|
مقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان
|
چه كنيم تا فرزندان كمرو نداشته باشیم؟
سيمين خوش كام

فرزندي دارم كه بشدت از جمع گريزان است. نمي داند در حضور مردم چگونه بايد رفتاركند،صورتش به شدت سرخ مي شود. رفتارش در خانه و مدرسه متفاوت است و هيچ وقت ازحق خود دفاع نمي كند. كمرويي مقوله اي ناروشن است، هر چه نزديكتر به آن بنگريم. تنوع بيشتري در آن مشاهده مي كنيم.بنابراين قبل از آن كه درباره نحوه مقابله با آن فكر كنيم، بايد از مضمون كمرويي شناخت بيشتري داشته باشيم.
تعــــريف كمــــرويي
كمرويي، صفت فردي است كه به خاطر ترسويي،احتياط كاري و عدم اطمينانش،نزديك شدن به آن مشكل است.فرد كمرو هشيارانه از مواجهه با افراد يا چيزهاي مشخص يا انجام كاري همراه آنان بيزار است. در گفتار يا كردار خود ملاحظه كار است،از ابراز وجود بيزار است و به طور محسوسي ترسوست.ممكن است فرد كمرو كناره گير يابي اعتماد وياازخمير مايه ي ديگري باشد: شخصيتي پرسش انگيز، بي اعتمادومشكوك. فرهنگ لغت، كمرويي رابه عنوان ناراحت بودن در حضورديگران تعريف مي كند.امابه نظرنمي رسد كه اين تعريف مطلب زيادي به آنچه عموماَدرباره كمرويي مي دانيم بيفزايد هيچ تعريف واحدي كفايت نميكند. زيرا كمرويي براي افراد مختلف داراي معاني متفاوت است.كمرويي شرايط پيچيده اي است كه آثارمختلفي بر جاي مي گذارد، از ناراحتي مختصر تا ترس بي مورد از مردم و روان رنجوري حاد.
علل كمـــــــــرويي
كمرويي علل مختلفي دارد، بعضي از آنها از اين قرارند:
• وجود فــــرد كمرو در خانواده مثل پدر،يا مادر كمـــرو و الگوگيري كودك از او
• تحقيــــر كـــودك در خانه و مدرسه
• برچسب كمـــرويي بر كـــودك زدن و تلقين كمــــرويي به او
• مقايسه كـــودك با ديگــــران
• توقــــع بيش از حد از كـــودك داشتن
• تجارب منفــــي كـــودك در موقعيتهاي مختلف
• نقل مكان هـــاي مكــــرر خانواده
• تـــــرتيب توالد
• طلاق يا مـــرگ يكي از والــــدين
• آرمان گــــرايي والدين و يا جامعـــــــه
راههــــاي پيشگيــــري ازكمــــرويي در كــــودكان:
بيشتراوقات خجالت هنگامي در طفل ايجاد مي شود كه او در زندگي خانوادگي خود تكيه گاه مطمئني نمي يابد تا با اطمينان و اعتمادبه آن، شخصيت خويش را ثبات بخشد.همين كمبود باعث مي شود كه كودك شما از تجربه كردن وقايع تازه و عجيب برحذر باشد .ممكن است شما اظهار كنيد كه: من چند فرزند دارم، اما چرا فقط اين يكي كمرو شده؟ توجه داشته باشيد حتي در يك خانواده كه نحوه تعليم وتربيت درآن يكسان است همه افراد بهره يكساني از آن نخواهند برد. پس اگر متوجه كمرويي فرزند خود شديد،به هيچ وجه او را با فرزندان ديگر مقايسه نكنيد. همچنين نبايد رفتار و كردار او را تاييد كنيد مثلا بگوييد: آفرين چه دختر ساكتي! و يا او بچه بسيار خوبي است، هميشه گذشت مي كند. بدانيد كه كودك شما مثل شاخه نورس وتري، دردستان قدرتمند شماست.پس بافرزند خود در كمال دقت و ظرافت رفتارنماييد، زيرا كمرويي و يا برعكس اعتماد به نفس او، در خانواده شكل مي گيرد.
زياد از حد نگــــران فــــرزند خود نباشيد.
اگر ترس و نگراني شمادر مورد فرزندتان زياد از حد باشد، ناخودآگاه اين ترس را به كودكتان نيز منتقل مي كنيد. اگر اين روش را ادامه دهيد، امكان عمل و ابتكار را از او مي گيريد. سعي كنيد همه چيز را از قبل براي آماده نسازيد، بلكه به او كمك كنيد تا بتواند در برابر موقعيت هايي كه احتمال خطر در آن مي رود عكس العمل مناسبي نشان دهد. درضمن سن و سال او را از ياد نبريد و او را به انجام كارهاي ساده تشويق كنيد كه از هر عامل ديگري در تصحيح رفتارش مناسبتر است.
كشــف عوامــــل جاذب
به كـــودكان در كشف هر چيز جذب كننده اي كه دروجودشان هست كمك كنيد و از امروز به تعريف كردن از فـــرزند خودتان به خاطر تمام چيزهاي جذب كننده اي كه در اعمال و وجود او مي يابيد، بپردازيد.
كـــودكان را وابستـــه به خود نكنيــــد.
فرزندان يا شاگردان خود را صرفا به اين دليل كه بهتر مي توانيد آنان را تحت كنترل يا سازماندهي در آوريد، تشويق به وابستگي نكنيد. وابستگي مانند شكلات كشي است، هرچند مزه آن خوب است اما هميشه در آخركار،به دندان شما مي چسبد.
احساس لــذت درتنهايـــــي
ترتيبي بدهيد كه كودكان به هنگام تنهايي باخودشان راحت باشند. تنهايي، زمانيكه به عنوان ابزاري براي برقراري ارتباط با خود انتخاب مي شود مي تواند تجربه اي مثبت باشد. اين به آن معناست كه مكان هايي اختصاصي و اوقاتي فردي در اختيار كودك شما قرارداده شود. همچنين به آن معناست كه زندگي كودك را با فعاليت هاي گروهي برنامه ريزي شده پرنكنيم. بنابر موقعيت حتي به آن معناست كه كودك را به انجام فعاليت هاي انفرادي مانند پياده روي در اطراف منزل،رفتن به موزه وسينما،يا كودكان بزرگتر رابه گردش در پارك تشويق كنيم.
