نیاز های منحصر به فرد کودکان و نوجوانانی که انواع مختلفی از مشکلات بهداشت روان را دارند، فراهم می کنند. نه هر فردی که تحت آموزش خاص قرار دارد مشکل سلامت روان دارد و نه اینکه هر کودک و نوجوان دارای یک مشکلا سلامت روان از آموزش ویژه برخوردار است.

اختلالات هیجانــــــــــــی جــــــــــدی

عبارت اختلالات هیجانی جدی برای کودکان و نوجوانان به مشکلات سلامت روان اشاره م یکند که بشدت زندگی روزانه و عملکرد آنها را در خانه، مدرسه و یا در اجتماع مختل می کند. بدون کمک، چنین مشکلاتی ممکن است منجر به افت تحصیلی، روی آوری به مواد مخدر و الکل، ناسازگاری در خانواده، یا حتی خود کشی شود.

عوامــــــــــــــل

ما همه علل مشکلات سلامت روان در جوانان را نمی شناسیم. اما می دانیم که هم محیط و هم ساختار بیولوژِیک فرد دراین امر دخالت دارد. از جمله علل بیولوژیک می توان به ژنتیک، عدم تعادلات شیمیایی و صدمه به سیستم اعصاب مرکزی اشاره کرد. این عوامل در علم پزشکی تحت عنوان اختلالات نوروبیولوژیک نامیده می شوند. بسیاری از عوامل محیطی می توانند کودکان را در معرض خطر قرار دهند. برای مثال کودکانی که با خشونت، سوء استفاده، مسامحه، یا مرگ عزیزان، طلاق و یا روابط از هم گسیخته مواجه می شوند، بیشتر در معرض مشکلات سلامت ر