|
مقـــالات روانشناســــــی درباره کـــــــودکان
|
روشهای بهتر خوابيدن کودکان
ترجمه: روح الله اسماعيلی
1 - نقاشــــی كـــــردن خوابها:
هرگاه خواب ترسناكي كودك شما را اذيت مي كند از او بخواهيد آنچه را كه در خواب ديده نقاشي كند. سپس بگذاريد تمام چيزهايي را كه در نقاشي اش كشيده براي شما توضيح دهد. پاي حرفهاي كودكتان بنشينيد تا درباره هيولا يا صحنه ترسناكي كه در خواب ديده است دقيقاً توضيح دهد. با اين روش به تدريج تلخي آن خواب را از او بگيريد. وقتي كودك در روشنايي روز خواب بد خود را تعريف مي كند وحشت و هراس آن كابوس رنگ مي بازد و از بين مي رود. همچنين كودك مي تواند خوابهاي قشنگ خود را هم نقاشي كند. به كمك ترسيم خوابهاي قشنگ، بچه مي تواند خواب خود را بسط دهد و شما هم بدين ترتيب مي توانيد از روي اين رؤياهاي زيبا در شب هاي آينده قصه هاي خوبي براي او نقل كنيد.
انجمن درمانگران ایران
فرزندان ناسازگار
فرهنگ فرهی

رفتارهــاي ناسازگارانه:
رفتارهايي هستند كه با نظر پدر و مادر ، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد مي كند به طوري كه خود نيز تحت تأثير واكنش هاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع مي شوند.
انــــواع رفتــــارهاي ناسازگارانه :
روانشناسان معمولاً رفتارهاي ناسازگار را در سه طبقه تقسيم بندي مي كنند:
1. اختلال بيش فعالــــي و كمبود توجه
2. اختلال لجبازي و نافرمانـــي
3. اختلال سلــــوك
گرچه شباهت هاي زيادي بين آن ها وجود دارد، ولي ويژگي هاي متمايز كننده اي هم در آن ها به چشم مي خورد. ممكن است علايم هر سه طبقه در يك كودك ديده مي شود كه براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هر كدام اشاره مي نماييم.
كــــودكان بيش فعـــال و كمبـــود توجه :
- نمي توانند رفتارشان را كنترل و تنظيم كنند.
- نمي توانند رفتارهاي هماهنگ و مناسب با اطرافيان، از خود نشان دهند.
- با علامت هايي مثل كم توجهي، حواس پرتي و كمبود تمركز همراه مي باشند.
- رفتارهاي تكانشي آن ها بيش از حد معمول است.
- در كارهايي كه به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هيچ تفاوتي با همسالان خود ندارند.
- خيلي سريع توسط محرك هاي خارجي دچار حواس پرتي مي شوند واز كار خود وظيفه اصلي خود (غالباً تكاليف مدرسه) باز مي مانند.
- اغلب وسايلشان را گم مي كنند و فــــراموشكارند.
- مرتب حـــركت مي كنند و آرام و قرار ندارند.
- ميان صحبت ديگـــــران مي پرند و تأمل ندارند.
- نوبت را رعايت نمــــي كنند.
- ســــريع از كوره در رفته و اشيا را به سوي ديگران پرتاب مي كنند.
- رفتارهاي جسورانه و خطـــرناكي از خود نشان مي دهند.
- در توجه به جــــزئيات ناتوانند.
- در صحبت كــــردن مستقيم با آنان، به نظر مـــي رسد به گوينده توجــــهي ندارند و گوش نمـــي كنند.
- قادر به پي گيـــري دستورات نيستند و كارها را نيمه كارها رها مي كنند.
- از كارهايي كه نياز به تلاش ذهني دارد اجتناب مي كنند.
كــــودكان لجباز و نافـــــرمان :
- رفتارهاي منفــي و نابهنجار از آنها زياد ديده مي شود.
- از قوانين روزمره ســـرپيچي مي كنند.
- زود قهـــــر مي كنند و قشقرق به راه مي اندازند.
- با بزرگتــرها بيش از حد بحث و جدل مي كنند.
- ديگران را در امور مقصر مي دانند و از آزار و اذيت و ناسزاگويي به آنان دريغ ندارند.
- عصبانـــي و زود رنج اند.
- رفتارهاي خشــــــونت آميــــز دارند.
- كينه توز و انتقام گيـــرنده اند.
كــــودكان اختلال سلــــوك :
- معمولاً به حقوق ديگـــران تجاوز مي كنند.
- رفتارهايي مانند قلدري و تهديدي ديگــــران دارند.