نـــوازش، اطمينـــان و عطـــوفت
سعي كنيدفرزندان خود ( به خصوص فرزندان كمرو ) را قدري بيشتر نوازش كنيد. تماس جسماني باعث مي شود كه كودك احساس طرد شدن نكند.اين كار احساس رضايت را در او ايجاد مي كند و واقعيت وجودي او را مورد تأييد قرار مي دهد.
والدين محترم بدانند كه دستورالعمل هايي كه ذكر شد، بسيار ساده و عملي است.بااين حال اگر باز هم احساس نموديد كه فرزند كمرويي داريد، هرگز مايوس نشويد و خود را نبازيد،بهترين كار اين است كه كار را به كاردان بسپاريد و از كارشناسان متخصص كمك بخواهيد. در ضمن سعي كنيد كه رفتارتان كاملا طبيعي باشد.در اين صورت كودكان هم آرامش خاطر پيدا مي كنند و روند درمان به سرعت پيش خواهد رفت.
" هـــرگـــــز از كـــــودک خود آدمـــی خجــــول نسازيد. "
نوع موسیقی و تاثیر آن بر کودک
حامد سلطانـــی
دنیای امروز دنیایی است مکانیزه و ماشینی که میتوان گفت تمامی انسانها و حیوانات و یا تمامی موجودات زنده ایی که بر روی این کره خاکی زندگی می کنند بخشی از زندگی خود را با موسیقی سپری می کنند. به عنوان مثال در کشور هلند برای پرورش گل در زمانهای خاصی از شب برای افزایش رشد گیاهانشان از موسیقی آرام استفاده می کنند.اگر ما بخواهیم تاثیر موسیقی بر روح و روان کودکانمان را دریک جمع بندی خلاصه کنیم میتوانیم به طور کلی بگوییم که مخ به دونیم کره شکل گرفته است که یک قسمت ازآن برای محاسبات اعداد و ارقام وقسمت دیگر آن به طور کامل مربوط به قسمت هنرهای یک انسان محسوب می شود پس موسیقی یکی ازعاملهای محرک برای تخلیه روح و روان شناخته شده و می شود.
نــوع موسیقــــی و اثــــر آن بر روح و روان کـــــودکانمان :
تاثیرات روانی موسیقی هایی از نوع 8/6 را در عده ایی ازکودکان می توان پیدا کرد که یک حس شاد بودن با یک انرزی اضافی دربیشتر اوقات در وجودشان دیده می شود اما از رویی دیگر در تعداد زیادی ازکودکان دیده می شود که به علت زیاد از حد گوش دادن موسیقی های خاص که خانواده ها بیشتر به آنها علاقه دارند ذهن کودکانشان مجبور و یا عادت به دیدن و شنیدن اینگونه موزیک های خاص شده است و سبکهای دیگرموسیقی که مربوط به سنین آنها می باشند نمی توانند تحمل کنند. و گاه درعده ایی ازآنها پرخاش گریی حرکات ناموزون و یا سکوت های طولانی و … دیده می شود که اگر به اصل این موضوع برگردیم می بینیم که یکی ازعوامل اینگونه حالات شنیدن و دیدن این موزیک ها میباشد که باعث اثر مستقیم روی آنها شده است که درسنین بالاتر می توان طرز پوشیدن لباس و آداب و منششان به تقلید از آن گروهها را اشاره کرد که دربعضی موارد دچارحوادثی غیرقابل جبران می شود که باید کاملا جدی گرفت. حال اگر موسیقی ایی که مربوط به سنین آنها باشد را قبل ازرفتن به مهد کودک ویا مدرسه برایشان گذاشته شود وحس حاکم برفضایی را که فرزندانمان دوست دارند برایشان درست شده باشد می تواند تآثیرات زیر را داشته باشد :
بهادادن به هنـــــرهای کــــودکان :
کودک امروز آینده فردای جامعه هر کشور را تضمین می کند و به نوعی خلاقیت هایی که دروجودشان حاکی است اگر ارزش و بها داده شود می توانند در آینده نزدیک به نوعی به ارزشهای خود و جامعه آن کشور جامه عمل بپوشاند و می توان گفت ایده ها و نظرهایشان با کوچک بودن ازدید ما ایده های بزرگی ازدید خودشان می باشد که اگر این ایده ها را از بعدی دیگر نگاه کنیم می تواند به نوعی ایده های بزرگی برای ماهم به حساب آید. در بعضی از انسانها دیده می شود که در سنین پایین آموزشهایی دیده اند که به نسبت طرز فکرشان و خلاقیت هایشان بالاتر از دیگر افراد آن گروه سنی می باشد و می توان گفت که از کودکی مسیری را برای خود روشن کرده اند.
کودکانی وجود دارند که با سنین پایینی که دارند نوازندگان خوبی هستند و یا عده ایی از آنها هستند که کار با رایانه را به راحتی انجام می دهند و کارهایی ناخداگاه انجام می دهند که اصلا به سنین آنها نمی خورد. دربعضی از خانواده ها دیده می شود که بدون هیچ توجهی از کنار این هنرها و کارها به سادگی می گذرند و به جای تشویق فرزندانشان با یک کلمه " آفرین " یا " خوب است " و یا " برو حوصله ندارم " به راحتی از آن حرکت مثبت می گذرند ولی اگر بلعکس فقط با دادن یک کادوی کوچک آنها را تشویق کنیم فردای آن روزبه کارهای فراتر از آن می پردازند و یا با جدیت بیشتر به تمرین های آموزشی خود می پردازند . تمامی این حالات درزمانی میتواند اتفاق بیفتد که ذهنیت فرزندانمان رو به شاد بودن و یا بهتر است بگوییم رو به مثبت حرکت کند و هیچگونه فکر اضافی و یا فکر منفی برای ذهن آنها تراشیده نشده باشد.
رختخواب خيس، كابوس شبانه كودكان
دكتـــر نازيلا سلطانی

باز هم بينتيجه بود. با دو دست شقيقههايش را فشار داد. سرش گيج ميرفت. اينبار ديگر ميخواست به معلم مدرسة پسرش بگويد كه او را سر كلاس و جلو دانشآموزان ديگر براي اين عادت زشتش سرزنش كند. همة راهها را امتحان كرده بود. انواع تنبيهها و تشويقها را براي ترك اين عادت ناپسندش در نظر گرفته بود. اما هيچكدام مؤثر نبود. شبها همهچيز خوب بود. پسرك قول ميداد و با وعدههاي مادر بهخواب خوش فرو ميرفت. اما صبح روز بعد، مادر ميماند و يك رختخواب خيس. پسرك انكار ميكرد: من اينكار را نكردهام! مادر درمانده شده بود. شايد در تربيت كودكش سستي و سهلانگاري كرده بود. به چشمانش نگاه كرد، معصوم بودند و ترسان. دستش پايين افتاد و در برابر كودك بيگناه شرمگين شد ...
رختخواب خيس
شبادراري به معناي ناتواني در كنترل ادرار در طول ساعات شب است. اغلب پزشكان اين اصطلاح را براي كودكان زير پنج سال بهكار ميبرند؛ با اين حال، 5 ميليون كودك در ايالات متحدة امريكا زندگي ميكنند كه بعد از شش سالگي هم رختخواب خود را خيس ميكنند. پس بپذيريد كه كودك شما تنها نيست. براي شناخت پديدة شبادراري بايد بدانيم كه كليهها چگونه كار ميكنند. كار كليهها ساختن ادرار است. ادرار از طريق حالبها به مثانه فرستاده ميشود. مثانه شبيه بالون است و ادرار را در خود نگه ميدارد. يك دريچة عضلاني نيز مانع خروج ادرار از مثانه ميشود. با پر شدن مثانه، يك پيام عصبي به مغز ميرسد و مغز دستور باز شدن دريچة عضلاني را صادر ميكند. اگر كودك در زمان خواب اين پيام را دريافت نكند، مثانة او خودبهخود خالي ميشود.
علل ايجادكنندة شبادراري ناشناختهاند. اما عوامل متعددي با اين عارضه ارتباط دارند:
كودكان در حدود پنج الي شش سالگي كنترل ادرار در طول شب را بهدست ميآورند. اما 15 درصد كودكان پس از پنج سالگي همچنان در شب رختخواب خود را خيس ميكنند. جالب آنكه 3 درصد افراد تا پانزده سالگي نيز گاهگاه به اين مشكل دچار ميشوند. آنچه اهميت دارد دانستن اين موضوع است كه شبادراري بيماري نيست، بلكه وضعيتي است كه نياز به درمان مؤثر و مداوم دارد.
آشنا كردن كودك با عارضة شبادراري
گاه كودك از شما ميپرسد: «من نميخواهم رختخوابم را خيس كنم. نميخواهم شما را به دردسر بيندازم. پس چرا اين اتفاق ميافتد؟» ابتدا بايد به كودك بفهمانيد شبادراري گناه نيست. خودتان هم باور كنيد كه كودك بدون هيچ غرضي اينكار را انجام ميدهد. پس تنبيه يا شرمنده كردن او وضع را بهتر نخواهد كرد. براي كودكتان توضيح دهيد كه احتمالاً كلية او بيشتر از كلية ديگران ادرار ميسازد يا مثانهاش قادر به نگهداري ادرار نيست. ميتوانيد با يادآوري اين مسئله كه شما و پدرش هم مثل او بودهايد، فرزند خود را متوجه كنيد كه تنها نيست. يك بادكنك را از آب پر كنيد. به كودك بگوييد كه اين بادكنك شبيه مثانه است. وقتي پر ميشود به ديوارههايش فشار ميآيد و كشيده میشود. تا زماني كه دهانة بادكنك بسته باشد، آب از آن خارج نميشود. هرگاه مغز دستور دهد، دهانة بادكنك باز ميشود و ادرار بيرون ميريزد. به كودك بفهمانيد كه فرمان مغز همان چيزي است كه او بايد هنگام خواب دريافت كند. همچنين، كودك بايد از نظر مشكلات و بيماريهاي مربوط به شبادراري بررسي شود. بخصوص كودكي كه علاوه بر شب، در طول روز هم دچار مشكل در كنترل ادرار است. اين كودك را بايد پزشك معاينه كند و تحت آزمايشهاي ادراري قرار گيرد. خوشبختانه بجز در مورد كودكاني كه دچار بيماريهاي زمينهاي مانند ديابت و عفونت يا ناهنجاريهاي مادرزادياند، اغلب معاينات كودك را طبيعي نشان ميدهند.
درمان شبادراري كودكان
راههاي متفاوتي براي جلوگيري از شبادراري كودكان وجود دارد. توصيههاي كاربردي زير را بهخاطر بسپاريد:
1. نوشيدن مايعات را قبل از خواب كودك محدود كنيد. بعد از شام، نوشيدن حداكثر يك ليوان آب كافي است. مقدار دقيق مايع مورد نياز بدن كودك خود را از پزشك بپرسيد.
2. كـــودك را پيش از خواب به توالت بفرستيد. اگــــر مثانهاش پر نيست، مجبورش نكنيد که آن را خالــــي كند. اين كار باعث مي شود رختخوابش را خيس كند زيرا در كار مثانه اختلال بهوجود مـــيآورد.
3. محدودسازي مصرف مايعات در طول روز هيچ كمكي به بهبود شبادراري نميكند. محدودسازي مايعات بايد حداكثر دو الي سه ساعت قبل از خواب كودك باشد.
4. شبها چراغ توالت را روشن بگذاريد. گاه ترس از تاريكي باعث ميشود كه كودك رختخوابش را ترك نكند.
5. ميتوانيد از روش جايزه و ستاره كمك بگيريد. جدولي براي كودك رسم كنيد و هر روز در آن يادداشت كنيد كه شب قبل را خشك گذرانده يا خيس. بهازاي شبهاي خشك به او ستاره بدهيد و بعد از آنكه چند ستاره گرفت، تشويقش كنيد.