- در نزاع و كتك كاري از وسايل خطرناك مانند چاقو و ... استفاده مي كنند.
- معمولاً دست به ســـرقت مي زنند.
- به اموال عمومـــي و ديگران تخريب مي رسانند.
- فرار از خانه و مدرسه در آنها بيشتــــر ديده مي شود.
علل و انگيــــزه هاي ناسازگاري فــــــرزندان :
1. علل ارثـــــي :
گروهي معتقدند بسياري از ناسازگاري هاي كودكان ريشه در سرشت و طينت آن ها دارد كه به همراه ژن از طريق والدين به آن ها منتقل مي شود.
2. علل زيستــــــــــي :
مانند نقص عضو، اختلال در بينايي و شنوايي و اختلال در مغز و دستگاه هاي عصبي در قبل يا حين يا بعد از تولد مي تواند از ديگر عوامل باشد.
3. علل روانــــي :
مانند وجود فشارهاي دروني، ميل به استقلال، وجود تعارض و كشمكش در زندگي روزمره خصوصاً زماني كه كودك خود را بي پناه و بدون پشتوانه احساس كندف عادات عصبي مانند ناخن جويدن و انگشت مكيدن و .. در او مشاهده مي شود.
4. علل عاطفــــــــــي :
مانند احساس محروميت از محبت والدين، ناكامي از دستيابي به اهداف مورد علاقه، ولادت كودك جديد در خانواده، عدم امنيت عاطفي به هر دليل ممكن.
5. علل اجتماعــــي :
مانند نابساماني و اختلاف و درگيري بين اعضاي خانوادهف متاركه ي والدين، بدآموزي از الگوهاي خانه و مدرسه و جامعه، عدم مقبوليت در بين ديگران، يادگري رفتارهاي نامطلوب از گروه همسالان، عدم نظارت كافي والدينف عدم وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشكلات اقتصادي و ....
6. علل تربيتـــــي:
مانند عدم يا افراط محبت، ناهماهنگي بين عاملان تربيتي در خانه و مدرسه و جامعه، برآورده كردن تمام خواسته هاي كودك بدون چون و چرا و يا بالعكس، تنبيه بدني و آزارهاي رواني، مقايسه و تحقير و سرزنش كودك و ...
چگونه با رفتــــارهاي ناسازگارانه فـــــرزندان برخورد كنيم ؟
* اگر خود تحت فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي توانيم رفتار و گفتار خود را كنترل كنيم، بهتر است قبل از انجام هر كاري در مورد فرزند به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم كه تحقيقات نشان داده است اگر والدين بتوانند برخي رفتارهاي خود را تغيير دهند فرمانبري كودك بيشتر خواهد شد.
* افكار غلط و انحرافي درباره فرزند خود نداشته باشيم. مثلاً فرزندم اين كار را مي كند تا حرص مرا در بياورد. يا او باعث تمام مشكلات در خانه است. چنين افكاري زمينه به وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به فرزند مهيا مي كند و يقيناً بر رفتار ما و او اثر منفي مي گذارد.
* از ارائه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. مثلاً به جاي اين كه بگوييم «خودت را جمع و جور كن» شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي خواهيم مثلاً دوست دارم تا پنج دقيقه ديگر دفتر و كتاب هايت را از وسط اتاق جمع كني.
* به جاي سخنراني و بحث و جدل، كوتاه و مؤثر با لحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تأثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد چه عاقبتي در انتظار اوست.
* به ياد داشته باشيم عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه مدت باشد. مثلاً نگوييم « براي هميشه ازاين خانه خواهم رفت» يا «حق نداري از اين به بعد تلويزيون تماشا كني» بهتر است بگوييم امروز از ديدن اين برنامه محروم هستي و يا اين هفته تو را به پارك نمي برم.
* انجام دادن خواسته هايمان را وظيفه او ندانيم بلكه بعد از انجام دادن دستوراتمان او را با كلام و هداياي مورد علاقه تشويق نماييم.
* با مشاركت فرزندمان ليستي از مهمترين قوانين در خانه به ترتيب و همراه با روش انجام دقيق آن ها تهيه كرده و پس از مشخص كردن نوع محروميت براي انجام ندادنشان، با قاطعيت اجرا كنيم.
* عوامل مشكل ساز را شناسايي و در جهت رفع آنها اقدام نماييم.
* به نيازهاي جسمي، عاطفي، رواني، اجتماعي، اقتصادي فرزندان بيشتر توجه كنيم.
* سعي كنيم فرصتي را ايجاد كنيم تا كودكان بتوانند نسبت به رفتارهاي نامناسب خود فكر كنند.