استفــــاده از زنگ هشــــدار دهنده
در كودكي كه رختخوابش را خيس ميكند، بايد راه عصبي مغز به مثانه تقويت شود. زنگهاي هشداردهنده براي تقويت اين مكانيسم بهكار ميروند. يك گيرندة رطوبت، بلافاصله پس از شروع ادرار كردن كودك، در رختخواب او فعال ميشود و زنگ را بهصدا درميآورد. برخي از اين زنگها لرزشي هستند كه براي كودكانِ دچار مشكلات شنوايي يا آنهايي كه به همراه سايرين در يك اتاق ميخوابند بهكار ميروند. هنگامي كه كودك بيدار ميشود و به سمت توالت ميرود، اين زنگ هشداردهنده عضلات سقف لگن را تحريك و منقبض ميكند. در نتيجه، جلو خروج بيشتر ادرار گرفته ميشود. بهتدريج كودك ميآموزد كه پيش از بهصدا درآمدن زنگ از خواب بيدار شود يا تمام شب را بدون نياز به ادرار كردن به خواب رود. به اين ترتيب، مشكل شبادراري حل ميشود. استفاده از اين روش براي كودكان زير هفت سال مناسب نيست. زيرا كودك بايد آنقدر بزرگ شده باشد كه مشكل شبادراري را دريابد و، بهعنوان بخشي از درمان، با والدين و پزشك همكاري كند. براساس آمار بهدستآمده، اين زنگها ميتوانند تا 70 درصد در درمان شبادراري مؤثر باشند. اما در 10 الي 15 درصد موارد، احتمال عود شبادراري وجود دارد. توصيه ميشود كه استفاده از اين زنگها حداقل سه هفته پس از خشك شدن رختخواب كودك ادامه يابد. بهنظر ميرسد كه درمان هر كودك با اين روش به چهار الي پنج ماه زمان نياز دارد.
درمان دارويي شبادراري كودكان
داروها بسيار سريعتر از زنگهاي هشداردهنده عمل ميكنند، بخصوص در كودكاني كه به اردو يا سفر چندروزه ميروند. اما اين داروها، بهجاي معالجه كردن عارضه، آن را براي مدت كوتاهي پنهان ميكنند.
* اسپري استنشاقي دسموپرسين براي مدت زمان كوتاه مفيد است. اين دارو باعث كاهش توليد ادرار ميشود، بسيار سريع اثر ميكند و عوارض جانبي بسيار كمي دارد. طرز مصرف آن به صورت يك پُف در هر سوراخ بيني قبل از خواب است.
* داروي ايميپرامين هم كه در درمان افسردگي بالغين بهكار ميرود، با بهبود وضعيت خواب كودك، از عارضة شبادراري جلوگيري ميكند. همچنين اين دارو، با اثر بر عضلات مثانه، مانع شبادراري ميشود. بهخاطر داشته باشيد كه نبايد بيش از سه ماه از اين دارو استفاده كنيد زيرا ميتواند موجب تغيير رفتار كودك شود.
* در مورد برخي كودكان كه عضلات مثانة آنها قبل از پر شدن كامل مثانه منقبض ميشود، اكسيبوتين كاربرد دارد.
عــــــــــود شب ادراري
گاه كودكاني كه مدتهاي طولاني رختخواب خود را خيس نكردهاند، دوباره شروع به شبادراري ميكنند. اين عارضه در اغلب موارد علت رواني دارد. كودك بهدليلي كه ميتواند تولد يك خواهر يا برادر جديد باشد مضطرب و نگران است. چنين كودكي نياز به مشاورة رواني دارد و لازم است با او دربارة آنچه نگرانش ميكند صحبت شود. از هر صد كودك مبتلا به شبادراري، يك تا دو كودك تا پانزده سالگي رختخواب خود را خيس ميكنند. شبادراري عارضهاي پردردسر ولي خوشخيم است و در بيشتر موارد بهسادگي برطرف ميشود. بسياري از كودكان سعي ميكنند بيدار بمانند تا جلو اين اتفاق را بگيرند. بايد به چنين كودكاني اطمينان داد كه اين مسئله دير يا زود حل خواهد شد. پزشك و پدر و مادر در كنار او هستند و او را حمايت ميكنند تا مشكل بهطور كامل برطرف شود.
ده راز پرورش كودكی شاد
محمود صالحی

همه پدران و مادران دوست دارند كه كودكشان شاد باشد. اما آيا ميتوانيم همانطور كه به كودكان ميآموزيم فوتبال بازي كنند يا زبان دومي را ياد بگيرند، به آنها بياموزيم كه شاد و خوشحال باشند؟ آيا بعضي از كودكان ذاتاً شاد متولد ميشوند و بقية آنها بايد بار سنگين سختيها را بهدوش بكشند؟ بهنظر بيشتر دانشمندان، ژنهايي كه كودكان هنگام تولد به ارث ميبرند بر قدرت شاد بودن آنها تأثير ميگذارد. گفتة مذكور به اين معنا نيست كه شما نميتوانيد براي لذت بردن او از زندگي كار زيادي انجام دهيد. با تشويق كودك، به او ميآموزيد كه بيشتر اوقات، خود را در بالاترين حد شاد زيستن قرار دهد. در ادامه، 10 راز پرورش كودكي شاد ارائه ميشود.
۱. به كــــودكتان عشق بورزيد.
متخصصان ميگويند كه اولين راز پرورش كودكي شاد تمجيد از اوست. ادوارد ام. هالوول، نويسندة كتاب ريشههاي كودكي شادي در بزرگسالي، ميگويد:عشق مطلق والدين مهمترين عامل در شادي كودكان است. وقتي كودكان بزرگ ميشوند، دانستن اينكه علايق، عقايد، خصوصيات و استعدادهايشان باارزش تلقي ميشود پايهگذار شادي سالهاي بعدي زندگيشان خواهد بود. البته پذيرش كودك به معناي چشمپوشي هميشگي از خطاهايش نيست. ياد بگيريد كه عملكرد كودك را نقد كنيد نه شخصيت او را. همچنين، آنچه را كه از كودك ميخواهيد به او بگوييد نه آنچه را كه نميخواهيد.
۲. "نه، من نمـــيتوانم" را به "بله، من ميتوانــــم" تبديل كنيد.
وقتي كودك شما بداند كه به او اطمينان داريد و باورش كردهايد، احساس ميكند كه دست يافتن به همهچيز برايش امكانپذير است. افكار كودك نسبت به خود بيشترين اهميت را دارد. بنابراين والدين بايد افكار مثبت به كودك خود القا كنند. وقتي كه در مدرسة ابتدايي، معلم پسر مك بلدسو، نويسندة كتاب پرورش فرزند با متانت، به او گفت كه هيچ استعدادي براي بازي فوتبال ندارد، وي به پسر سرزنششدهاش گفت كه هرگز اجازه ندهد كسي به اهداف و روياهايش راه پيدا كند. امروز پسر او بازيكني حرفهاي در يكي از تيمهاي مطرح كشور است. القائات فكري مثبت بلدسو در ذهن پسرش زندگي او را متحول كرد.
۳. مقـــــررات منصفانه وضع كنيد و به آنها پايبند باشيد.
كودكان كمسنوسال با احساس امنيت شاد ميشوند. فرض كنيد كه در بالاي آبشار مرتفعي ايستادهايد، در صورتي از ايستادن در آنجا لذت خواهيد برد كه حفاظي در برابرتان باشد، در غير اين صورت، دچار اضطراب خواهيد شد. كودكان هم اينگونهاند. وقتي كه چارچوب محكمي براي رفتارهايشان وجود داشته باشد، آنها پيشرفت ميكنند. در حقيقت، كودكان در جستوجوي ساختارند.
۴. ابعاد مثبت را بــــرجسته كنيد.
به كودك خود بفهمانيد كه هيچ مشكلي وجود ندارد كه به اتفاق هم نتوانيد آن را حل كنيد. همچنين به او بياموزيد كه خوشبين باشد. اگر اتفاق بدي افتاد، با صداي بلند فكر كنيد و بگذاريد او افكار شما را بشنود: «واي، نه... باورم نميشود كه اين اتفاق افتاده، اما درستش ميكنم، چيز مهمي نيست.» يادگيري خوشبيني مهم است، زيرا كودك مشتاق و آرزومند به احتمال زياد بزرگسالي شاد خواهد شد. افراد ناراضي و ناخشنود بر حوادث منفي زندگي متمركز ميشوند، درحاليكه افراد شاد به وقايعي ميانديشند كه چشمانداز بهتري از آينده به آنها ميدهد.
۵. حلقة شادي كـــــودكتان را كامــل كنيد.
والدين در پي معلمان و مربياني هستند كه بتوانند حلقة شادي كودكانشان را كامل كنند. به كودكتان كمك كنيد ارتباطات دوستانهاش را حفظ كند و گسترش دهد. داشتن ارتباطات قوي و مهارت برقراري آن از شروط اصلي شاد زيستن در آينده است.
۶. كـودكان را به تحرك بيشتر واداريد.
كودكان امروز سنگين وزنترند و اين براي سلامت و شادابي آنها مضر است. كودكان چاق، در مقايسه با ساير كودكان، اعتمادبهنفس كمتري دارند و افسرده ترند. اگر كودكان سرگرميهاي پرتحرك خارج از خانه را جانشين فعاليتهاي كمتحرك خانگي كنند و بهجاي غذاهاي آمادهاي كه فاقد ارزش غذايي است، غذاهاي سالم و طبيعي بخورند، از فوايد شاد زيستن بهره خواهند برد. كودكي كه خوب غذا ميخورد و ورزش ميكند مغزش موادي شيميايي به نام اندورفين ترشح ميكند كه به او احساس شادي ميبخشد. با فراهم كردن ميانوعدههاي طبيعي ازجمله ميوههاي تازة فصلي، پرهيز از قرار دادن تنقلات در دسترس كودكان و جانشين كردن غذاهاي سالم خانگي، به سلامت كودك خود كمك كنيد. كودكتان را به انجام دادن ورزش و سرگرميهاي خارج از منزل تشويق كنيد. بازي با ساير كودكان قدرت خلاقيت كودكتان را تقويت ميكند و مهارتهاي اجتماعي را به او ميآموزد.
۷. شــــادي را در جعبة يادگاريها ذخيــــره كنيد.
اشياي مورد علاقة كودكتان، عكسها، كارتپستالها، يادگاريها، كاردستيهايي را كه يادآور خاطرات شاد براي كودك هستند داخل جعبهاي قرار دهيد. هرگاه كودكتان بيمار است يا غمگين و به لبخندي ساده نياز دارد، آنها را از جعبه بيرون آوريد و به او نشان دهيد.
۸. لحظات جادويــي ارتباط را بيابيد.
اخيراً مطالعهاي بر روي 2000 كودك 5 تا 17 ساله انجام شده است. از آنان پرسيده شد كه خواهان چه چيزي هستند كه با پول نميشود خريد. همة آنها در پاسخ گفته بودند كه والدين و توجه آنها هستند. كودكان ما ميخواهند كه به آنها فكر كنيم. برنامههايي ترتيب دهيد كه همة اعضاي خانواده بتوانند در آن شركت كنند و لذت ببرند (كوهنوردي، پيادهروي...). كودكان را در فعاليتهاي روزمرهتان مانند انجام دادن كارهاي خانه، خريد و آبياري باغچه شريك كنيد.
۹. ژن تلاش دوباره را به كـــودك خود منتقل كنيد.
دختر شما همة فكر و ذهنش اين است شاگرد اول كلاس شود، ولي در اين رقابت همكلاسش برنده شده است. يك راز اصلي شاد زيستن برخورداري از قدرت پشت سر گذاشتن مشكلات است. سعي نكنيد كودك خود را از همة ناراحتيها دور نگه داريد. به او كمك كنيد بياموزد چگونه با آنها مواجه شود. اگر شكست درسي يا غيردرسي او را نااميد كرده، كمك كنيد تا هرچه سريعتر به وضعيت عادي خود برگردد. تشويقش كنيد تا احساسات خود را در قالب نوشته يا نقاشي بيان كند. شما الگوي كودكتان هستيد. مطمئن شويد كه الگوي مناسبي در مقابل اوست. روحية خود را در هيچ شرايطي نبازيد.
۱۰. در او شگفتـــي ايجاد كنيد.