* ارتباط خود را با مدرسه و مسؤولان بيش از پيش تقويت كنيم.
* ار تنبيه بدني اكيداً خودداري نموده و در صورت نياز از محروم سازي هاي كوتاه مدت استفاده كنيم.
* براي شنيدن مسائل و مشكلات فرزندان وقت گذاري كنيم.
* از ســــرزنش و تحقير كردن و مقايسه فرزندان جداً خودداري كنيم.
* علايم هشدار دهنده خشم را به فرزندان آموزش دهيم تا بتوانند خشم خود را بهتر كنترل كنند از جمله علايم : علايم جسمي مثل (افزايش ضربان قلب، سريع شدن تنفس، عرق كردن، سفت شدن عضلات ، داغ شدن بدن و ...) علايم فكري مثل (ازش متنفرم، مي خوام بزنمش، داره به من زور ميگه و ...) علايم رفتاري مثل (داد زدن، تهديد كردن، لرزيدن، لگد و كتك زدن، گريه كردن و ...)
* روشهاي آرامش دهي را به آنها آموزش دهيم از جمله :
- تنفس عميق : يعني دم عميق با يك شماره و نگهداري هوا در شش ها تا چهار شماره و بعد بازدم آهسته با دو شماره
- تجسم : يك تصوير آرامش بخش مثلاً خود را شناور داخل يك قايق كه به آرامي همراه امواج تكان مي خورد تجسم كنيد يا تصور يك ساعت شني كه عصبانيت مثل دانه هاي شن به آرامي از بدنش خارج مي شود.
- روش آدم آهني و عروسك پارچه اي : از او مي خواهيم مثل يك آدم آهني عضلات خود را سفت كند و بعد از پانزده ثانيه عضلات خود را سفت كند و بعد از پانزده ثانيه عضلات خود را مثل يك عروسك پارچه اي شل كند.
- حرف زدن هاي مثبت با خود : ولش كن، بي خيال، خونسرد باش، نمي گذارم مرا عصباني كند و ...
* يكي از دلايل عصبانيت و ناراحتي فرزندان اين است كه نمي توانند احساسات خود را به درستي بيان كنند، با كمك عكس و فيلم و نقاشي يا صورتك هاي كارتوني انواع احساسات مثل ( خشم، ترس، شادي و غم و....) را به آنها آموزش دهيم.
* چون بسيار از ناسازگاري هاي كودكان به دليل عدم آشنايي والدني با مهارت هاي زندگي است توصيه مي شود مهارت هاي ارتباطي مثل گوش دادن، ابراز وجود، حق مسأله و تصميم گيري و ديگر مهارت هاي زندگي را خود بياموزيم و به فرزندانمان نيز آموزش دهيم.(جهت آشنايي بيشتر مي توانيد به بروشورهاي مهارت هاي زندگي از شماره 34 تا 44 مراجعه فرماييد)
* در مورد كودكان بيش فعال علاوه بر موارد فوق رعايت موارد زير تأكيد مي شود:
- دارو درماني مستمر زير نظر روانپزشك كه ممكن است تا چند سال طول بكشد، چرا كه با تشخيص و مراقبت درست اكثريت قريب به اتفاق آنان تا پايان دوره نوجواني درمان مي شوند.
- تأمين خواب مناسب شبانه به هر طريق ممكن، حتي با اعلام خاموشي براي تمامي اعضاي خانواده، مثلاً ساعت 9 شب.
- پرهيز از خوردن قند و شكر، نوشابه گازدار، كاكائو، چيپس، پفك و ...
- آموزش والدين در زمينه شيوه برخورد با آنها و نحوي كمك كردن به فرزند بيش فعالشان در انجام كارهاي روزانه.
چگونه با كودک از مرگ بگوييم
دکتر هادی شاکر

توضيح مرگ به كودكان يكي از سخت ترين كارها براي اولياست، بخصوص هنگامي كه خود آنها با غم مرگ عزيزي دست به گريبان هستند. اما مرگ يك بخش غيرقابل انكار از زندگي است و چه بخواهيم و چه نخواهيم، از خردسالي، كودكان نسبت به آن كنجكاو مي شوند و به فهميدن و پرسيدن درباره روشهايي كه احساس غم مربوط به آن را به طور طبيعي نشان بدهد، علاقه مند هستند. شايد باعث تعجب باشد كه بدانيد حتي كودكان كم سن و سال هم از مرگ آگاه هستند. كودكان در قصه هايشان يا برنامه هاي تلويزيون از مرگ مي شنوند، يا در اطراف خود حيوانات خانگي يا خياباني مرده را مي بينند. علي رغم اين موارد، هيچ كدام از كودكان مفهوم مرگ را نمي دانند. آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درك كنند و در عوض، آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند. آنها تصور مي كنند كه اجساد هنوز مي خورند و مي خوابند و كارهاي هميشگي خود را انجام مي دهند، فقط با اين فرق كه اين كارها را يا در آسمانها و يا در زير خاك انجام مي دهند. حتي وقتي يكي از اوليا يا خواهران و برادران كودك در گذشته است او نمي تواند اين اتفاق را براي آنها در نظر بگيرد.