هنگامي كه كودك با چيزي بزرگتر از خودش مواجه ميشود، خواه پديدهاي فيزيكي باشد يا معنوي، احساس رضايت خاطر ميكند. با كودكان دربارة عقايد خود، خداوند و مقدسات ديني صحبت كنيد. لازم نيست كه او همة جزئيات را درك كند. با او در جنگل قدم بزنيد، به ستارگان خيره شويد، به تماشاي يك كرم كوچك در گلولاي بنشينيد. احساس مراقبت و توجه در كودكان را پرورش دهيد.
پيــــــام عشق بــــراي كـــودكان
۱. بگــوييد كه دوستش داريد.
اين جمله بايد اولين چيزي باشد كه كودكتان صبحها، پس از بيدار شدن از خواب، ميشنود و نيز آخرين جملهاي باشد كه پس از شنيدن آن به خواب ميرود. موقع دعوا و مشاجره و هر زماني كه انتظارش را ندارد، بگوييد كه دوستش داريد.
۲. بنــــويسيد كه دوستش داريد.
در كيف مدرسهاش، يادداشت كوچك يا كارتپستالي بگذاريد كه بر رويش نوشتهايد:"دوستت دارم"خوب است يادداشتهايتان را درون كمد لباسها، جعبة اسباببازيها يا زير بالشتش پيدا كند. ابراز عشق و علاقة شما، با اين نوشتهها، به كودكتان نشان ميدهد كه به او فكر ميكنيد، حتي زماني كه نميتوانيد كنار هم باشيد.
۳. در آغــــوشش بگيريد.
هيچ مانعي براي در آغوش گرفتن كودكتان وجود ندارد.
۴. لمســش كنيد.
آرام به پشت او بزنيد، بازوهايتان را دور شانههايش حلقه كنيد، موهايش را بههم بريزيد.
۵. در بازياش شريك شويد.
توپ بزنيد، براي پرندگان دانه بريزيد، بادبادك هوا كنيد و با او مسابقه دهيد.
۶. گــــوش دهيد، واقعاً گوش دهيد.
در حين گوش دادن، جملاتي به زبان بياوريد كه نهايت توجهتان را به صحبتهاي او نشان دهد. جملاتي مانند «نهبابا!»، «واي، چه جالب!»، «من اصلا ً نميدانستم!»، «بيشتر در اين مورد توضيح بده!»
۷. بدون به زبان آوردن كلمـــــهاي، با او حرف بزنيد.
به تماشاي بازي او در مدرسه يا زمين بازي بنشينيد. لحظههايي كه به شما نگاه ميكند يا نگاهتان با هم تلاقي ميكند، به او لبخند بزنيد. بد نيست از چشمك زدن هم براي ايجاد ارتباط با او استفاده كنيد. علائم خاصي براي رابطهتان تعريف كنيد كه فقط خودتان دو نفر معني آنها را بدانيد.
اخـــــــــر اینکــــــــه :
آموزش، تنبيه، تشويق

شکي نيست که آموزشگاه هاي مختلف با روشهاي آموزشي متفاوت استعدادها را پرورش مي دهند. امروزه از تنبيه بدني خبري نيست آيا واقعا تنبيه بدني امري شرم آور است؟ اين که مي گويند تنبيه مخصوص حيوان است و انسان ، تا چه حدي درست است؟ آيا اين امر در تمام محيطهاي فرهنگي يا فراگيري نکوهيده است؟ پاسخ به اين سوالات با جمله «تنبيه مخصوص حيوان است» ، پاسخ داده شده اند. اگر قدري به زمان نه چندان دور برگرديم ، جمله بالا پاسخي قانع کننده نبود. البته کاري به محيطهاي ايده آل نداريم. محيطي که در آن، طفل در دبستان از امکانات آموزشي بسيار عالي برخوردار است و در منزل هم گذشته از کمک والدين با سواد، از انواع و اقسام سرگرمي هاي آموزنده برخوردار است. منظور ما محيطي است که در آن طفل معصوم بعد از صرف 4 يا 5 ساعت از بهترين ساعات عمر خود در مدرسه ، ساعات بيکاري را با بازي فوتبال در کوچه ها و درگيري با پسر همسايه پر مي کند. روشهاي آموزشي که در گذشته با تنبيه بدني همراه بود ، کاملا نکوهيده و در خور ملامت است.
در بعضي مدارس دانش آموزان مي بايست کتکهاي روز جمعه را پنجشنبه نوش جان مي کردند و يا سياه کردن انگشتان به وسيله مداد که در اکثر مواقع توانايي انجام تکاليف را از دانش آموزان به کلي سلب مي کرد. در اين دوره متاسفانه ، بعضي از مواقع دانش آموزان با مساله کتک کاري نوعي زندگي مسالمت آميز را در پيش مي گرفتند؛به اين صورت که تنبيه شدن از بخشهاي لاينفک آموزشگاهي آنان شده بود هدف اين گونه تنبيهات جز خشونت و رفع عقده نبوده است. اين اعمال کاملا غيرانساني و با اصول انساني سازگار نيستند و نخواهند بود. بتدريج با گذشت زمان ، از شدت اين گونه تنبيهات کاسته و تهديد جايگزين آن شد. تهديدي جدي و البته گاهي موارد، در قالب تشويق ! همان سياست تنبيه و تشويق يا چماق و شيريني. در اين نوع از محيطهاي آموزشي که چند سالي به طول انجاميد دانش آموز مي دانست که تنها با ارائه درست درس مي تواند از زير ضربات طاقت فرساي اولياي آموزشگاه جان سالم به در برده و تشويق هاي آنان يا اولياي خانه و حتي دوست و آشنا را به قيمت صرف وقت گرانبهايش با خواندن اجباري چند کتاب با جملات قلنبه سلنبه ، متوجه خود سازد. در چنين محيطهايي ، از يکسو از بيم تنبيه ها و از سوي ديگر در مواجهه با تشويق هاي کذايي ، عمر دانش آموز تلف مي شد طي اين دوره ، دانش آموز لحظه اي درس را براي درس نخواندند. هدفشان از درس خواندن يا اصولا فرار از تنبيه بود ، يا وصال به تشويق ! نتيجه اين که ميل باطني نقشي نداشت.
امکانات آموزشي براي دانش آموزان محرکي مثبت است، اگر اين عنصر نباشد، رکود خودنمايي مي کند و در نتيجه استعدادها از بين مي روند. بايد به نحوي محرکي را به وجود آورد تا اين استعدادها پژمرده نشوند. امروزه عنصر تشويق، به تنهايي نقش بازي مي کند و با کمي دقت مي توان دريافت که چقدر نتيجه اين بازي مايه تاسف است؛ چرا که هدف دانش آموز، کسب تشويق خواهد شد نه کسب دانش. جالب اينکه، خارج از چارچوب درس و مدرسه، مطالعه کتب ساده و يا مشکل، همراه با لذتي وصف نشدني است چون نه تشويقي در کار است و نه تنبيه. ميل باطني فعال شده و نقشش را بخوبي ايفائ مي کند اما اين زمان براي خيليها زياد به طول نمي انجامد؛ چرا که وحشت از آينده که خود معلول عواملي از جمله بيکاري، فقر مادي، نابسامانيهاي اقتصادي، اجتماعي است، مسير مطالعه را تغيير مي دهد. قصور در امر مطالعه ويران کننده سعادت آينده است درس را بايد در آرامش فکري خواند. هيچيک از موارد به تنهايي موثر نخواهند بود، اگر امکانات آموزشي کافي در دسترس نباشد.
تشویق به کتاب خوانی در کودکان

اگر می خواهید کودکی، کاری را انجام دهد، اول باید خودتان آن را انجام بدهید! هر کسی که با بچه ها کار می کند می داند که ما امروزه با موانع توجه بسیاری روبرو هستیم. نه فقط حضور مسلط تلویزیون که فعالیت های اضافه بی پایان بعد از مدرسه، تکالیف مدرسه و ... زندگی بچه ها را پر کرده است. در عین حال ما باید بتوانیم خواندن، کلمات و ادبیات را برای بچه ها سرگرم کننده و جذاب کنیم. اولین کلید این کار این است که خودتان هیجان زده باشید. یکی از پیشنهاداتم این است که در حال خواندن غافلگیر شوید! آیا تا به حال کسی را ندیده اید که عمیقاً در کتاب فرورفته است؟ شک دارم که با دیدن این صحنه توانسته باشید خودتان را نگه دارید و پرسید: " ببخشید دارای چی می خونی؟ " بگذارید بچه ها هم همین طور شما را ببینید و غافلگیر کنند. اگر فرصتی برای خواندن دارید، حتماً این کار را در جایی انجام دهید که همه شما را ببینند!
این روزها چه می خوانـــی؟
از بچه ها بپرسید چه کتابی می خوانند و این کار را زیاد بکنید. وقتی خود من بچه بودم در حسرت بحث کردن درباره کتابها بودم. دوست داشتم کتاب بخوانم اما نمی توانستم و جالب نبود درباره اش با دوستانم حرف بزنم. برای همین برای کسانی که به خواندن علاقه نشان می دادند، به خصوص بزرگسالان، ارزش زیادی قایل بودم.
آفــــرینش فضا
بچه ها برای خواندن به مکانهای امن و راحت عشق می ورزند. بعضی ها دوست دارند زیر اشیا دراز بکشند. من می دانم که فضا و جا اغلب کم هم هست اما اگر می توانید مکانی در کلاس یا کتابخانه کنار بگذارید تا بچه ها برای خواندن در آنجا آزاد باشند. صندلی های نرم یا حتی وسایلی مثل چادر اسباب بازی عالی هستند. شاید بتوانید از کسی خواهش کنید که این ساخت و سازها، برایتان انجام بدهد. لااقل از آنها سؤال کنید!
نگاهـــی جدید به نمایشگــاه
همیشه تعدادی نمایشگاه فصلی وجود دارد اما شما هم می توانید نمایشگاه های متفاوتی داشته باشید. می توانید کلکسیونی از کتابها را به بچه ها بدهید تا درباره آنها نقد بنویسند یا کشوی کوچکی در کنار قفسه کتابها داشته باشید که بچه ها بتوانند آزادانه نظراتشان را بنویسند.
تابلوی پیغامهـــا: من اینجا بودم، تو کجا بودی؟
یادگرفتن خواندن، بزرگ و هیجان انگیز است. شما می توانید جایی برای نوشتن پیغام های روزانه و اطلاعیه های خاص کنار بگذارید. درست مثل دفاتر کار که یک تابلو برای آگهی و پیغام های شخصی به نام کارکنان وجود دارد. اگر چنین چیزی داشته باشید، مردم حتماً از آن استفاده می کنند. پدر و مادرها را تشویق کنید وقتی بچه ها دنبال کتاب می گردند، به نام آنها پیغام بگذارند و آنها را تشویق کنند. این هم راه جالب دیگری برای عادت کردن به مطالعه است.
داستـــان بی پایان
می توانید در یک کلاسور در کتابخانه، داستانی دنباله دار را بچسبانید. هر روز یک جمله یا یک پاراگراف بنویسید و بگذارید بچه ها ادامه داستان را خودشان تصور کرده و اضافه کنند.
گــــوشه شعــــــر و داستـــان
کتابدار ها هم می توانند یک گوشه از کتابخانه را به فضای کاری تبدیل کنند تا بچه ها برای خواندن یک کتاب مصور یا یک شعر به آنجا بروند. تنها چیزی که لازم دارید یک صندلی، یک تابلو و یک زنگ کوچک است. از زنگ وقتی استفاده می کنید که کسی بخواهد یک داستان یا افسانه را تعریف یا اجرا کند. این طوری از دیگران برای تماشا و شنیدن دعوت می کنید. اگر این کار به نظرتان بی نظم و آشوب ناک می رسد، زمانهای خاصی برای اتفاق افتادنش در نظر بگیرید.
من کــــی هستـــــم؟
کسانی که ذوق تئاتر بازی کردن دارند می توانند با لباس مبدل بچه ها را به ذوق بیاورند. این لباس مبدل می تواند بسیار ساده باشد. کلید کار در صحبتی است که می کنید. شما باید سر نخ هایی به بچه بدهید تا حدس بزنند شما کدام شخصیت از کدام کتاب هستید ممکن است بچه ها حدسشان را روی برگه ای بنویسند و اگر درست حدس زده باشند، جایزه بگیرند. شما باید به خوبی به داستان مسلط باشید و اگر شخصیت های فرعی را انتخاب کنید، بازی جالب تر می شود. پیشنهادات من اینها هستند. لباس آزمایشگاه برای ماری کوری یک ردای سیاه برای استادی در داستان هری پاتر.