احساسات خود را در مورد مــــرگ توضيح بدهيد
سوگواري يك واكنش بسيار مهم براي التيام غم مرگ عزيزان است و اين هم در مورد بزرگسالان و هم در مورد خردسالان صادق است كودك را نبايد با سوگواري شديد، وحشت زده كرد ولي از طرفي هم نبايد مسأله را بي اهميت جلوه داد. به كودك بايد توضيح داد كه بزرگترها هم نياز به گريه كردن دارند و اينكه ما به خاطر از دست دادن كسي ناراحت هستيم. در غير اين صورت كودك كنجكاوانه تغييرات خلقي شما را درك مي كند و بخصوص وقتي حس كند مسأله اي وجود دارد ولي شما سعي در مخفي كردن آن داريد، نگران تر مي شود.
واژه هاي مسأله ساز
در بخش نخست، به چگونگي نگاه كودكان به مقوله مرگ و اينكه آنها نمي توانند مفهوم هميشگي بودن مرگ را درك كنند و در عوض آن را به عنوان يك اتفاق موقت و قابل برگشت در نظر مي گيرند، اشاره شد و همچنين نكته هايي براي ايجاد ارتباط مناسب با كودكان مطرح شد. در بخش پاياني، ساير نكات مهم در اين زمينه مورد بررسي قرار مي گيرد. از عبارت هايي كه به يك امر خوب اشاره مي كند، پرهيز كنيد. عبارت هاي معمول بزرگترها در مورد مرگ مثل: در آرامش استراحت كردن يا خواب ابدي يا رفتن به يك جاي دور براي خردسالان بسيار گيج كننده است. پس نگوييد كه پدر بزرگ خوابيده است يا به يك جاي دور رفته است . كودك ممكن است با اين توضيحات از رفتن به تختخواب نگران شود و فكر كند كه او هم ممكن است بخوابد و ديگر برنگردد يا اگر شما به خريد و كار برويد، فكر كند كه شما هم برنمي گرديد. مرگ را هر چه قابل لمس تر براي او توضيح بدهيد. مثلاً بگوييد: پدر بزرگ خيلي خيلي پير شده بود و بدنش قادر به كار كردن نبود. اگر پدر بزرگ قبل از مرگ مريض بوده است اطمينان حاصل كنيد كه كودك بفهمد مريض شدن مثل سرما خوردن معني مردن نمي دهد. به او توضيح بدهيد كه اين مريضي ها نمي تواند كسي را بكشد. در مورد كاربرد واژه هاي خداوند و بهشت با احتياط كامل رفتار كنيد. زيرا اين مفاهيم را براي يك كودك 10 ساله يا حتي كوچكتر به كار مي بريد و هدف شما اين است كه او را آرام كنيد پس مراقب باشيد او را بيشتر، گيج و مضطرب نكنيد.
براي مثال اگر بگوييد: مادر بزرگ الان خيلي خوشحال است چون توي بهشت است كودك فكر مي كند چطور وقتي مادر بزرگ واقعاً خوشحال است، همه كساني كه دور و بر من هستند، اين قدر ناراحتند؟ يا مثلاً اگر بگوييد كه عمو آنقدر خوب بود كه خداوند او را پيش خودش برد. كودك فكر مي كند اگر خدا عمو را پيش خودش برده چون خوب بوده، پس ممكن است مامان، من يا هر كس خوب ديگري را نيز پيش خودش ببرد!! يا اگر من هم خيلي خوب باشم مي توانم بروم پيش خداوند و بابا بزرگ را ببينم يا اينكه سعي كنم بچه بدي باشم تا بتوانم بيشتر پيش بابا و مامان بمانم! بنابراين عبارتي به كار ببريد كه او را نگران تر نكند. مثلاً بگوييد: ما خيلي ناراحتيم كه بابا بزرگ ديگر پيش ما نيست و ما خيلي دلتنگ او مي شويم ولي خوب است كه بداني او الان پيش خداوند است.
منتظر واكنش هاي مختلفي از سوي كودك باشيد.