من وقت ندارم
اگر وقت زیادی ندارید یا در زمانهای کوتاه با بچه ها در تماس هستید باید از راههای سریعتری استفاده کنید. یک پیشنهاد خوب در این مورد معماها و واقعیات باورنکردنی است. همیشه چنین کتابهایی در کتابخانه وجود دارد. شما می توانید آنها را در میز امانت نگه دارید و وآماده باشید که هر روز یک واقعیت جالب یا یک معما به بچه ها ارائه کنید.
با کودکان بد رفتار چه کنيم؟
کودکان از بدو تولد بي تربيت، گستاخ، زورگو يا خودخواه نيستند. اين خصوصيات رفتاري، اکتسابي اند زيرا کودکان با بروز اين حرکات به آنچه که مي خواهند ميرسند، مگر اينکه به موقع مداخله کرده و به کودک نشان دهيد که اين رفتارهاي عجيب و غريب، فايده اي ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرايط مي شود و سعي کنيد او را به رفتار قابل قبول تري تشويق نماييد. مطالب زير راهکارهايي را به صورت مرحله به مرحله براي رويارويي با 10 مشکل عمده کودکان ارائه مي دهد.
مشکـــل اول: مسايل مـــادي
با گفتن کلمه نمي خرم، هرگز احساس گناه نکنيد. مشاجره هاي بين والدين و فرزندان معمولاً خوشايند نيست ممکن است بارها پيش آمده باشد که فرزندتان از تصميم گيري شما خوشش نيامده است.
رعايت حق تقدم و اولويت را به او ياد دهيد
در تعطيلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهيد ليستي از آنچه را که دوست دارد تهيه کرده و آن چيزهايي را که بيشتر دوست دارد در اولويت قرار دهد. خردسالان را تشويق کنيد آن چيزي را که دوست دارند با نقاشي برايتان بکشند. موقع پخش پیامهای بازرگانی، تلویزیون را خاموش کنید. تحقيقات نشان داده است که هر چه کودکان کمتر پيام هاي بازرگاني تلويزيون را ببينند کمتر براي خريد چيزهاي جديد بهانه گيري مي کنند. به همين دليل تلويزيون را در زمان پخش آگهي ها خاموش کرده و يا براي آنها توضيح دهيد همه چيزهايي را در اين آگهي ها تبليغ مي شود واقعيت نداشته و صرفاً شگردي براي فروش بيشتر محصولات شرکت هاي تجاري است.
به کــــودک خود ياد بدهيد آنچه دارد به ديگــــران نيــــز ببخشد.
مي توانيد از او بخواهيد که بخشي از هزينه هايي را که براي خريد لوازم مورد نياز او کنار گذشته ايد با کمال رضايت به يک مؤسسه خيريه ببخشد.
مشکـــل دوم: حاضــــر جوابــــي
هرگاه فرزندتان رفتار بي ادبانه اي از خود نشان داد بلافاصله او را از اين کار منع کنيد. به طور مثال مي توانيد بگوييد: وقتي با تو صحبت مي کنم، مدام به اين طرف و آن طرف نگاه مي کني .اين کار بي ادبانه است و بايد از اين کار دست برداري.
به او اعتنــــا نکنيد
آه نکشيد، شانه هايتان را بالا نيندازيد يا خشمگين نگاه نکنيد، صحبت خود را قطع کنيد تا زماني که او از حاضر جوابي دست بردارد.
او را به رفتـــارهاي مــــؤدبانه تشـــويق کنيد.
هر زمان متوجه شديد که فرزندتان رفتار مودبانه اي از خود نشان داد اين موضوع را به او يادآوري کنيد. به طور مثال به او بگوييد: از اين که مؤدبانه به حرف هاي من گوش دادي متشکرم. اين کا ر تو واقعاً قابل تقدير است.
مشکل ســــوم: ناســـــزا گفتن
به زبان آوردن کلمات غيرمجاز را ممنوع کنيد. اين قانون را براي او شرح دهيد: «وقتي از چيزي مطمئن نيستي آن را به زبان نياور». هر زمان که فرزندتان ناسزايي را به زبان آورد، بلافاصله آن را به ليست کلمات غيرمجاز اضافه کنيد. توضيح دهيد که چرا ناسزاگويي کاري زشت و غيرقابل قبول است و بسياري از مردم به زبان آوردن اين کلمات را نادرست مي دانند. اگر يک بار اين کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت عادت در آيد و اين کلمات زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان يا والدين دوستان شان هم تکرار کنند.
کلمه مــــورد قبــــول را جانشين آن کنيد.
کلمات خنده داري که اصلا ناخوشايند نيستند را انتخاب کنيد تا به جاي کلمات نامناسب استفاده شود و يا اين که فرزندتان خودش از کلماتي استفاده کند که بار منفي ندارد. مثل : بي ادب
احساساتـــــي نشويد.
وقتي که فرزند خردسال تان براي اولين بار کلمه نادرستي را تلفظ کرد به او بگوييد: «در خانواده ما از اين کلمات استفاده نمي شود» و به کودکان بزرگتر گوشزد نماييد که شما به خوبي با قوانين اين خانه آشنايي داريد، ديگر نمي خواهم اين کلمه را بشنوم.
مشکـــل چهـــارم: دروغگـــــــويي
از او بخواهيد که در گفته هايش صادق باشد، به فرزندتان بگوييد: «همه افراد خانواده ما مايلند هميشه نسبت به ديگران صادق باشند.» وقتي در صحبت هايش صداقت را حفظ مي کند از او به دليل کاري که انجام داده قدرداني کنيد. براي او شرح دهيد که چرا دروغ گويي کار بدي است.توضيح دهيد که وقتي حقيقت را نمي گويد ديگران را به دردسر انداخته، احساسات آنها را جريحه دار کرده و هيچ کس به او اعتماد نمي کند و ا