كودكان علاوه براحساس غم درباره مرگ، احساس گناه يا خشم نيز پيدا مي كنند. بخصوص اگر متوفي يك فرد نزديك خانواده باشد. مثلاً كودك ممكن است فكر كند خواهرش به خاطر حسادت هاي او مرده است يا چون او خواهرش را كتك مي زده و اذيت مي كرده، مرده است و از اين احساس به احساس گناه برسد. گاهي ممكن است كودك نسبت به متوفي خشمگين بشود كه چرا او را ترك كرده و رفته، يا حتي نسبت به شما، پزشكان و پرستاران احساس خشم كند.
از سوي ديگر كودك ممكن است با بروز رفتاري كاملاً بي تفاوت شما را متعجب كند. مثلاً بگويد حالا كه بابا پيش ما نيست، من راحت تر مي توانم بازي كنم! از اينگونه عبارات تعجب نكنيد و آنها را به حساب ناتواني كودك از درك مفهوم پيچيده مرگ بگذاريد. كودكان نمي توانند آنطور كه بزرگترها معني و اثر مرگ را درك مي كنند، اين موضوع را درك كنند، بنابراين چنين كودكاني سنگدل و بي احساس نيستند. انتظار تكرار سؤالات كودك را داشته باشيد، سؤالات تكراري در مورد مرگ و توضيح علائم غم و ناراحتي براي كودك، ممكن است مدت ها به طول بينجامد. حتي با بزرگتر شدن وي و رشد مهارت هاي شناختي او، سؤالات تازه تري مطرح مي شود. نگران نباشيد كه توضيحات شما ناقص بوده، چرا كه سؤالات تكراري كودكان يك امر طبيعي است. تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه با صبر هر چه تمامتر به آنها پاسخ دهيد.
به كودك كمك كنيد خاطرات خوب فرد فوت شده را به ياد بياورد. صحبت از شيريني با او بودن و اجازه تعريف از گذشته دادن به كودك خيلي آرامش مي دهد. كودكان به روش هاي قابل لمس براي سوگواري نيازمند هستند، بنابراين به جاي شركت در مراسم تدفين، كودك زير 10 سال مي تواند در خانه شمع روشن كند يا يك آواز براي فرد در گذشته بخواند، تصوير او را بكشد يا در مراسم ديگر سوگواري شركت داده شود. دادن يك وسيله از فرد فوت شده به كودك، براي ايجاد احساس آرامش در او بسيار مؤثر است؛ مثلاً مي توان يك گردنبند از مادر بزرگ را در اتاقش گذاشت.
گاهي اوقات مادر به علت سقط جنين دچار سوگ مي شود. در اين موارد كودك نيز نگران مادر مي شود حتي بدون اينكه بداند حاملگي و تولد چه معني مي دهد. او ممكن است احساس گناه كند و يا به سوگ از دست رفتن نقش خواهر يا برادر خودش بنشيند كه شما از قبل به او وعده داده بوديد. در اين مواقع كودك احتياج دارد مطمئن شود اينگونه مرگ و مير خيلي نادر است، بخصوص اگر شما قصد بارداري ديگري داريد. به كودك بايد توضيح داد: بچه فوت شده به اندازه كافي بزرگ نشده بود كه بتواند به دنيا بيايد و بيرون از شكم مامان زندگي كند . به كودك خود اجازه بدهيد با كشيدن يك نقاشي يا درست كردن يك كاردستي در اين باره سوگواري خود را نشان بدهد.
در مواقعي كه از تلويزيون يك حادثه را مشاهده مي كنيد، كودك شما اضطراب و نگراني شما را درك مي كند. بنابراين به او بگوييد: از اينكه مردم ناراحت شده اند و با سختي روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولي در كنار تو خواهم بود و از تو مراقبت خواهم كرد. سعي كنيد كه كودك هر چه زودتر به زندگي هميشگي و روزمره اش برگردد، فعاليت ها و برنامه هاي هميشگي به كودك كمك مي كند كه زودتر احساس امنيت و آرامش كند. در شرايط دشواري كه خود شما از يك غم بزرگ در رنج هستيد، انتظار رفتار كامل و بدون اشكال از خود نداشته باشيد. در اين مواقع ممكن است شما جلوي كودك گريه كنيد يا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشيد كه اينها همه طبيعي است، بنابراين از دوستان و اقوام كمك بخواهيد و به ياد داشته باشيد هرچه شما به خودتان بيشتر كمك كنيد تا با مسأله سوگ كنار بياييد، به كودكتان نيز بيشتر مي توانيد ياري برسانيـد.